من چند دقیقه پیش این کتاب ارزشمند رو تموم کردم میگن هر کتابی ارزش یک بار خوندن رو داره ولی این کتاب با قلم جادویی آقای صدر بی شک ارزش خوندن رو داره کتابهای ایرانی ای وجود داشته که باهاشون گریه کرده باشم و همزادپنداری ولی این کتاب مرزی رو در من شکست. من با این کتاب مخصوصا صفحات پایانی و نوشتهی غزاله به هق هق گریه افتادم که تا به حال در زمان خوندن یک کتاب در من به وجود نیومده بود که این مسلما باز هم برمیگرده به قلم جادویی استاد. از نظر من این کتاب رو بخونید صد البته ارزش پول و زمانتون رو داره از یسنا.
« میگویم رهایت نخواهم کرد. میگویم همیشه همین اطراف خواهم بود.در یکی از خانههایت که خورههای فوتبال در آن حرص میخورند و فریاد میکشند.در کوچه پس کوچههایت، در خیابانها و مغازههایت، در بازارها و بازارچههایت.سر پل تجریش که دخترها و پسرها شاتوت میخورند.در کافیشاپهای زیر پل کریمخان. لا به لای اتوموبیلهای جوانانی که در بلوارها دوردور میکنند. در سر بالایی پارکینگ چندطبقهی پروانه در خیابان جمهوری. در کتابفروشیهای روبهروی دانشگاه. در امجدیه که چند نفری در حال دویدن هستند و شرشر عرق میریزند. نه، من رهایت نخواهم کرد و تو از شر من خلاص نخواهی شد. تهران، تو شهری هستی که عزیزانم را در خود جای دادهای. مراقبشان باش. دوستشان داشته باش. از آنها حفاظت کن. تهران عزیزم، برای تو و مردمانت بهترین و بهترینها را آرزو میکنم.» دکتر صدر نازنین، وای از جادوی قلم شما. خاک بر شما خوش باد.
سلام کی موجود میشه.؟
این کتاب واقعا بی نظیره،چقد با غزاله همذات پنداری کردم
راستش در حین خوندن کتاب و البته بعد اتمامش هم، چندین بار به قلم نویسنده حسودیم شد. چه قلمی، چه بازیه متبحرانهای با کلمات که احساسات آدمی رو منقلب میکنه. کوتاه و عمیق بودن بعضی یا اکثر جملات نشان از تسلط نویسنده بر کلمات هستش. البته بنده تخصصی ندارم و فقط نظر خام خودم رو در این باره مینویسم. در کل واقعا لذت بردم از خوندن سطر به سطر کتاب. البته لذتی نه از جنس خوشی و شادمانی بلکه لذتی از جنس درس زندگانی و درد و مرگ! مرگ یکی از موضوعات مورد علاقه بنده هستش، بابت اون کتاب برام جذاب و آموزنده بود. جناب صدر با ظرافت و زیبایی هر چه تمام در این کتاب حقیقت زندگی یک بیمار ناعلاج (یعنی سرگذشت زندگی خودش) رو به تصویر میکشه و نوع احساس شخصی و نوع نگاهش و نحوه برخورد با مرگی که هر روز بهش نزدیکتر میشه رو توصیف میکنه. روایت زندگیشون در این کتاب کاملا دردناک و غمگین هستش. کسانی که دچار بیماری ناعلاج و یا سرطان هستند، بهتره این کتاب رو نخونن. چون تاثیر امیدوارکنندهای براشون نداره. به نظرم ایرادی که میشه برای این کتاب گرفت (که این ایراد سلیقهای هستش)، نبود امید و یا تفسیر مثبت در نگاه نویسنده بود. یعنی تمرکز ایشون بیشتر روی جریانی که پیش میرفت و ناامیدی که روز به روز خودش رو بیشتر نمایان میکرد، بود. دوست داشتم جناب صدر از درسهایی که در این مدت از مرگ آموخته بودند، بیشتر مینوشتند و به سوال اینکه از زندگی و نزدیکی مرگ چی آموختند پاسخ مجزایی ارائه میکردن. تصویر سازیها کاملا عالی بود اما گاهی جای خالی درسهای درونی و دیدگاهی شخصی بابت ارزشمند بودن فرصت زندگی در لابهلای توصیفاتشون دیده میشد. با اینکه با نوشتن بعضی از جملات کوتاه و پرمعنی مفاهیم مختلف و عمیقی رو به خواننده منتقل میکردند.
تک تک کلمات و جملات این کتاب رو با صدای دکتر صدر عزیز در ذهنم میخواندم... روحت شاد و یادت گرامی.
عالی و فراموش نشدنی. برای شخص من تلختر اینکه در دوران جنگ دوازده روزه این کتاب را خواندم و در اوج غم و استیصال خبر مبتلا شدن یکی از عزیزانم به سرطان را شنیدم.
دکترصدرعزیز روحت شاد ویادت گرامی کتاب بی نظیر وبسیار زیبا چقدتحت تاثیر قرار گرفتم منی که هم خودم در یک اشل کوچک وهم از اعضای خانواده ام تجربه کردیم
این کتاب سال گذشته خوندم، با گذشت این مدت هنوز نتونستم فراموشش کنم. مثل یه فیلم خوب میمونه که وقتی از سالن سینما خارج میشی تا چند روز ذهنتو درگیر خودش میکنه. چقدر سختی کشید مرحوم صدر روحشون شاد باشه.یه جمله تو کتاب بود که خیلی برام جالبه (فرق است بین زنده موندن و زندگی کردن)
عالی روحش شاد یادش گرامی
روایتی به شدت تلخ. اما خواندنی. اگه بیمارید یا بیماری در خانه دارید نخونید.
چقدر میشه خواننده رو اینقدر زیبا خود همراه کرد و چقدر رنج بردم پابه پای خانواده صدر..روح جناب صدر قرین رحمت🩶
نگاه کتاب باعث میشه که قدر داشتهها و نعمت بزرگ زندگی همانند سلامتی و خانواده هست رو بیشتر بدانیم. کاش قبل از اینکه دیر شود قدر داراییهای پر ارزش زندگی رو بیشتر بدانیم. و از زندگی اثری مثبت بر جای بگذاریم. روحش شاد.
روان دکتر صدر عزیز شاد..خیلی شهامت میخواد که اینچنین با مرگ رودرو بشی و وقایع دست و پنجه نرم کردن با مرگ و بیماری رو به صورت کتاب دربیاری..از دیدگاه من تلخترین بخش کتاب همون بخش پایانی بود که توسط غزاله صدر دختر دکتر نوشته شده بود..چقدر خاطرات با دکتر صدر عزیز داریم ..روحش شاد و یادش گرامی.
کتاب خوشخوان و جذابیه اما عمیقا توصیه میکنم اگر مبتلا به سرطان هستید یا کسی از عزیزانتون مبتلاست، هرگز نخونیدش. از نظر روحی ویرانتون خواهد کرد.
حرف شما متین و درسته ولی بنظر من اگر خدایی نکرده همچین بیماری ای در نزدیکیتون هست ولی شرایط خیلی حساس و ملتهب نیست، میتونید بنا به انتخاب خودتون این کتاب رو مطالعه کنید. چون همچین بیماری هایی درسته که خیلی دردناک هستن ولی فرار کردن از قبول کردنشون میتونه خودش یک ضربهی دردناک به شما وارد کنه
چقدر غم انگیز
یک سوال از دوستداران کتاب کسی میدونه چرا متن این کتاب به رنگه سبزه تابحال کتاب با متنی بغیر از سیاه ندیدم
شاید اشاره به این جمله داره: رنگ روح زندگی سبزه ...🌱
شاید برگرفته از این جمله که دکتر صدر خودش بارها تکرارش میکرد...برگ سبزیست تحفه درویش
خدا رحمت کند مردان بزرگ کشورمان رو که همیشه جاویدان
آخرین قلم دکتر حیف!