برای فهم بهتر و درک بستر فکری امیل چوران ناگزیر به خواندن متونی مربوط به گنوسیسم و گنوسیها شدم. هرچه پیش رفتم حیرتم دو چندان شد از رمز و راز نهفته در این کیش. متنهایی در عهدین هست که هیچ سنخیتی با دیگر قسمتها و دیگر روایات و داستانها ندارند. برای مثال متن شگرف کتاب جامعه! طغیانی محض و حرکتی خلاف جهت. حالا با پیگری دیدگاه و فلسفه گنوسی بهتر میتوان درک کرد حضور چنین متونی را در عهد عتیق.