«مده آ» نوشتهی آئوریلو پس بازآفرینی تئاتری مدرنی از یکی از خشنترین و ماندگارترین اسطورههای تراژیک جهان کلاسیک است؛ نمایشی که در میانهی دههی ۱۹۹۰ شکل گرفت و نخستین اجرای شاخص آن در سال ۱۹۹۹ در جشنوارهی Estate Romana رم توسط گروه La Zattera di Babele روی صحنه رفت. این اثر نه بازگویی صرف اسطورهی مده آ، بلکه مواجههای معاصر با حافظهی اسطورهای، صدای زنانه و تجربهی تبعید و خیانت است؛ مواجههای که زبان تراژدی باستانی را به درامی درونی و روانشناختی بدل میکند. نمایشنامهی پس از دل اسطورهی شناختهشدهی مده آ، بهویژه روایت اوریپید، تغذیه میکند، اما ساختار روایی آن را دگرگون میسازد. بهجای تمرکز بر توالی بیرونی کنشها، روایت عمدتا از درون ذهن و حافظهی مدهآ شکل میگیرد. اسطوره نه همچون واقعهای تاریخی، بلکه همچون خاطرهای زنده و زخمی بازگفته میشود؛ خاطرهای که مدئا خود آن را روایت، بازسازی و قضاوت میکند. در اینجا، نمایش به مونولوگی دراماتیک و فشرده نزدیک میشود که در آن مرز میان گذشته و اکنون، اسطوره و هویت فردی، بهتدریج محو میشود. در سطح روایی، عناصر بنیادین اسطوره حفظ میشوند: عشق افراطی، خیانت، تبعید و پاسخ ویرانگر به طردشدن. با این حال، پس این عناصر را نه بهعنوان رخدادهایی بیرونی، بلکه بهمثابه وضعیتهای روانی بررسی میکند. مده آ بیش از آنکه کنشگر صحنه باشد، شاهد و راوی سرنوشت خویش است؛ زنی که هم قربانی است و هم عامل، و هیچیک از این دو موقعیت بهسادگی او را تبرئه یا محکوم نمیکند. مسیر روایت بهگونهای طراحی شده که تماشاگر را درون منطق درونی مدئا قرار دهد، نه در جایگاه داور اخلاقی. از منظر مضمونی، خیانت هستهی مرکزی نمایش است، اما نه صرفا خیانت عاشقانه. خیانت در اینجا به معنای فروپاشی پیوندهای هویتی است: گسست از سرزمین، زبان، خانواده و نقش اجتماعی. مدهآ بهعنوان زن بیگانه، در جامعهای که هرگز به او تعلق نداشته، همواره در وضعیت تعلیق و طرد زیسته است. این بیگانگی، خشم او را نه به واکنشی لحظهای، بلکه به وضعیتی انباشته و مزمن بدل میکند. نمایشنامه، از این منظر، با مسائل معاصر مهاجرت، حذف و ناپذیرفتهشدن فرهنگی پیوند میخورد. مضمون محوری دیگر، حافظه و داستانسرایی است. پس با واگذاری روایت به خود مدهآ، اسطوره را از روایت مسلط تاریخی جدا میکند و آن را به شهادتی شخصی بدل میسازد. حقیقت دیگر امری عینی و بیرونی نیست، بلکه از خلال صدا، خاطره و رنج شکل میگیرد. خشونت اسطورهای، در این چارچوب، نه برای شوکآفرینی، بلکه برای بیان شدت تجربهی درونی به کار میرود؛ تجربهای که زبان عادی از بیان آن ناتوان است. از نظر سبکی، نمایشنامه بر ایجاز، تمرکز زبانی و قدرت بازیگر متکی است. دیالوگهای اندک و مونولوگهای متراکم، بار اصلی درام را به دوش میکشند. این انتخاب، به اثر قدرت عاطفی بالایی میبخشد، اما در عین حال میتواند برای مخاطبانی که با پیشزمینهی اسطوره آشنا نیستند، چالشبرانگیز باشد. همچنین دسترسی محدود به متن مکتوب نمایشنامه، تحلیل دقیق ساختار صحنهای را دشوار میکند و اهمیت اجرا را دوچندان میسازد. در جمعبندی، «مدهآ»ی آئوریلو پس تفسیری معاصر و جسورانه از یک اسطورهی کهن است؛ تفسیری که تراژدی را از سطح کنشهای بیرونی به عمق حافظه و هویت میبرد. این نمایشنامه نشان میدهد که چرا مدهآ همچنان شخصیتی زنده و آزاردهنده باقی مانده است: نه بهعنوان هیولا، بلکه بهعنوان صدایی که حذف شده، اما خاموش نشده است.
درباره آئوریلو پس
اورلیو پس (پالرمو، 1942 - پالرمو، 8 دسامبر 2020 ) نویسنده، نمایشنامهنویس و منتقد موسیقی ایتالیایی بود.