درمان برای زوج ها با بالاترین میزان موفقیت.
زوج ها یاد می گیرند چگونه رابطه ی خود را پرورش دهند و از وجود عشقی به درازای یک عمر مطمئن شوند.
پیامی بسیار مورد نیاز به تمام زوج ها و درمانگران.
همیشه مجذوب رابطه ها می شدم. می در انگلستان بزرگ شدم، اما کانون زندگی من در دوران جوانی ازدواج پدر و مادرم بود، بدون اینکه کاری از دستم بر بیاد، می دیدم که چطور رابطه ی زناشویی و خودشون رو نابود کردند، با این وجود می دونستم که عمیقا همدیگر را دوست دارند. پدرم در آخرین روزهای زندگی اش بااینکه بیشتر از بیست سال بود که از مادرم جدا شده بود، اما برای اون اشک می ریخت. واکنش من به درد و رنج والدینم این بود که قسم بخورم هرگز ازدواج نکنم، به این نتیجه رسیده بودم که عشق رویایی، توهم و دامه.
بهتر می بود که تنها باشم، آزاد و رها از قید و بند، اما خب عاشق شدم و ازدواج کردم. علیرغم اینکه عشق رو از خودم دور می کردم، من رر دربرگرفت. این حس رمزآلود قدرتمند که پدر و مادرم رو شکست داده بود و زندگی خودم رو پیچیده کرد و به نظر می رسه مرکز اصلی شادی و رنج برای بسیاری از ماست، چه چیزی است؟ آیا راهی از این مارپیچ به سوی عشق پایدار باز می شود؟
شیفتگی خودم نسبت به عشق و ارتباط رو در مشاوره و روانشناسی دنبال کردم. به عنوان بخشی از آموزشم نظر شعرا و دانشمندان را در رابطه با این مسئله خوندم. به کودکان پریشانی که از عشق محروم مانده بودند، آموزش دادم. به بزرگ سالانی که با عشق از دست رفته ی خود در کشمکش بودند، مشاوره می دادم.
«روانشناسی» برای بسیاری از نویسندگان، موهبتی بزرگ است و بینشی ارزشمند را درباره ی چگونگی کارکرد ذهن انسان به آن ها می بخشد.
(بخش اول نظر): کتاب محکم در آغوشم بگیر از خانم جانسن که همون طور از عنوان کتاب مشخصه، در مورد روابط عاشقانه و ازدواج هستش که از دید درمان هیجان محور به این موضوع نگاه کرده و نکات مفیدی رو بابت تقویت و حفظ روابط به خواننده ارائه میکنه. کتاب از سه بخش ایجاد شده که بخش یک مربوط به چیستی عشق و چیستی درمان هیجان محور و بخش دو در مورد هفت داستان مختلف هستش که درمان هیجان محور رو با مثالها و مشکلات واقعی توضیح میده و بخش سوم در مورد قدرت و تاثیرات عشق هستش که هر بخش از فصلهای مختلفی ایجاد شده. بخش اول مربوط به تعاریف عشق میشه، اینکه عشق چه مزایایی داره و نظریه دلبستگی چیه؟ به ریشه بعضی از اختلافها و مشکلاتهای ارتباطی پرداخته میشه که از نگاهی عمیقتر ریشه این مشکلات در احساس عدم امنیت و دور شدن از ارتباط احساسی بین طرفین هستش که باعث انواع اختلافهای سطحی و عمیق میشه که به این موضوع با جزئیات بیشتر پرداخته شده. در این بین از پژوهشهای متعددی یاد میشه که جنبه علمی بودن مطالب رو نشون میده. بعد نویسنده از تجارب کاری خودش میگه، اینکه چطور شد درمان عاطفی رو پایهگذاری کرده و چطور به موثر بودن این روش پی برده. بلاخره به بنیاد اصلی روش درمان عاطفی پرداخته میشه و با جزئیات این بنیاد برای خواننده برای بهبود کیفیت روابط (که اکثرا منظور ازدواج هستش) توضیح داده میشه. عناصر پاسخگویی عاطفی از سه عنصر ایجاد شده که عبارتند از: دسترسپذیری (قابل تکیه کردن)، پاسخگوی (به احساسات فرد مقابل) و تعهد (تضمین دادن بابت مهم بودن فرد مقابل و ماندگاری فرد در رابطه). بعد از توضیح موارد فوق در انتهای بخش اول پرسشنامهای ارائه شده که زوجین و یا طرفین رابطه میتونن بر اساس اون به شناسایی ایرادات رابطه و در انتها به بازسازی رابطه اقدام کنن. که ناگفته نماند تمام مراحل نیازمند انعطافپذیری و مکالمه سازنده هستش. در بخش دوم نویسنده سراغ هفت داستانی میره که اختلافات زن و شوهری رو بیان میکنن. در لابهلای بررسی و توضیحات و ارائه راهحل برای اختلافات و بهبودی، خانم جانسن توضیحات و نکات مثبتی رو هم ارائه میکنه تا این گونه بتونه خواننده رو با این روش آشنا کنه و مطلب رو بهتر به خواننده انتقال بده.
(بخش دوم نظر): در بخش سوم و نهایی نویسنده سراغ موضوع تروما و قدرت ارتباطات و عشق میره. ایشون ادعا میکنه که داشتن یک رابطه یا رابطههای پایدار و قابل اطمینان به همراه عشق و محبت، درمان و کنار اومدن با تروماهای گذشته رو راحتتر میکنه و فرد از این طریق میتونه با برخی از مشکلات و تروماهای خودش که در گذشته به دلایل مختلفی دچارش شده، کنار بیاد. و اینکه یک رابطه درست و سازنده چطور میتونه تاثیرات خوبی بر خود فرد، خانواده و جامعه بزاره. ایرادی که به نویسنده میتونم بگیرم اینکه در بخش ابتدایی کتاب ادعا میکنه که همیشه حرف زدن و صحبت کردن منطقی مشکل رو حل نمیکنه و باید گاهی از طریق دیگهای (پاسخگویی عاطفی) اقدام کنیم اما هفت اصول گفتگویی که بابت راهحل اختلافات ارائه میکنه خودش بر پایه صحبت کردن هستش که از طریق گفتن برخی کلمات و جملات که اشاره به مشکلات ریشهای داره، وضعیت روابط رو بهبود میده. به طور خلاصه میشه گفت: به طرف مقابلتون توجه ویژه داشته باشید تا با توجه به فرد مقابل بگید که حواستون در هر شرایطی بهش هست و اینکه با گفتهها و رفتارتون نشون بدید که در کنار فرد در هر شرایطی هستید (ایجاد حس امنیت که به طور غریزی برای بقای ما مهم هستش) و وابسته بودن و دوست داشتن خودتون رو به فرد مقابل ابراز کنید. و میشه گفت غرور، نقش مهمی رو در این بین ایفا میکنه که باید بهش توجه کنیم تا بتونیم به راحتی با فرد مقابلمون ارتباط بگیریم تا هم به نیازهای فرد مقابل پاسخ بدیم و هم بتونیم نیازهای خودمون رو هم نشون بدیم. در کل زندگی و روابط در نوشتهها و کتابها راحت به نظر میرسه ولی در دنیای واقعی شرایط متفاوت هستش و عمل کردن به نکات نوشتهها نیازمند تلاش و زمان هستش. به نظرم هر چیزی از شناخت خود شروع میشه. از شناخت نقاط قوت و ضعف خود و بعد پذیرش و اعتراف به این موارد و در قدم نهایی تلاش (در حد توان) برای بهبود نقاط ضعف. چون بعضی رفتارها و خصوصیات فرد شاید تا سالیان سال، تغییر آنچنانی درونشون ایجاد نشه. انتشارات میلکان رو خوندم و از ترجمه مناسبی هم برخوردار بود.
پیوستگی مطالب رو درک نکردم و فونت و فاصله خطوط متاسفانه چشم نواز نبود
انسجام متن پایین بود
کتاب خوب و مفیدی بود ؛ در کل دوسش داشتم ؛ مخصوصا اون بخش هایی از کتاب که به روایت داستانهای مراجعین و زوج درمانیها میپردازد ؛ قطعا برای افراد متاهل هم بیشتر کاربرد داره.
چقدر کتاب عالی و مفیدی بود.... خیلی دوسش داشتم..بهتون پیشنهاد میدم اگه هزینه تراپی ندارید و برای زندگی مشترکتون دوست دارید مشاور داشته باشید این مشاور همراه و عالی هست 👏👏👏من نشر میلکان و خوندم روان و خوب بود ترجمه ش
کتاب فوق العاده ایه
واقعا کتاب عالیه، من خیلی دوسش داشتم و واقعا کمک کنندس.حتما پیشنهاد میکنم خوندش رو چون باعث بهبود روابط میشه و راه حلهای کمک کننده ای داره.و همینطور با حواب دادن به سوالات اخر هر گفت و گو میشه بهتر موضوع رو درک کنیم و مسائل رو بهتر حل کنیم
کتاب بسیار خوبی است
سلام لطفاً هر چه زودتر موجودش کنید