اگر شما هم از آن دست خوانندگانی هستید که از کلیشههای «دولت در برابر بازار» یا «فردگرایی در برابر جمعگرایی» خسته شدهاید، این کتاب افق تازهای برابرتان میگشاید. بری نه یک ایدئولوگ یکسویهگراست و نه یک نسبیگرای بیتفاوت. او با دقتی فلسفی و مهارتی تاریخی، سیر تحول این اندیشه را از مدرسیان اسپانیایی قرن شانزدهم (مکتب سالامانکا) تا فریدریش فون هایک، برنده نوبل اقتصاد در ۱۹۷۴، دنبال میکند و در میانه راه از چهرههای بزرگی همچون سر متیو هیل، برنارد ماندویل، دیوید هیوم، آدام فرگوسن، آدام اسمیت، کارل منگر و هربرت اسپنسر میگذرد. اما این فقط تاریخ اندیشه نیست؛ بری پرسش اساسیتری دارد: آیا توضیح «نظم خودانگیخته» در اقتصاد (بازار) به همان خوبی در حقوق و سیاست (قواعد حقوقی و نهادهای حکومتی) کار میکند؟ پاسخ او –که به جرأت میتوان گفت جذابترین بخش کتاب است– یک «نه» مشروط و تأملبرانگیز است.
آیا تا به حال به این فکر کردهاید که چگونه هزاران نفر در یک بازار بزرگ، بدون اینکه کسی به آنها دستور بدهد، کالاهای خود را خرید و فروش میکنند و نتیجهاش نظمی شگفتانگیز و تأمین نیازهای میلیونها انسان است؟ یا چگونه زبان تکامل یافته، بدون آنکه شورایی مرکزی واژهها را ابداع کرده باشد؟ یا اینکه چگونه قواعد حقوقیای مانند «به عهد وفا کن» یا «به مال دیگری تعدی مکن» در طول قرنها شکل گرفتهاند، بیآنکه قانونگذاری اولیهای برای آنها وجود داشته باشد؟ کتاب «نظریه نظم خودانگیخته» نوشته نورمن بری (استاد فلسفه سیاسی در دانشگاه باکینگهام) و ترجمه خشیار دیهیمی، پاسخی است روشنگرانه و در عین حال نقادانه به این پرسشها. این کتاب یک دوره گردش فکری در یکی از تأثیرگذارترین اما ناشناختهترین سنتهای اندیشه اجتماعی غرب است: سنتی که ادعا میکند مهمترین دستاوردهای تمدن بشری –از بازار و پول تا زبان، قانون و حتی برخی نهادهای سیاسی– نه حاصل طراحی هوشمندانه یک ذهن برتر، بلکه برآمده از «عمل انسانی» هستند، بیآنکه حاصل «قصد و نیت انسانی» خاصی بوده باشند.