کتاب انسان ذهن است و دیگر هیچ

Man Is Mind and no More
کد کتاب : 6394
شابک : 9789644424913
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 560
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 10
زودترین زمان ارسال : 2 خرداد

معرفی کتاب انسان ذهن است و دیگر هیچ اثر پیمان آزاد

"انسان ذهن است و دیگر هیچ" نام اثری است به قلم "پیمان آزاد" که مواردی همچون تفکر و اندیشه را در کنار خودشناسی و ساختن خود شخصی تجزیه و تحلیل می کند. نگارنده کتاب را آمیزه ای از رواشناسی و عرفان نظری می داند و رویکرد روانشناختی آن را به افرادی که به دنبال متحول ساختن زندگی خود به طور اساسی هستند، توصیه می کند.
"پیمان آزاد" کتاب "انسان ذهن است و دیگر هیچ" را در سه بخش به نگارش درآورده است؛ بخشی از کتاب به خودشناسی، بخش دیگر به آگاهی و نهایتا بخش آخر آن به رهایی می پردازد. به این طریق نویسنده سعی می کند دیدگاه متفاوت تری را بعد از مطالعه ی این اثر برای خواننده رقم بزند و به اون نشان دهد که در زندگی امروزی، آنچه حرف اول را می زند، مشاهده و تجربه است. وضعیت زندگی کنونی در بسیاری از جوامع به شکلی است که نمی توان اهداف و آمال را به آینده واگذار کرد و "انسان ذهن است و دیگر هیچ" لزوم بیداری و هشیاری در دنیای امروز و چگونگی آن را آموزش می دهد.
دکتر "پیمان آزاد" که در رشته های حقوق و علوم سیاسی و فلسفه و روانشناسی به تحصیل مشغول بوده، بخشی از نتایج حاصل از سه دهه کنکاش خود در زمینه های مختلف عرفان و روانشناسی و خودشناسی را در کتاب "انسان ذهن است و دیگر هیچ" با خوانندگان به اشتراک گذاشته و رویکردی را به آنان معرفی می کند که از میان تجارب متنوعش از ایدئولوژی ها و مکاتب مختلف، بیش از همه برای شخص او و دیگران نتیجه بخش به نظر رسیده است.

کتاب انسان ذهن است و دیگر هیچ

پیمان آزاد
دکتر پیمان آزاد در سال 1326 در تهران متولد شده.دوران کودکی و نوجوانی خود را با انبوهی از سوالات بی جواب پشت سر گذاشته؛ سوالاتی بر محور فقر، تبعیض، اجحاف، سنت، باور، ایدئولوژی!بعدا به تفکری دل بسته و زمانی که داعیه پاسخ گویی به این سوالات را داشته و در این زمینه با تعصب قلم زده، آثاری که امروز غالبا فراموش شده اند.نویسنده زندگی خود را به دو دوره تقسیم می کند: دوره ای که در بی خبری نسبت به حقیقت گذشت، و نویسنده غالبا متوجه بیرون از خود بوده است، و دوره ای که وی متوجه درون شده و بیگانه ای را در ...
دسته بندی های کتاب انسان ذهن است و دیگر هیچ
قسمت هایی از کتاب انسان ذهن است و دیگر هیچ (لذت متن)
خود آشکار بینی نسبت به خجالتی بودن می تواند اینجا در مقام من عرض اندام کند. در واقع، تجربه کننده ای هست، تجربه ای هست که پیش تر از آن ایده ای در ذهن تجربه کننده وجود دارد و تجربه شونده ای نیز در میان است. اینجا سوژه، ابژه را از خود جدا می بیند. درصورتی که هر دو می توانند یکی باشند. ولی سوژه دوست دارد که این را دوتا ببیند. بهتر است پرسیده شود که چرا ذهن، به رغم این آگاهی، همچنان میان سوژه و ابژه جدایی می بیند. این بازی است که هر لحظه تکرار می شود. ذهن اسیر عادت و گذشته و خاطره و آرمان و آرزو و ترس و اضطراب و عقب نشینی و پیشروی و درجا زدن و واهمه داشتن و نظایر این هاست. این روند روزمره ذهن شرطی است که انسان پسیکولوژیک با آن سروکار دارد. در عبارت: اینجا خانه من است، این ها کتاب های من هستند، نسبتی مالکانه میان اشیای مادی و من (می تواند اینجا من فیزیکی باشد که از آن بهره مند می شود) برقرار می شود. در این عبارت، من یک پدیده مجازی است که برای برقرار شدن نسبتی میان خانه و فیزیک در میانه آشکار می گردد. درواقع، گاهی من همان فیزیک است. در عبارت من درخت را می بینم، در واقع من جای چشم قرار گرفته است. چشم است که درختی در آن منعکس شده است؛ و ذهن، به وکالت چشم ذهن خود را مالک چشم می بیند، این را به خود نسبت می دهد. ذهن گاهی همچون وسیله منفعل و مواد خام عمل می کند و گاهی به عنوان مدعی ظاهر می شود. در عبارت، من انتقام خون برادرم را می گیرم. اینجا من کیست و چیست؟ در اینجا من یک عنصر مادی است که خود را با شخص دیگری که مفهوم برادر به آن اطلاق می شود، هم هویت کرده است. ابتدا مفهوم برادر و همخون بودن وجود دارد. بعد، مرکزی در ذهن هست که این را به سابقه می فهمد. بعد هم هویتی میان این دو مفهوم وجود دارد. بعد تصمیم و اراده انتقام به وجود می آید؛ که همه این ها واکنش فکر شرطی است. صحنه هم ذهن انسان پسیکولوژیک است. این ذهن بازی خورده، میان خود اصیل با وجود اصیل که خالی از مفاهیم ارزشی و قراردادی است و دیگری فرق می گذارد و بر اثر تلقین و عادت، وابستگی ایجاد می کند و از اینجا خطا رفتن ذهن آغاز می شود. انتقام گرفتن هم مفهومی است که ذهن از قبل با آن آشنایی دارد. پس دست به کار می شود. به خاطر یک مفهوم سازی ذهنی که القایی است، قتلی اتفاقی می افتد.