کتاب «جهانیسازی: چهار الگو و یک رویکرد انتقادی» نوشتهی تونی اسمیت، بر محتوای نظری و تحلیلی پدیدهی جهانیسازی متمرکز است و میکوشد با اتکا به روش دیالکتیک نظاممند، هم به کالبدشکافی گفتمانهای رقیب در باب جهانیسازی بپردازد و هم روایتی منسجم و مارکسی از نظم جهانی سرمایهداری و بدیل سوسیالیستی آن فراهم آورد. در همین راستا، کتاب به دو بخش کلی تقسیم شده است. بخش نخست شامل منازعات نظری مختلف دربارهی جهانیسازی است که چهار الگو را مورد بحث قرار میدهد. الگوی نخست دولت اجتماع است که بر محور حمایتهای اجتماعی و مداخلهی دولت در اقتصاد برای تعدیل پیامدهای جهانیسازی شکل گرفته است. الگوی دوم الگوی نئولیبرال است که با تأکید بر آزادسازی بازارها، خصوصیسازی و رفع موانع تجارت و سرمایه، خود را بهمثابهی بدیلی برای الگوی دولت اجتماعی معرفی میکند. الگوی سوم، دولت کاتالیزور، ضمن نقد نئولیبرالیسم، نقش دولت را نه بهعنوان مانع، بلکه بهعنوان تسهیلگر بازارهای جهانی میپذیرد و الگوی چهارم، الگوی دموکراتیک-جهانوطنگرا، با تکیه بر نهادهای فراملی و دموکراسی جهانی، در پی مدیریت عادلانهتر فرایند جهانیسازی است. بهطور کلی، بنابر تحلیل نویسنده، هر یک از این الگوها، علیرغم ادعاهای مدافعانشان، ناگزیر به شیوهای عمل میکنند که با اصول بنیادین خودشان در تضاد است؛ تضادهایی درونی که آنها را به ورطهی ناکارآمدی یا بیعدالتی میکشاند. اما بخش دوم کتاب فراتر از نظم سرمایهداری جهانی، الگوی مارکسی از جهانیسازی را، به عنوان بدیلی برای بنبستهای پیشین، مطرح میکند. نویسنده در این بخش، ابتدا به بازسازی روایت مارکس از جهانیسازی سرمایهداری میپردازد و آن را در سه گام تشریح میکند: تحلیل بازار جهانی، دیالکتیک دولت و بازار جهانی و در نهایت ساختار مالی بینالمللی. در این چارچوب، او نشان میدهد که جهانیسازی نه یک پدیدهی بیرونی یا اتفاقی، بلکه گرایشی ذاتی و درونزاد در سرمایهداری است که از منطق انباشت سرمایه و پویاییهای رقابت بینسرمایهداری نشئت میگیرد. نتیجتا وی الگویی مارکسی از جهانیسازی سوسیالیستی ترسیم میکند که در آن، تضادها و آنتاگونیسمهای ذاتی جهانیسازی سرمایهداری مرتفع میشوند و دیالکتیک نظاممند جهانیسازی به فرجام خود میرسد. در پایان، این کتاب برای پژوهشگران اقتصاد سیاسی بینالملل، فلسفهی سیاسی و جامعهشناسی جهانیسازی و عموم علاقهمندان به این مباحث پیشنهاد میشود.
درباره تونی اسمیت
تونی اسمیت فیلسوف آمریکایی و استاد بازنشسته فلسفه در دانشگاه ایالتی آیووا است. او به خاطر آثارش درباره سرمایه داری، هگل و مارکس شناخته شده است.