سرش را گذاشت روی فلز سرد از کشتن و رفتن

He put his head on the cold metal of killing and going

مشخصات کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد از کشتن و رفتن
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
زودترین زمان ارسال :2 اردیبهشت
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :2014
سری چاپ :1
تعداد صفحه :153
شابک :9786002294753

معرفی کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد از کشتن و رفتن اثر محمود حسینی زاد | ایران کتاب

دو دوست و همکار که تصمیم می گیرند افرادی که قرار است بقیه زندگی آنها همراه با غصه باشد را بکشند . ...نکشتیم سرکار.چندبار به تون گفتم،باز هم می گم.ما کسی را نمی کشتیم.راحت شون می کردیم.بختیارو راحت کردیم.حمید را راحت کردیم.کیوان را راحت کردیم.هوشنگ را راحت کردیم.حسام را راحت کردیم...دارم می گم به تون.همه رو سرکار.نمی دونیم چند تا سرکار،نمی دونیم... ...می گفت مال اون پنجشنبه بود،مال من حتما دوشنبه است. می گفتم بی خود نیست نویسنده شدی،استاد چرند گفتنی.می خندید. می گفتم اگه بخوای دوشنبه بمیری،باید برنامه ریزی کنی.باید خودت زحمت عزراییل رو کم کنی.اونها که تقویم شون رو هر صد سال می بندن! می خندید. دوشنبه ای بود که خاکش کردیم...

کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد از کشتن و رفتن

دسته بندی های کتاب سرش را گذاشت روی فلز سرد از کشتن و رفتن