کتاب نفحات نفت

Nafahat Naft
(جستاری در فرهنگ نفتی و مدیریت دولتی)
کد کتاب : 7577
شابک : 9789643695538
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 232
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2010
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 9
زودترین زمان ارسال : 16 اسفند

معرفی کتاب نفحات نفت اثر رضا امیرخانی

نفحات نفت؛ جستاری در فرهنگ نفتی و مدیریت دولتی کتابی است نوشته ی رضا امیر خانی درباره مسئله نفت در ایران. نفخات نفت جستاری است در این باب. اما جستار چیست؟ جستار فرمی غیرداستانی است که بر خلاف مقاله، علمی هم نیست. بلکه به اثری هنری می ماند، یعنی زبان و فرمی هنری دارد اما درباره ی یک موضوع خاص و غیر هنری است. رضا امیر خانی در این کتاب مضرات تکیه بر درآمد نفت پرداخته است و توضیح می دهد که چگونه باعث تن پروری، فساد و از بین رفتن فرصت های شغلی و تضعیف بخش خصوصی در کشورمان شده است. وی در این کتاب با ارائه مثال های متنوع فرهنگ اقتصادی مبتنی بر نفت را مورد حمله قرار می دهد و در عوض به دفاع از خصوصی سازی اقتصاد می پردازد. نویسنده در این کتاب نیز از زبان و نگارش متفاوت و مخصوص به خود استفاده می کند تکنیکی که علاوه بر کمک به انتقال مفهموم بر جذابیت متن کتاب نیز افزوده است. مخاطب ننفحات نفت تمام مردم ایران و به خصوص مسئولان و تصمیم گیران اقتصادی است اما نویسنده نیروی تغییر این شراط را تنها در جوانان می بیند و می کوشد با متاثر کردن قشر جوان، این اقتصاد را از این بیراهه ای که در آن گرفتار شده است، برهاند.

کتاب نفحات نفت

رضا امیرخانی
رضا امیرخانی (زاده ۱۳۵۲، تهران) نویسنده و منتقد ادبی ایرانی و به گفتهٔ خودش، از نویسندگان متعهد به انقلاب اسلامی ایران است. به نوشتهٔ وبگاه کلمه، او اصولگراست هرچند در کتاب نفحات نفت و سفر سیستان انتقادات منصفانه و شدیدی به حامیان اصولگرایی و مدعی ولایت مداری می‌کند.او دارای گواهی‌نامهٔ خلبانی نیز هست و در سال ۱۳۷۱، جوان‌ترین خلبان ایران لقب گرفت. او مدتی نیز رئیس هیئت مدیره انجمن قلم ایران بود.وی که خود را از نویسندگان متعهد به انقلاب و هواخواه جمهوری اسلامی می‌داند به غی...
قسمت هایی از کتاب نفحات نفت (لذت متن)
طلای مادر بفروشد تا نان سفره فرزندان فراهم آورد و البته بیش از آن را نیز خرج خود کند...به پدر چه خواهید گفت بیکار مفلس معتاد هر چه خواستید بگویید اما بدانید از چنین مردی بایستی ناامید بود. اگر کسی به فکر نجات چنین خانواده ای باشد تنها به فرزندان جوان امید خواهد بست... مادر یعنی وطن. طلا یعنی نفت. پدر یعنی دولت... این ملک پدرانی داشته است که برای حکومت نه طلای مادر که خود مادر را نیز فرخته اند!

نفت همان دولت است و دولت همان نفت. شنیده ام که ستارهٔ دریایی اگر بازوش زیر سنگ گیر بیافتد، از خیر بازو می گذرد و آن را قطع می کند. اما این مال وقتی است که ستاره بیم داشته باشد از خطر... دولت تا نفت دارد، خطری تهدیدش نمی کند! و این گونه، اقتصاد دولتی و مدیر سه لتی ساخته می شود.

باید این فرهنگ را جا انداخت که پول مفت را نباید گرفت ولو وقتی که به زور بدهند ...