«آیندهی سوسیالیسم» مجموعه مقالاتی از پل ام سوئیزی و چندین نویسنده دیگر است. این کتاب گزارش لحظهای است که چپ جهانی، درست بعد از فروپاشی بلوک شرق، ناچار شد بهجای شعار دادن دربارهی آینده، نخست به گذشتهی خودش نگاه کند. هستهی اصلی کتاب، شش مقاله را دربر میگیرد که چهارتایشان از مجموعهای برگرفته شده که پل سوئیزی و هری مگداف، در تابستان ۱۹۹۰ زیر همین عنوان منتشر کرده بودند؛ دو مقالهی دیگر را مترجم این کتاب، ناصر زرافشان، جداگانه ترجمه و به مجموعه افزوده است. مقالهی نخست از خود سوئیزی است، پیشگفتاری کوتاه بر ویراست تازهی کتاب «جامعهی پساانقلابی»، که در آن بهصراحت میگوید شوروی از اواسط دههی ۱۹۳۰ به شکل تازهای از جامعهی طبقاتی بدل شده بود، و همین الگو را پس از ۱۹۴۵ بر اروپای شرقی هم تحمیل کرد؛ الگویی که به باور او در ساختن سوسیالیسم شکست خورد. مقالهی دوم از سمیر امین است و مسئله را از زاویهی کشورهای جنوب میبیند: سوسیالیسم اندیشهای است که زمینههای مادیاش نخست در سرمایهداری پیشرفتهی غرب فراهم شد، اما همان سرمایهداری، آسیا و آفریقا و امریکای لاتین را پیش از طیکردن مسیر طبیعی توسعه، به تأمینکنندهی مواد خام و نیروی کار ارزان بدل کرد؛ برای همین امین معتقد است سرنوشت این نظام را فقط در مقیاس جهانی میتوان سنجید. دو مقالهی دیگر از همین مجموعه، صداهایی متفاوت را وارد بحث میکنند. دانیل سینگر، تحت تأثیر نگاه بینالمللی روزا لوکزامبورگ، در مقالهی «آیا پرومته دوباره در بند شده؟» پیشنهاد میکند انقلاب را روندی طولانیمدت ببینیم که پیشرفت و عقبنشینی هر دو بخشی از آناند. کارلوس ویلاس، که ده سال از زندگیاش را در نیکاراگوای انقلابی گذرانده، از تجربهی مستقیم کشورهای پیرامونی نتیجه میگیرد که انتخاب پیشروی این کشورها میان توسعهی سوسیالیستی و سرمایهداری نیست، بلکه میان استقلال سوسیالیستی و تبدیلشدن به پیرامون سرمایهداری است. دو مقالهای که زرافشان به مجموعه افزوده، یکی خلاصهای است از آخرین کتاب رالف میلیباند، «سوسیالیسم برای عصر تردید» (۱۹۹۴)، از چهرههای شناختهشدهی سوسیالیسم دموکراتیک انگلیسیزبان که در مواردی حتی با اصول ارتدوکس مارکسیستی و بهویژه لنینیسم فاصله میگیرد. دیگری نوشتهی ریچارد لوینز، از چهرههای مکتب مارکسیستی نیویورک، با نگاهی که مترجم آن را «نگاهی از عمق حضیض» مینامد.