کتاب زندگی زاده مرگ

Zendegi Zadeye Marg
(از نگاه مولانا و کریشنا مورتی)
  • 15 % تخفیف
    45,000 | 38,250 تومان
  • موجود
  • انتشارات: پارس کتاب پارس کتاب
    نویسنده: مجید خرمی
کد کتاب : 58568
شابک : 978-6226028509
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 228
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2021
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 17 آذر

معرفی کتاب زندگی زاده مرگ اثر مجید خرمی

کتاب زندگی زاده مرگ: از نگاه مولانا و کریشنامورتی، اثر مجید خرمی است به چاپ انتشارات پارس کتاب.
کتاب حاضر با بهره‌گیری از سخنان دو حکیم ایرانی و هندی (مولانا و کریشنامورتی) سعی دارد با نگاهی نو و بدیع به مقوله‌ی مرگ و ترس‌های ناشی از آن بپردازد، تا آن باور غلط و ترسناک از مرگ از بین برود و بینشی عمیق از آن به دست آید. کتاب با ایجاد رابطه اندیشه و زبان در آثار مولوی و کریشنامورتی بین زندگی و مرگ پیوندی ایجاد می‌کند تا فهم درستی از مرگ به وجود بیاید. هم‌چنین با شناخت و آگاهی درست، آمادگی استقبال از مرگ و زندگی حاصل شود.

کتاب زندگی زاده مرگ

قسمت هایی از کتاب زندگی زاده مرگ (لذت متن)
برای پایان دادن به ترس از مرگ باید با مرگ تماس داشته باشیم، نه با تصویری که فکر درباره مرگ ساخته است. بلکه عملا بایستی حالت مرگ را احساس کنیم. در غیر این صورت هیچ پایانی برای ترس وجود ندارد، چون کلمه مرگ ترس ایجاد می کند، و ما حتی حاضر نیستیم راجع به آن حرف بزنیم. آیا در حالت تندرستی و نرمال با ظرفیت استدلال روشن، تفکر و مشاهده واقعی، برای ما تماس کامل با واقعیت مرگ امکان پذیر است؟ ارگانیسم با مستهلک شدن، یا بیماری سرانجام می میرد. اگر ما سلامت باشیم، و بخواهیم معنای مرگ را بیابیم، این یک آرزوی بیمارگونه نیست، چون شاید به وسیله ی مردن معنای زنده بودن را بفهمیم، زندگی آن چنان که اکنون است، شکنجه، آشفتگی بی پایان، یک تناقض است و بنابراین تضاد و کشمکش، بدبختی و سردرگمی است. ما به کارهای تکراری روزمره زندگی و به این نوع زندگی معتاد شده ایم، آن را پذیرفته ایم. با آن بزرگ شده ایم و با آن می میریم. برای یافتن معنای زندگی باید معنای مردن کشف شود، انسان باید با مرگ در تماس باشد، این است که انسان باید هر روز به آن چه که شناخته و معلوم است پایان بدهد. انسان باید به تصاویری که درباره خودش، خانواده اش، و رابطه هایش ساخته است پایان بدهد. به تصاویری که به واسطه لذت بردن، از طریق رابطه اش با جامعه، و همه چیز ساخته خاتمه بدهد. این چیزی است که رخ می دهد. وقتی مرگ اتفاق می افتد. «ماجرای مرگ رازآمیز است، اما هراسناک نیست.» «این ترس بر لوح ژنتیک ما از اجداد کهن به ما ارث و سوار و گویی بر آن حک شده به باوری هراسناک تبدیل شده است. پس می توان مدعی شد: ترس از مرگ، نوعی بیماری! آن هم بیماری که اثری از مهر در وجودش نیست.»