«جوجهتیغی عزیز! خوش آمدی» کتاب داستانی مناسب بچههای ۷ تا ۱۰ سال است. این کتاب یکی از جلدهای مجموعهی «اردکهای بنفش» است. محور اصلی داستان این کتاب دربارهی دوستیها و ارتباطهای جدید است، دربارهی آشناییهای تازه، دربارهی محبت کردن و خاطرات خوب ساختن است. «هر روز یک ابر تازه»، «سفر خوبی داشته باشی!» و «ماجراجویی» دیگر جلدهای مجموعهی «اردکهای بنفش» هستند. «جوجهتیغی عزیز! خوش آمدی» داستان آلبرت و هکتور است، دو اردک بنفش که بالای درختی بلند و روی شاخهای لانه دارند و زندگی میکنند. آنها زندگی آرام و خوبی دارند. تا اینکه یک روز صبح زود وقتی از خواب بیدار میشوند و میدانند هنوز خیلی زود است و همه هنوز خواب هستند و هیچکسی بیدار نشده و همهجا ساکت است، تصمیم میگیرند در خانهشان را آرام باز کنند و روی شاخهی درخت بنشینند و از آنجا به جنگل و درختها و آسمان نگاه کنند. اما همین که در خانهشان را باز میکنند میبینند یک جوجهتیغی بامزه و کوچک روی شاخه، پشت در خانهشان نشسته است. آنها تعجب میکنند و نمیدانند او چهطور از درخت بالا آمده و از کی پشت در خانهی آنها نشسته است و چرا آمده آنجا. آلبرت و هکتور حتی نمیدانند به او چه بگویند و آیا تعارفش کنند بیاید داخل خانه یا نه؛ اصلا با آنهمه تیغی که دارد جایی یا کسی را زخمی نمیکند؟ آلبرت و هکتور تصمیم میگیرند... اگر میخواهید بدانید که آلبرت و هکتور چه کردند و چه تصمیمی گرفتند و آیا جوجهتیغی را به داخل خانهشان راه دادند یا نه، باید کتاب را تا انتها بخوانید. کتاب داستان «جوجهتیغی عزیز! خوش آمدی» کتابی دربارهی دوستی است، دوستیهای جدید. کتاب با زبانی داستانی و ساده و گیرا از ارتباط و آشنایی با افراد جدید میگوید؛ از اینکه میتوان خاطرات خوبی ساخت و محبت کرد از اینکه با ایجاد ارتباطهای قشنگ، دنیا تبدیل به جای بهتری میشود. بچهها بعد از خواندن کتاب «جوجهتیغی عزیز! خوش آمدی» به این درک میرسند که با حفظ احتیاط، میتوانند روابط و دوستیهای جدید شکل بدهند، پیشقدم بشوند و دوستیها و خاطرات خوبی درست کنند؛ اگر چه باید دانست هیچلحظه و هیچ چیزی همیشگی نیست و همهچیز در حال تغییر است. بچهها با خواندن کتاب داستانهایی با چنین موضوعهایی میفهمند که همدلی و محبت کردن از ارزشمندترین چیزهاست.
درباره مارک فان دخریند
مارک فان دخریند (Marc van de Griendt) نویسنده هلندی می باشد.