کتاب «مدیریت رسانه (مفاهیم، نظریهها و رویکردها)» به قلم طاهر روشندل اربطانی، سیدمهدی شریفی و سمیه لبافی، اثری جامع و تحلیلی است که با هدف پر کردن خلأ ادبیات دانشگاهی در این حوزه تخصصی تدوین شده است. پیدایش رشته مدیریت رسانه در اواخر قرن بیستم، پاسخی به نیازهای روزافزون صنعت رسانه برای حل چالشهایی بود که رویکردهای سنتی علم ارتباطات قادر به رفع آنها نبودند. این کتاب با درک این ضرورت تاریخی، مدیریت رسانه را به عنوان دانشی میانرشتهای معرفی میکند که اگرچه در نقطه تلاقی علوم مدیریت و ارتباطات قرار دارد، اما در چارچوببندی مفاهیم خود، تعهد و وفاداری به مراتب بیشتری به مدلها و نظریههای علم مدیریت نشان میدهد. بر همین اساس، رویکرد مولفان در این اثر، نگاه به رسانهها نه به مثابه نهادهایی غیرانتفاعی، بلکه به عنوان یک «صنعت» تمامعیار است که دو دغدغه اصلی و حیاتی آن، یعنی درآمدزایی و جذب مخاطب، باید با ابزارهای علمی شناخته و مدیریت شوند. این کتاب حاصل تدقیق نظری گستردهای است که شاکله اصلی آن با الهام از منابع معتبر جهانی نظیر کتاب «مدیریت رسانه و اقتصاد» اثر آلباران و «مدیریت شرکتهای رسانهای» نوشته چارلز و بروان شکل گرفته و با دهها مقاله و پژوهش بهروز غنی شده است. محتوای این اثر در قالب یازده فصل منسجم سامان یافته است که سیری منطقی از شناخت مفاهیم پایه تا مباحث کلان اقتصادی را طی میکند. نویسندگان در این مسیر، پس از معرفی حوزه مطالعاتی مدیریت رسانه، چرخه حیات این صنعت را با تکیه بر رویکردهای اکولوژی سازمانی مانند مدلهای وابستگی تراکمی و تقسیمبندی منابع و سازمانهای صنعتی تحلیل کرده و سپس به بررسی دقیق بازار رسانه، ساختارهای آن و مدلهای متنوع کسبوکار از جمله مدل ششوجهی میپردازند. مباحثی چون رفتار سازمانی در سازمانهای رسانهای با تمرکز بر مولفههایی نظیر مدیریت خلاقیت، رویکردهای شخصیتی و اقتضایی در رهبری، انگیزش و تغییرات سازمانی مورد واکاوی قرار گرفته است. در بعد مالی، کتاب به شکلی عمیق وارد حوزه اقتصاد رسانه شده و ضمن بررسی رویکردهای نظری، کاربردی و انتقادی، موضوعات پیچیدهای همچون اقتصاد ادغامها، سیاستهای توزیع سود سهام، ساختار سرمایه و نظریههای مرتبط با آن نظیر توازی ایستا و سلسلهمراتبی را تشریح میکند. افزون بر این، مباحث نوینی چون بازار رسانههای اجتماعی، همگرایی رسانهای، شناخت محصول و مشتری رسانه، مدیریت استراتژیک و همچنین کارآفرینی رسانهای با دو رویکرد کشف و خلق فرصت، از دیگر ارکان این اثر محسوب میشوند. در نهایت، کتاب «مدیریت رسانه (مفاهیم، نظریهها و رویکردها)» که با تلاشهای افرادی چون مهران ابراهیمینژاد و نفیسه انصاری در بخش واژگان و نمایهها تکمیل شده است، به عنوان یک منبع مرجع نگاشته شده تا نیازهای علمی دانشجویان مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری در رشتههای مدیریت رسانه و ارتباطات را برطرف سازد و همزمان بینش های ارزشمندی را در اختیار مدیران و فعالان صنعت رسانه قرار دهد تا با شناخت دقیق مسائل این حوزه، در مسیر توسعه گام بردارند