کتاب هدیه هومبولت Humboldt's Gift


  • قیمت : ۱۲,۵۰۰ تومان
  • وضعیت : ناموجود

مروری بر هدیه هومبولت
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

سال بلو در توصیف این رمان، که جایزه ی پولیتزر داستان سال 1976 را برای نویسنده اش به ارمغان آورد، عبارت «کتابی مصور (کامیک) درباره ی مرگ» را به کار برده است. چارلی سیترین، شخصیت اصلی این داستان، نویسنده ای میان سال، صاحب نظر و خالق نمایش نامه ها و زندگی نامه های معتبر و جایزه برده است و شاعری افسرده و خود آزار به اسم دلمور شوارتز را به عنوان الگوی خود انتخاب کرده است. او در خلال اتفاقات داستان، دو شخصیت و فلسفه ی مهم و تأثیرگذار در زندگی اش را می شناسد: فون هومبولت فلایشر، معلم و استاد درگذشته ی چارلی، و رینالدو کانتابیل، خلافکاری خرده پا که از او پول طلب دارد و باعث آشفته شدن اوضاع می شود. هومبولت به چارلی آموخته بود که هنر، قدرتمند است و انسان باید با ذهن و روان خلاقه ی خود روراست باشد و از آن به درستی استفاده کند. رینالدو که خود را مشاور مالی چارلی می داند، همیشه به او گوشزد کرده است که باید از هنرش، پول دربیاورد. اما در پایان رمان، این چارلی است که مسیر زندگی خود را تعیین می کند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی هدیه هومبولت



انتشارات: ققنوسققنوس
مترجم: سهیل سمی سهیل سمی
نویسنده: سال بلو سال بلو
مشخصات هدیه هومبولت
شابک :978-964-311-841-9
وزن :652
تعداد صفحه :600
سال انتشار شمسی :1391
سال انتشار میلادی :1975

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی پولیتزر داستان سال 1976

نکوداشت
Its complexity of intellectual argument is essentially global and its humour is very English.
پیچیدگی مباحث نظری این کتاب، جهانی و شوخ طبعی اش بسیار انگلیسی است.
Telegraph Telegraph

This book is independent of the senses and converts risk into art.
این کتاب از مفاهیم و معانی [معمول] تأثیر نپذیرفته و مخاطره کردن را به هنر تبدیل می کند.
New York Times New York Times

Humboldt's Gift is both a crazy mess of a novel and an abiding testament to the vital exuberance of Saul Bellow's genius.
هدیه ی هومبولت، رمانی پرآشوب و دیوانه وار، و گواهی بر نبوغ زاید الوصف سال بلو است.
Los Angeles Times Los Angeles Times

لذت متن
ای کاش می دانستم چرا تا این حد نسبت به درگذشتگان وفادارم. وقتی خبر مرگشان را می شنیدم، اغلب اوقات با خودم می گفتم باید پی کارشان را بگیرم، کار ناتمامشان را به فرجام برسانم. و البته نمی توانستم این کار را بکنم. در عوض متوجه شدم بعضی از خصلت های آن ها به تدریج به خصایل خودم تبدیل می شوند.

او خیلی خوشگل است اما مثل عسلی است که در جایخی نگه داشته می شود؛ منظورم را که می فهمی. شیرینی های یخ زده، خوب کش نمی آیند.

مرگ، قسمت کدر پشت آینه است که همه چیز را نمایان می سازد.