«کلبه عمو ژو» اولین رمان نویسندهی فرانسوی، بریژیت اسماجا، است. این رمان دربارهی خانوادهای است که روابط عاطفی مستحکمی دارند و سعی میکنند این روابط را روز به روز بهتر کنند اما اتفاقهایی باعث میشود که مسیر داستان به سمتی دیگر برود. این رمان مناسب مخاطبان نوجوان است. لیلی پس از مرگ پدرش با شنیدن زمزمههای مادر برای ازدواج مجدد، از خانه فرار میکند. او پس از بازگشت بیمار میشود و از رفتن به اردو بازمیماند. مادر ناچارمیشودی به طور موقت او را نزد خاله دنیز و عمو ژو ببرد که تونسی و از مهاجرین عرب هستند. خاله دنیز و خانوادهاش در خانهی سازمانی کوچکی زندگی میکنند. عمو ژو بیکار و دچار افسردگی شده است. او همیشه روی صندلی مینشیند و به روبه رویش خیره میشود و به دیگران توجه نمیکند. او با آنکه هفت فرزند دارد، تنها لیلی به سراغش میرود. یک روز عمو ژو ناپدید میشود و سرانجام او را در خرابهای نزدیک خانه پیدا میکنند. عمو ژو از فردای آن روز با کمک لیلی زمین آنجا را تمیز و آمادهی کاشت و بعد به باغچهای سرسبزی تبدیل میکند و با مواد دور ریختنی کلبهای میسازد. لیلی پس از پایان تابستان به خانهشان برمیگردد. هنگامی که بعد از دو سال نزد عمو ژو برمیگردد، میبیند بولدوزرها در حال تخریب زمین و کلبه هستند و اهالی مات و مبهوت، بدون آنکه کاری از دستشان بربیاید در حال تماشا هستند. اما عمو ژو ناامید نمیشود و به لیلی قول میدهد که زمین دیگری را به باغچه تبدیل کند. در میان سیل رمانهای فانتزی و ترسناک، نویسنده در این رمان نوجوان به سراغ داستانی واقعگرا و اجتماعی رفته است تا از دردهای انسانی بگوید. علیرغم فضای تلخ داستان نویسنده روزنهی امید را همچنان باز نگه میدارد تا از تلخی و تاریکی داستان کاسته شود. پرداختن به زندگی سخت مهاجران در غربت و بیان مشکلات زندگی آنان از جمله پیامدهای ناشی از بیکاری و مقابله با افسردگی از موضوعاتی هستند که در این رمان به آنها پرداخته شده است. «کلبه عمو ژو» رمانی اجتماعی و انسانی است که از مشکلات و مصائب جهان معاصر و تاثیر آن بر روی نوجوانان میگوید.
درباره بریژیت اسماجا
بریژیت اسماجا متولد سال 1955 در تونس ، نویسنده ی کتاب های کودکان می باشد.