1. خانه
  2. /
  3. کتاب کامیابی های یک کرگدن کارگردان کمیاب

کتاب کامیابی های یک کرگدن کارگردان کمیاب

نویسنده: رضا ارژنگ
3.6 از 1 رأی

کتاب کامیابی های یک کرگدن کارگردان کمیاب

The success of a rare rhino director
انتشارات: مس
٪15
40000
34000
معرفی کتاب کامیابی های یک کرگدن کارگردان کمیاب
نام کتاب «کامیابی‌های یک کرگدن کارگردان کمیاب» شاید در نگاه نخست بیشتر شبیه عنوان یک داستان فانتزی یا طنز به نظر برسد، اما با ورق زدن صفحات آن مشخص می‌شود که رضا ارژنگ مسیر متفاوتی را برای روایت انتخاب کرده است. این اثر که در قالب مجموعه‌ای از متن‌های کوتاه و داستانک‌های مستقل منتشر شده، بر پایه موقعیت‌هایی شکل گرفته که میان واقعیت و خیال در رفت‌وآمد هستند. نویسنده به جای تکیه بر روایت‌های بلند و شخصیت‌پردازی کلاسیک، سراغ لحظه‌هایی رفته که در چند خط شکل می‌گیرند و در همان چند خط نیز به پایان می‌رسند. بسیاری از نوشته‌های کتاب با یک اتفاق ساده آغاز می‌شوند اما به تدریج به فضایی غیرمنتظره می‌رسند؛ فضایی که گاهی رنگ و بوی طنز دارد، گاهی به سمت موقعیت‌های عجیب و نامتعارف حرکت می‌کند و در برخی موارد خواننده را با پرسشی ناتمام رها می‌کند. همین ویژگی باعث شده کتاب «کامیابی‌های یک کرگدن کارگردان کمیاب» در دسته آثار کوتاهی قرار بگیرد که بیشتر بر ایده و نگاه نویسنده متکی هستند تا بر خط داستانی مشخص. در میان آثار طنز معاصر فارسی، چنین رویکردی کمتر دیده می‌شود و به همین دلیل کتاب از همان ابتدا مسیر مستقلی برای خود ترسیم می‌کند.
بخش مهمی از فضای کتاب از ترکیب طنز و تأمل شکل گرفته است. داستانک‌های این مجموعه معمولا با موقعیتی غیرعادی یا حتی خنده‌دار آغاز می‌شوند، اما در ادامه لایه‌های دیگری از معنا را آشکار می‌کنند. گاهی یک شخصیت در شرایطی قرار می‌گیرد که قوانین معمول زندگی در آن معنا ندارد و گاهی یک اتفاق ساده به نتیجه‌ای کاملا غیرمنتظره ختم می‌شود. در این میان، نویسنده تلاش نمی‌کند توضیح اضافی ارائه دهد یا نتیجه‌گیری مشخصی به خواننده تحمیل کند. متن‌ها کوتاه هستند، اما هر کدام فضایی را می‌سازند که می‌تواند برای مخاطبان مختلف برداشت‌های متفاوتی ایجاد کند. این شیوه روایت باعث شده طنز موجود در کتاب صرفا به شوخی‌های کلامی محدود نباشد. بخش زیادی از جذابیت اثر از تضاد میان اتفاقات، رفتار شخصیت‌ها و نتیجه‌ای که در پایان هر داستانک شکل می‌گیرد به وجود آمده است. در برخی بخش‌ها حتی می‌توان ردپای طنز سیاه را مشاهده کرد؛ طنزی که از دل موقعیت‌های تلخ یا عجیب بیرون می‌آید و به جای خنداندن مستقیم، نوعی مکث و تأمل ایجاد می‌کند. به همین دلیل کتاب تنها یک مجموعه سرگرم‌کننده نیست، بلکه مجموعه‌ای از نگاه‌های کوتاه به جنبه‌های مختلف زندگی، روابط انسانی و ذهنیت انسان معاصر به شمار می‌آید.
یکی از نکاتی که هنگام مطالعه این اثر جلب توجه می‌کند، پیوند پررنگ آن با تصویر است. رضا ارژنگ علاوه بر نویسندگی، سابقه فعالیت در حوزه تصویر و پویانمایی را نیز دارد و این تجربه در نحوه شکل‌گیری متن‌ها قابل مشاهده است. بسیاری از داستان‌های کتاب به شکلی نوشته شده‌اند که خواننده پیش از آنکه کلمات را تحلیل کند، تصویری از صحنه را در ذهن خود می‌بیند. شخصیت‌ها، اشیا و موقعیت‌ها اغلب با چند جمله کوتاه ترسیم می‌شوند اما همان چند جمله برای ساختن یک فضای کامل کافی است. تصاویر همراه کتاب نیز در همین مسیر حرکت می‌کنند و نقش آن‌ها صرفا تزئینی نیست. در واقع متن و تصویر در کنار هم قرار گرفته‌اند تا تجربه‌ای متفاوت از خواندن داستان کوتاه ایجاد کنند. این ویژگی باعث شده اثر به فضای کتاب‌های مینی‌مال نزدیک شود؛ آثاری که در آن‌ها حجم کم متن به معنای سادگی محتوا نیست و هر بخش می‌تواند حامل چندین لایه معنایی باشد. از این منظر، «کامیابی‌های یک کرگدن کارگردان کمیاب» را می‌توان نمونه‌ای از ادبیات کوتاه معاصر دانست که تلاش می‌کند با کمترین حجم کلمات، بیشترین تأثیر را بر ذهن مخاطب بگذارد.
در میان مجموعه‌های داستان کوتاه فارسی، این کتاب بیش از هر چیز بر تجربه خواندن لحظه‌ای تکیه دارد. خواننده با یک روایت طولانی مواجه نیست که نیاز به دنبال کردن شخصیت‌ها در صدها صفحه داشته باشد؛ بلکه با مجموعه‌ای از روایت‌های مستقل روبه‌رو است که هر کدام جهان کوچکی را در چند پاراگراف می‌سازند. همین ساختار باعث شده کتاب «کامیابی‌های یک کرگدن کارگردان کمیاب» برای علاقه‌مندان به داستانک، ادبیات طنز، روایت‌های مینی‌مال و متن‌های خلاقانه جذاب باشد. موضوعات مطرح‌شده در کتاب گستره متنوعی دارند و از موقعیت‌های روزمره تا فضاهای سورئال و خیال‌انگیز را در بر می‌گیرند. در بسیاری از بخش‌ها مرز میان واقعیت و رویا چندان مشخص نیست و همین ابهام به یکی از ویژگی‌های اصلی اثر تبدیل می‌شود.
دسته بندی های کتاب کامیابی های یک کرگدن کارگردان کمیاب
قسمت هایی از کتاب کامیابی های یک کرگدن کارگردان کمیاب

مرده بود اما نمی توانست این را باور کند. حس می کرد می تواند دوباره برخیزد و بدون اما نمی شد. بعد یکهو دوید! در خانه همسایه را کوبید. همسایه گفت/ بفرمائید نمی دانست چه بگوید برگشت توی خانه. جسدی که افتاده بود توی خانه را تکان داد. بعد از خواب پرید. حس کرد چه خواب بی معنایی دیده است. حس کرد همه اشباحی هستند که می خواهد از شرشان خلاص شود. بعد همسایه باز دوباره در زد.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب کامیابی های یک کرگدن کارگردان کمیاب" ثبت می‌کند