کتاب عشق کافی نیست

Love Is Not Enough: An Honest Book About Relationships

  • 10 % تخفیف
    قیمت : 37,000 | 33,300 تومان

  • موجود
  • انتشارات: میلکان میلکان
    نویسنده:
مشخصات کتاب عشق کافی نیست
مترجم :
شابک : 978-6008812999
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 224
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2018
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 2 آبان

در فهرست کتاب هایی که زندگیتان را دگرگون می کنند

معرفی کتاب عشق کافی نیست اثر مارک منسن

کتاب عشق کافی نیست، اثری نوشته ی مارک منسن است که نخستین بار در سال 2018 به انتشار رسید. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که در آن، عشق به عنوان هدف غایی زندگی، تقدیس می شود. اما مارک منسن این نگرش را به چالش می کشد. او با لحن بی پرده و بدون تعارف خود که مخاطبین زیادی را در سراسر جهان مجذوب او ساخته، استدلال می کند که عشق، تمام چیزی نیست که برای داشتن رابطه ای موفق به آن نیاز داریم، و ابزاری را در اختیارمان قرار می دهد تا بتوانیم با استفاده از آن، از تخریب روابطمان با افراد مهم زندگیمان جلوگیری کنیم. از قرارهای اول گرفته تا پیشنهاد ازدواج و جدا شدن و فراموش کردن عشق سابق، مارک منسن در کتاب عشق کافی نیست، توصیه هایی فوق العاده کاربردی را برای مخاطبین در نظر گرفته که ما را وادار می کند با خودمان صادق باشیم و واقعیت را آنگونه که هست، و نه آنگونه که دوست داریم باشد، بپذیریم.

کتاب عشق کافی نیست

مارک منسن
مارک منسن، زاده ی 9 مارس 1984، نویسنده ی کتاب های خودپروری، وبلاگ نویس و کارآفرین آمریکایی است.منسن، اهل آستین تگزاس است. او برای تحصیل به بوستون رفت و در سال 2007 در رشته ی علوم مالی از دانشگاه این شهر فارغ التحصیل شد.منسن، اولین وبلاگ خود را در سال 2009 به وجود آورد و پس از مدتی، به شکل تمام وقت به وبلاگ نویسی پرداخت.نوشته های او به موضوعاتی مرتبط با فرهنگ، یافتن شریک زندگی، روابط انسانی، تصمیم گیری های سرنوشت ساز و روانشناسی می پردازند.
نکوداشت های کتاب عشق کافی نیست
A raw and candid guide to relationships.
راهنمایی بی پرده و صادقانه برای روابط.
Goodreads

Hard-hitting, funny, and honest.
گزنده، بامزه و صادقانه.
Amazon Amazon

قسمت هایی از کتاب عشق کافی نیست (لذت متن)
همه ی ما به عنوان انسان از شادی و معنا، انگیزه می گیریم؛ اما اغلب گرفتار نگرانی های غیرضروری و مقایسه های سطحی می شویم. وقتی فرضیات یا شرایطی را بین آن مقایسه ها و شادی ها خلق کنیم، این کار سریعا می تواند اولویت هایمان را آشکار کند. چنین ابزارهایی به ما روش هایی را نشان می دهند که با آن ها می توانیم موفقیت خود را اندازه گیری کنیم. من مشهور نیستم؛ اما زندگی مردم را بهتر می کنم. این مرا موفق می کند. الان مجرد و تنها هستید؛ اما خوشحالید و به خودتان افتخار می کنید. همین شما را موفق می سازد.

ما باید در انتخاب روشی که موفقیت را با آن اندازه گیری می کنیم، دقت کنیم؛ چرا که معیارهایی که انتخاب می کنیم، تعیین کننده ی تمامی اقدامات و عقاید ما هستند؛ برای مثال، اگر تصمیم بگیرید که «دوازده ساعت تلویزیون تماشا کردن در روز» هدف نهایی و بزرگترین معیار موفقیتتان باشد، پس در عرض چند ماه خواهید دید که چاق و تنها و بیچاره (و موفق!) شده اید. اگر به این نتیجه برسید که «بزرگترین معامله گر مواد مخدر در محله بودن» تعریفتان از موفقیت باشد، پس ممکن است گلوله بارانتان کنند!