کتاب «ستاره خانم» نوشته و تصویرگری راجر هارگریوز، که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد، یکی از متفاوتترین آثار مجموعهی «خانم کوچولها» به شمار میآید. این کتاب مصور کودکانه در ظاهر داستانی ساده دربارهی شخصیتی است که میخواهد مشهور شود، اما در سطح ساختاری از شگردی روایی استفاده میکند که آن را از بسیاری آثار دیگر این مجموعه متمایز میسازد. هارگریوز در این اثر با بهرهگیری از متافیکشن و خودارجاعی روایی، مرز میان جهان داستان و جهان واقعی را کمرنگ میکند و همزمان به مفهوم شهرت و جایگاه نویسنده در خلق روایت میپردازد. داستان با معرفی شخصیتی به نام ستاره خانم آغاز میشود؛ دختری که مهمترین ویژگی او نه یک عادت عجیب یا خصوصیت اخلاقی خاص، بلکه میل شدید به مشهور شدن است. برخلاف بسیاری از شخصیتهای دیگر مجموعه که هر کدام ویژگی مشخصی دارند و با آن زندگی میکنند، دغدغهی اصلی او تنها دیده شدن و شناخته شدن است. همین میل باعث میشود او به دنبال راهی برای تبدیل شدن به شخصیتی شناختهشده بگردد. در جریان جستوجوی خود، به این نتیجه میرسد که برای مشهور شدن باید به سراغ کسی برود که داستانها را مینویسد؛ زیرا شخصیتهای دیگر مجموعه دقیقا به واسطهی حضور در کتابها شناخته شدهاند. به همین دلیل او به خانهی مردی میرود که نویسنده است. در تصویرهای کتاب، این مرد آشکارا همان راجر هارگریوز، خالق مجموعه، است. هنگامی که لتل میس استار از او میخواهد داستانی دربارهی او بنویسد تا مشهور شود، نویسنده با لبخند کتابی را به او نشان میدهد. این کتاب همان کتابی است که خواننده در دست دارد: «ستاره خانم». در این لحظه ساختار روایت به شکلی دایرهای کامل میشود؛ زیرا شخصیت داستان درمییابد که آرزوی او هماکنون در حال تحقق است و او دقیقا در همان داستانی حضور دارد که برای مشهور شدن به آن نیاز داشت. این لحظهی روایی نمونهی روشنی از متافیکشن است؛ یعنی روایتی که به آگاهی از ماهیت داستانی خود اشاره میکند. در این کتاب، جهان داستانی دیگر کاملا بسته نیست، بلکه با جهان واقعی نویسنده و خواننده ارتباط برقرار میکند. حضور مستقیم نویسنده در داستان نوعی شکستن دیوار چهارم محسوب میشود و به خواننده نشان میدهد که شخصیتهای داستانی در نهایت به دست خالق خود شکل میگیرند. همچنین ساختار کتاب در کتاب نوعی اثر دایرهای ایجاد میکند که در آن روایت به خودش ارجاع میدهد. در کنار این بازی ساختاری، داستان نگاهی طنزآمیز به مفهوم شهرت نیز دارد. ستاره خانم برای مشهور شدن مهارت یا دستاورد خاصی ندارد؛ او صرفا میخواهد دیده شود. بنابراین شهرت در این داستان نه نتیجهی تلاش یا توانایی، بلکه محصول حضور در رسانه یا روایت است. از این منظر، داستان به شکلی ظریف نشان میدهد که شهرت میتواند پدیدهای نمایشی باشد و گاه تنها به دیده شدن وابسته باشد، نه به شایستگی. از نظر روایی، کتاب بر یک پیچ ساختاری اصلی تکیه دارد و همین پیچ پایانی مهمترین عنصر جذابیت آن است. روایت کوتاه و ساده طراحی شده تا توجه خواننده به لحظهی کشف نهایی معطوف شود؛ لحظهای که شخصیت درمییابد کتابی که نویسنده به او نشان میدهد همان داستانی است که خواننده در حال مطالعهی آن است. هرچند این وابستگی به پیچ پایانی ممکن است پس از آشنایی با داستان از میزان شگفتی آن بکاهد، اما در نخستین مواجهه تأثیر قابل توجهی ایجاد میکند. در مجموع، «ستاره خانم» را میتوان یکی از خلاقانهترین آثار مجموعهٔ هارگریوز دانست. این کتاب با استفاده از متافیکشن و حضور مستقیم نویسنده در روایت، ساختار معمول داستانهای کودکانه را دگرگون میکند و در عین سادگی، پرسشهایی دربارهی ماهیت داستان، قدرت خالق و معنای شهرت مطرح میسازد. نتیجه اثری کوتاه اما هوشمندانه است که نشان میدهد حتی در قالبهای سادهی ادبیات کودک نیز میتوان از تکنیکهای پیشرفتهی روایی برای خلق تجربهای چندلایه و تأملبرانگیز بهره گرفت.
درباره راجر هارگریوز
چارلز راژر هارگریوز Roger Hargreaves (زادهٔ ۹ مه ۱۹۳۵ - درگذشت ۱۱ سپتامبر ۱۹۸۸) نویسندهٔ مجموعه کتابهای کودکان با عنوان «آقا و خانم کوچولو» (Mr. Men and Little Miss). پس از درگذشت راژر، پسرش آدام، این مجموعه داستان را ادامه داد.