بررسی این کتاب بهترین مقدمه ای است که ما برای مفهوم پیچیده ایدئولوژی داریم.
رحمان بخشی از یک جنبش بزرگ تر برای بازمفهوم سازی جسورانه مارکسیسم در قرن بیست و یکم و برای قرن بیست و یکم، بازاندیشی خودآگاهانه فلسفی ایدئولوژی را ارائه می کند.
کتابی میانمایه با ترجمهای شلخته و از حیثِ دقت به شکلی تحسینبرانگیز مبهم. ساختارِ کلیِ کتاب سویهی روششناختیِ خودش رو مبتنی بر تبیینِ اندیشهها در سیرِ تاریخیشون حولِ محورِ تکوینِ ایدهی «ایدئولوژی» پی میگیره و از همین جهت «قصدِ مؤلف» روایتی «کلی» از سیرِ اندیشه حولِ ایدئولوژی نیست بلکه تصمیم بر شرحِ اندیشه و بازخوانی و تطور و بازتفسیریِ انتقادیِ اون در طولِ تاریخِ اندیشهی ایدئولوژیِ غربیه. اما مباحثِ کتاب، برای خوانندهای که با مطلبِ موردِ بررسی ناآشناست هیچ فایدهی شناختیای نداره و برای خوانندهای که با مطلبِ اون مبحث آشناست هیچ چیزِ جدیدی نداره ــ کلیتی سرسری و گذرا و از حیثِ تشریح ناکافی و از همین حیث برای خوانندهی آشنا تکرارِ تیترگونهی مباحث (با تیغِ انتقادیِ شدیدا کند)، و برای خوانندهی ناآشنا مطالبی کلی و مبهم و ناکارآمد. اما ترجمه: معادلهای متغیرِ مکرر. برای مثال: استفاده از «خود» برای برگردانِ ایگو، سلف، آی و... برگردانِ اتواروتیسم به «خودکامجویی»! برگردانِ ایگو، اید و سوپر ایگو به «من، نهاد، فراخود»! فقدانِ فزایندهی پانویسِ اصطلاحِ انگلیسی برای پیگیریِ مفهومِ مورد نظر و از همین جهت قطعِ رابطهی متن با تاریخِ مفهومِ مورد نظر و انهدامِ اون درونِ بافتِ متنِ فارسی که اصطلاحات رو بهواسطهی بیتاریخ شدن، بیمعنا میکنه.
درود؛ کتاب اصولا کتاب خوبی است، اما مطالب بسیار بسیار سنگین است و اصولا برای خواننده مبتدی و حتی متوسط فلسفه توصیه نمیگردد؛ ضمن آن که برخی ظرافتها در ترجمه از دست رفته است و توصیه میشود متن اصلی را کنار دستتان داشته باشید؛ در مجموع اما کتاب خوبی است و چاپ خوبی هم دارد، ارادتمند، محمدرضا جاوید
مطالعه این کتاب نیاز به پیش نیاز زیادی داره اگه مطالعه فلسفه نداشتید اصلا نخرید خیلی مشکل و سنگین هست مطالب