کتاب شاهراه تاثیرگذاری

Shahrah-e Tasirgozari
چگونه با خلق و نشر ایده های خلاقانه به فردی تاثیرگذار تبدیل شویم؟
کد کتاب : 60661
شابک : 978-6002745279
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 108
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2020
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 10 خرداد

معرفی کتاب شاهراه تاثیرگذاری اثر شاهین کلانتری

"شاهراه تاثیرگذاری" کتابی است به قلم "شاهین کلانتری" که آموزش می‎دهد "چگونه با خلق و نشر ایده های خلاقانه به فردی تاثیرگذار تبدیل شویم؟". نویسنده در مقدمه کتاب به داستان زندگی خود از کودکی تا بزرگسالی می‌پردازد و اینکه چگونه با وجود همه موانع و محدودیت‌ها توانسته حیاتی بامعنا شکل دهد.
وی در "شاهراه تاثیرگذاری" به این موضوع اشاره دارد که چگونه برای بهره وری باید پیوسته یاد بگیریم و آموخته هایمان را نشر بدهیم. یادگیری بدون خروجی ارزش کمی دارد، و برای اینکه مخاطب ما را درک کند، رفتار، صدا، ایده‌ها و نوشته‌های ما همگی باید سازگار باشد. امروزه تولید محتوا در مرکز تجارت، آموزش، برندسازی شخصی و کسب درآمد قرار دارد.
"شاهین کلانتری" همچنین موانع تولید محتوا را برجسته می‌کند. موانعی نظیر ترس از انتشار، کمالگرایی و به تعویق انداختن شروع کار به بهانه یادگیری، در زمره‌ی مطالب این کتاب است. او فواید نوشتن را بیان می‌کند و بر ضرورت یادگیری، تاکید می‌نماید.
کتاب "شاهراه تاثیرگذاری" بر معرفی رسانه‌های شخصی متمرکز است چرا که برای ایجاد محتوا، به یک برنامه یا یک دستورالعمل تعریف شده نیاز داریم. نهایتا این اثر، در مورد جاده رشد شخصی است؛ زیرا رشد فردی برای تاثیر و نفوذ گفتار و ایده‌ها، مورد نیاز است. البته نباید فراموش شود که برای پیشروی در این مسیر باید صبر و زمان‌بندی را در اولویت قرار دهیم.
"شاهراه تاثیرگذاری" به زبانی بسیار آسان، گیرا و روان به نگارش در آمده و "شاهین کلانتری" در تالیف آن به شیوه‌ای عمل کرده که از پیر و جوان، هر کسی بتواند سهم خود را از این کتاب دریافت کند؛ تنها به یک شرط: اشتیاق برای صدای خود را به گوش جهان رساندن و ماندگار شدن.

کتاب شاهراه تاثیرگذاری

شاهین کلانتری
از سال 84 به عنوان کارتونیست، روزنامه نگار، مدرس و نویسنده فعالیت کرده . در حال حاضر به صورت جدی در زمینۀ آموزش، مشاوره و استراتژی محتوا فعالیت می کند.
قسمت هایی از کتاب شاهراه تاثیرگذاری (لذت متن)
از فقر و بحران های مالی و اقتصادی چندان نمی ترسم (صادقانه بگویم: خیلی می ترسم، اما این ترس متوقفم نمی کند). از کودکی یاد گرفته ام که در چنین اوضاع و احوالی، با تمرکز روی کارهای کوچکی که از دستم برمی آید، حواسم را به سمتی که گمان می کنم بهتر و موثرتر است پرت کنم (حواس پرتی سازند). درست است که بهای دلار افسار گسیخته شده؛ ولی چه کاری از دست ما برمی آید؟ من کم حوصله تر از آنم که نق و ناله کنم یا به نق و ناله دیگران گوش بسپارم. گفتم که از فقر نمی ترسم. ده سالم بود که پول پیش خانه مان، در ازای کرایه های عقب افتاده، ته کشید و مجبور شدیم اثاث خانه را بریزیم در حیاط خانه مادربزرگ. روی همه چیز چند تا چادر کهنه کشیده بودیم. تابستان بود و گمان می کردیم از گزند باران در امان می ماند (که نماند)/ البته در اثاثیه ما چیز ارزش مندی هم وجود نداشت که خسارتی به بار بیاید. خلاصه که رسما بی خانمان شده بودیم و به تناوب، مهمان خانه اقوام دور و نزدیک بودیم. گمان می برم تاثیر همان فقر و آبروریزی بود که شتاب من را برای رشد کردن افزایش داد و همین باعث شد تا از اول نجوانی به فکر پول درآوردن بیفتم. کسی به من نگفته بود که اگر پول می خواهی، باید چیزهای تازه یاد بگیری؛ اما من به طور غریزی، روی مهارت هایی وقت می گذاشتم که می دانستم زودتر از درس و مدرسه من را به پول می رسانند. علاقه من به پول درآوردن، فقط از فقر خانواده ناشی نبود. از کودکی شیفته پول بودم و پس انداز می کردم و به خانواده قرض می دادم. اولین پولی که درآوردم، جایزه 25 هزارتومانی یک مسابقه کاریکاتور بود… زنی را کشیده بودم که داشت خطوط جاری شده از یک قلم را مثل کاموا می بافت. می بینید؟ از همان موقع هم تنم برای نوشتن می خارید! باری، اصل حرفم این است که یادگیری، تا حد زیادی امنیت شغلی و مالی را افزایش می دهد. قبلا می شد به یادگیری نگاهی تفننی داشت و به همان آموخته های قبلی اکتفا کرد؛ اما حالا به وضعیتی رسیده ایم که ناچار از یادگیری هستیم. برای دوام آوردن در این اوضاع کمبود منابع و افزایش رقابت ها، باید به یادگیری اتکا کنیم و چنین ضرورتی از نظر من، بسیار مثبت و سازنده است.