کتاب «فضا و نظریهی اجتماعی» نوشتهی آندری ژلنیتس یکی از آثار محوری در حوزهی جامعهشناسی مدرن محسوب میشود که به بازخوانی ابعاد نادیده گرفته شدهی مکان در تحلیلهای انسانی میپردازد. نویسنده در این اثر استدلال میکند که فضا نباید صرفا به عنوان یک ظرف فیزیکی یا بستری خنثی برای وقوع رویدادها در نظر گرفته شود. ژلنیتس با رویکردی آموزشی و تحلیلی، مفهوم «چرخش فضایی» را تشریح کرده و نشان میدهد که چگونه در دهههای اخیر، اهمیت جغرافیا و محیط در کنار مفهوم زمان و تاریخ در علوم اجتماعی بازتعریف شده است. این کتاب به عنوان یک راهنمای جامع، بر این نکته تأکید دارد که روابط اجتماعی به طور ذاتی دارای ابعاد فضایی هستند و سازماندهی محیطی نقش کلیدی در شکلگیری هویتها و تعاملات روزمرهی انسانی ایفا میکند. ژلنیتس به بررسی آرا و نظریههای اندیشمندان بزرگی میپردازد که هر یک به شکلی متفاوت به تحلیل فضا پرداختهاند. او با بازخوانی ماتریالیسم تاریخی کارل مارکس، نقش فضا را در فرآیند انباشت سرمایه و توسعهی بازارهای جهانی مورد واکاوی قرار میدهد و نشان میدهد که چگونه سرمایهداری تمایل دارد فضا را در تسخیر زمان درآورد. در ادامه دیدگاههای گئورگ زیمل در حوزهی جامعهشناسی صوری مطرح میشود که به تحلیل تأثیر تراکم شهری بر روانشناسی فردی و ایجاد فاصلههای اجتماعی اختصاص دارد. یکی از بخشهای محوری کتاب به نظریهی هانری لوفور دربارهی «تولید فضا» پرداخته که در این بخش، فضا به عنوان یک محصول اجتماعی معرفی میشود که شامل سه لایهی متمایز است: فضای ادراکشده که مربوط به تجربهی حسی است، فضای مفهومی که توسط برنامهریزان طراحی میشود و فضای زیسته که محل تلاقی تخیل و واقعیت در زندگی روزمره است. همچنین تحلیلهای میشل فوکو دربارهی پیوند میان فضا و قدرت، به ویژه در مفاهیمی چون «سراسربین» و «دگرجاها»، نشان میدهد که چگونه چیدمان محیطی در زندانها و مدارس به ابزاری برای نظارت و کنترل بدنها تبدیل میشود. بخش پایانی کتاب به موضوعات معاصر و پیوند فضا با نابرابریهای ساختاری و مقاومتهای مردمی اختصاص یافته است. ژلنیتس با بهرهگیری از جغرافیای مارکسیستی دیوید هاروی، نشان میدهد که چگونه نظام سرمایهداری با فشردهسازی زمان و فضا، نابرابریهای جغرافیایی را بازتولید میکند. فضا در این کتاب نه تنها به عنوان ابزاری برای اعمال سلطه و نظارت، بلکه به عنوان بستری برای جنبشهای اجتماعی و بازپسگیری حقوق شهروندی معرفی میگردد. با ظهور فناوریهای نوین و تحولات دیجیتال، نویسنده با استناد به آرای مانوئل کاستلز، به بررسی تقابل میان «فضای جریانها» و «فضای مکانها» میپردازد. این بحث بررسی میکند که در جهان شبکهای امروز، چگونه جریانهای اطلاعاتی و سرمایههای مجازی بر محیطهای فیزیکی غلبه کرده و درک سنتی ما از مرزهای محلی را تغییر دادهاند. ژلنیتس در کتاب «فضا و نظریهی اجتماعی» ثابت میکند که بدون تحلیل دقیق فضایی، هرگونه شناخت از پدیدههای اجتماعی، سیاستی و اقتصادی ناقص خواهد بود و برای دستیابی به عدالت اجتماعی، درک چگونگی ساخت و تخصیص فضا امری ضروری است.
درباره آندری ژلنیتس
آندری ژلنیتس (Andrzej Zieleniec) مدرس جامعه شناسی و جغرافیا در دانشگاه کیل است.