«نظریههای هنر در قرن بیستم» نوشته جیمز ام. تامپسون، اثری ارزشمند و مرجع در حوزه زیباییشناسی و فلسفه هنر است که نخستین بار در سال ۱۹۹۰ منتشر شد. این کتاب تلاش میکند تا تحول بزرگی را که در فهم و تعریف هنر در طول قرن بیستم رخ داد، بازخوانی کند؛ تحولی که هنر را از تعریف سنتیاش یعنی بازنمایی و تقلید از واقعیت ملموس، به سمت مفاهیم انتزاعی، متکثر و نظری سوق داد. ایده محوری تامپسون در این اثر نشان دادن این واقعیت است که در دوران مدرن، هنر دیگر صرفا یک ابزار بصری برای لذت زیباییشناختی نیست، بلکه پدیدهای است که درک آن بدون شناخت چارچوبهای فکری، فلسفی و جامعهشناختی پشتیبانش ناممکن خواهد بود. در واقع، نظریهها در قرن بیستم صرفا توصیفکننده هنر نیستند، بلکه خود به بخش جداییناپذیری از هستی اثر هنری تبدیل شدهاند. کتاب با فرمالیستها شروع میشود و آرای کسانی چون کلایو بل و راجر فرای را بررسی میکند که معتقد بودند ارزش هنر در فرم معنادار آن یعنی بازی خطوط، رنگها و ترکیببندی است، نه در داستان یا پیامی که روایت میکند. سپس به نظریههای بیانگرا مانند اندیشههای بندتو کروچه میرسد که هنر را تجلی شهود و احساسات درونی هنرمند میدانند. تامپسون در ادامه، با بررسی دیدگاههای روانکاوانه فروید و یونگ، هنر را به مثابه دریچهای به ناخودآگاه و کهنالگوهای جمعی معرفی میکند. بخشهای بعدی به نظریههای مارکسیستی و جامعهشناختی مکتب فرانکفورت اختصاص دارد که در آنها، هنر به عنوان ابزاری برای نقد ساختارهای قدرت سرمایهداری و صنعت فرهنگ تحلیل میشود. با این حال، مهمترین بخش کتاب به چرخش نهادی و تحلیلی در نیمه دوم قرن بیستم مربوط است؛ جایی که با تکیه بر آرای آرتور دانتو و جورج دیکی نشان داده میشود که چرا اشیای روزمره در گالریها به عنوان اثر هنری پذیرفته میشوند. این نهادها، منتقدان و شبکه روابط جهان هنر هستند که به یک شیء عنوان هنر را میبخشند، نه ویژگیهای ذاتی خود اثر. از نقاط قوت کتاب میتوان به ساختار منسجم و دستهبندی دقیق مکاتب اشاره کرد که آن را به یک متن آموزشی استاندارد تبدیل کرده است. تامپسون به جای تفسیر صرف، متون اصلی را در کنار تحلیلهای خود قرار میدهد تا خواننده مستقیما با زبان خود نظریهپردازان روبهرو شود. با این حال، انتشار کتاب در سال ۱۹۹۰ باعث شده که نظریههای متأخرتر مانند هنر دیجیتال، نظریههای پسااستعماری و فمینیسم در آن غایب باشند. همچنین رویکرد کتاب به شدت غربی است و نظریات هنری سایر فرهنگها را نادیده میگیرد. در نتیجهگیری نهایی میتوان گفت که این اثر به ما یادآوری میکند که هنر مدرن را نمیتوان با ابزارهای سنتی سنجید. تامپسون به خوبی آشکار میسازد که مواجهه با هنر معاصر نیازمند نوعی مجهز شدن ذهنی است. این کتاب نشان میدهد که چگونه مرزهای میان فلسفه و هنر در قرن بیستم پاک شدند و هنر به قلمروی پرسشهای بنیادین درباره چیستی خود تبدیل شد. مطالعه این اثر به ما کمک میکند تا بفهمیم که هنر دیگر یک تصویر ساده بر دیوار نیست، بلکه دعوتی است به اندیشیدن و به چالش کشیدن پیشفرضهای ما درباره جهان و حقیقت.
درباره جیمز ماتسن تامسون
جیمز ماتسن تامسون نویسنده آمریکایی متولد 1926 می باشد.