کتاب «بازار و دولت در ایران: سیاست در بازار تهران» نوشتهی آرنگ کشاورزیان، به بررسی رابطهی بازار تهران با دو نظام سیاسی متفاوت پرداخته است: حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی. نویسنده از یک پارادوکس تاریخی آغاز میکند. حکومت پهلوی در چارچوب برنامههای نوسازی خود کوشید نفوذ بازار را محدود کند، اما بازار نهتنها از میان نرفت، بلکه استقلال سازمانی خود را حفظ کرد و در تحولات منتهی به انقلاب نقش مهمی ایفا نمود. در مقابل، جمهوری اسلامی نیز پس از سالها نخستین در عمل سیاستهایی را اجرا کرد که ساختارهای سنتی بازار را دگرگون ساخت و توان آن را برای بسیج سیاسی کاهش داد. این تناقض، محور اصلی پژوهش کتاب است. در همین راستا، دو فصل نخست کتاب به تعریف و صورتبندی مفهوم بازار میپردازند. در این دو فصل این مهم از طریق بررسی مباحث نظری و ایدئولوژیک دربارهی اقتصاد و بازار، به طور کلی، انجام میشود. فصول سوم و چهارم، بیش از همه به مباحث تاریخی اختصاص یافتهاند. فصل پنجم کتاب مطالعاتی دربارهی کالاهای فرش، چای، بلور با رویکردی قومشناختی ارائه میدهد. فصل ششم کتاب، مشخصا به رابطهی بازار با نهاد دولت و مسجد پرداخته است که تمرکز آن بر ابعاد سیاسی بازار است. همچنین گفتنی است که یکی از ویژگیهای مهم کتاب، اتکای آن به پژوهش میدانی و بررسی جزئیات ساختار بازار تهران است. نویسنده صرفا به تحلیلهای کلان سیاسی اکتفا نمیکند و به صورت مستدل بحث میکند که تحولات اقتصادی و سیاسی چگونه در زندگی روزمرهی فعالان بازار بازتاب یافتهاند. در نتیجه، میتوان گفت که کتاب ترکیبی از دادهها با تحلیلهای نظری است. در مجموع، اثر حاضر یادآور این نکته است که تاریخ سیاسی ایران را نمیتوان منحصر به دولتها، احزاب یا رهبران سیاسی کرد. در پس بسیاری از رویدادهای مهم، نهادهایی قرار دارند که در ظاهر اقتصادیاند، اما در عمل شبکههایی از روابط اجتماعی و سیاسی را در خود جای دادهاند. بازار تهران یکی از مهمترین این نهادها بوده است که اثر حاضر مفصلا به آن پرداخته است.
درباره آرنگ کشاورزیان
آرنگ کشاورزیان دانشیار مطالعات خاورمیانه و اسلامی در دانشگاه نیویورک است. تحقیقات وی بر سیاست های مدرن ایران، اقتصاد سیاسی منطقه خلیج فارس و سیاست های مقایسه ای خاورمیانه متمرکز است.