1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. نگاهی به کتاب «آنا کارنینا» اثر «لئو تولستوی»

نگاهی به کتاب «آنا کارنینا» اثر «لئو تولستوی»

نگاهی به کتاب «آنا کارنینا» اثر «لئو تولستوی»

Anna Karenina Analysis

رمان «آنا کارنینا» برداشت‌های رایج از آزادی فردی و خوشبختی زناشویی را به چالش می‌کشد.

اصلاحات لیبرالی که «الکساندر دوم»، امپراتور روسیه، آغاز کرد، به‌ویژه لغو نظام رعیت‌داری، زمینه‌ساز رویدادهای سیاسی پیرامون وقایع رمان «آنا کارنینا» هستند. در روسیه قرن نوزدهم، نویسندگان از زندگی گروهی و همچنین آزادی زنان حمایت می‌کردند. جامعه روسیه در حال گذار از اقتصادی عمدتا روستایی و کشاورزی به جامعه‌ای شهری، صنعتی و غربی بود و «لئو تولستوی» از بسیاری جهات با تردید به این تغییرات می‌نگریست.




«تولستوی» رمان «آنا کارنینا» را در اوج دوره‌ای نوشت که امروزه از آن با عنوان «عصر طلایی ادبیات روسیه» یاد می‌شود. «رمانتیسیسم» در اوج شکوفایی خود قرار داشت و الهام‌بخش نویسندگان در تمام گونه‌های ادبی بود. «نیکلای گوگول» به شکل گسترده یکی از نخستین نویسندگان این دوره در نظر گرفته می‌شود و رمان او، «نفوس مرده»، از نظر سبک و پیچیدگی روان‌شناختی بسیار تأثیرگذار بود. رمان‌های «داستایفسکی»، از جمله «جنایت و مکافات» و «برادران کارامازوف»، نیز به کاوش در گستره‌های درونی زندگی انسان می‌پردازند و می‌کوشند هم تجربه فردی و هم تجربه اجتماعی را به تصویر بکشند. «تولستوی» در کتاب «آنا کارنینا» همچنین به قالب «رمان خانوادگی» واکنش نشان می‌دهد—گونه‌ای ادبی که در روسیه محبوبیت زیادی داشت.




خانواده

«همه خانواده‌های خوشبخت شبیه به یکدیگرند؛ اما هر خانواده بدبخت به شیوه خودش بدبخت است.» رمان «آنا کارنینا» با این جمله آغازین مشهور، به کاوش در پیچیدگی‌های زندگی خانوادگی می‌پردازد. رمان‌های روس در اوایل قرن نوزدهم اغلب تصویری آرمانی از خوشبختی و آرامش زندگی خانگی ارائه می‌کردند. در سراسر رمان، زندگی خانوادگی و آزادی فردی ممکن است در نگاه نخست نیروهایی متضاد به نظر برسند، اما شخصیت‌ها، با وجود این که گاهی تصور می‌کنند با کنار گذاشتن تمام هنجارهای زندگی خانوادگی آزادی بیشتری به دست خواهند آورد، به‌شکلی کنایه‌آمیز با همین انتخاب‌ها کمترین میزان کنترل و استقلال شخصی را تجربه می‌کنند.

رمان «آنا کارنینا» برداشت‌های رایج از آزادی فردی و خوشبختی زناشویی را به چالش می‌کشد و با ارائه تصویرهایی موازی از چند خانواده که سرنوشتشان به یکدیگر گره خورده است، پیچیدگی زندگی خانوادگی را نشان می‌دهد. سه خانواده اصلی رمان عبارت‌اند از خانواده «اوبلونسکی»، خانواده «کارنین» و خانواده «لوین». هر یک از این سه خانواده، الگوی متفاوتی از تحول زندگی خانوادگی را ارائه می‌کنند: ازدواجی موفق و سرشار از خوشبختی؛ ازدواجی که با وجود مشکلات پابرجا می‌ماند؛ و خانواده‌ای که از هم می‌پاشد.


بی‌وفایی

رمان «آنا کارنینا» با خیانت زناشویی آغاز می‌شود: «اوبلونسکی»، برادر «آنا»، با معلم سرخانه فرزندان خانواده رابطه‌ای پنهانی داشته، و همین مسئله خانه و زندگی او را به آشوب کشیده است. این صحنه آغازین نشان می‌دهد که خیانت زناشویی یکی از عوامل اصلی پیشروی داستان در سراسر رمان خواهد بود. اگرچه خیانت و بی‌وفایی در رمان بی‌تردید پیامدهای اخلاقی و مذهبی دارد، «تولستوی» علت‌ها و پیامدهای اصلی آن را از منظر مسائل اجتماعی بررسی می‌کند. احساس خفقان اجتماعی «آنا» را به سوی برقراری رابطه‌ای خارج از ازدواج سوق می‌دهد و شخصیت‌ها بر اساس تصوری که از پیامدهای اجتماعی انتخاب‌های خود دارند، دست به تصمیم‌گیری می‌زنند.

خیانت «آنا» به همسرش و رابطه او با «ورونسکی»، خط داستانی اصلی رمان «آنا کارنینا» را تشکیل می‌دهد. این رابطه از همان آغاز با نشانه‌ای شوم همراه است: هنگامی که «آنا» و «ورونسکی» با یکدیگر ملاقات می‌کنند، کارگری راه‌آهن روی ریل قطار می‌افتد و جانش را از دست می‌دهد. عشق میان «آنا» و «ورونسکی» به سرعت و با شور و التهاب فراوان شدت می‌گیرد، اما خیلی زود رنگ می‌بازد. «آنا» دیگر قادر نیست به هیچ‌کس اعتماد کند، به‌ویژه به معشوقش، و می‌کوشد با رفتاری هرچه آشفته‌تر و بی‌قرارتر، کنترل خود را بر «ورونسکی» تثبیت کند.

با وجود این که «آنا کارنینا» بی‌تردید رمانی طولانی است، «تولستوی» رویدادهای آن را با سرعتی چشمگیر پیش می‌برد. او صحنه‌ها و حوادث را در لحظاتی به تصویر می‌کشد که از نظر روان‌شناختی و جسمانی اهمیتی تعیین‌کننده دارند و معمولا از جزئیاتی مشخص برای برانگیختن زنجیره‌ای کامل از رویدادها استفاده می‌کند.

به عنوان نمونه، در آغاز رمان، یک گلابی بزرگ به جزئیاتی نمادین تبدیل می‌شود که نشان‌دهنده روابط خارج از ازدواج «اوبلونسکی» است. «تولستوی» دیدگاه‌های متفاوت را به کار می‌گیرد تا نشان دهد شخصیت‌های گوناگون چگونه جهان را می‌بینند، اما پیشروی روایت نه از اندیشه‌ای به اندیشه دیگر، بلکه از کنشی به کنش دیگر صورت می‌پذیرد. مخاطبین از طریق کارهایی که شخصیت‌ها انجام می‌دهند و شیوه رفتارشان درمی‌یابند که آن‌ها جهان را چگونه درک می‌کنند، نه از طریق توقف جریان داستان برای پرداختن طولانی به افکار و احساسات درونی‌شان.


جامعه

در دهه ۱۸۷۰ میلادی، زمانی که «تولستوی» مشغول نوشتن رمان «آنا کارنینا» بود، روسیه دستخوش تغییرات سیاسی و اجتماعی گسترده‌ای شد. داستان «آنا کارنینا» در پس‌زمینه اصلاحاتی لیبرال شکل می‌گیرد که «الکساندر دوم»، امپراتور روسیه، در دهه ۱۸۶۰ آغاز کرده بود. این اصلاحات شامل رشد سریع صنعت، ساخت راه‌آهن، ایجاد حکومت محلی در قالب نهاد «زمستوو»، اصلاحات نظامی، و آزادی بیشتر مطبوعات می‌شد.

در سراسر رمان، تنشی فزاینده میان اشرافیت سنتی و مردسالار و ظهور طبقه متوسط جدیدی که به تفکر آزاد گرایش دارد، به چشم می‌خورد. در مناطق روستایی نیز میان مدرنیته و سنت تنش زیادی وجود دارد. کاراکتر «لوین» در فعالیت‌های «زمستوو» مشارکت می‌کند و از این طریق شاهد بحث‌ها و اختلاف‌نظرهای فراوان میان نوآوری‌های جدید و روش‌های مرسوم گذشته است.

«تولستوی» در کتاب «آنا کارنینا» همچنین دورویی و خودنمایی جامعه اشرافی روسیه در قرن نوزدهم را، از دیدگاه خودش، به تصویر می‌کشد. دنیای شهری سرشار از رسوایی، فریب، سخن‌چینی و شایعه است. رویدادهای شهر به شکل عمده بر اساس پیامدهای اجتماعی‌شان ارزیابی می‌شود. برای مثال، خیانت «آنا» در درجه نخست یک ناهنجاری اجتماعی به شمار می‌رود، نه یک گناه مذهبی، و پیامدهایش بیشتر بر اساس تأثیر آن بر جایگاه او در جامعه سنجیده می‌شود، نه بر مبنای عواقب شخصی و فردی این عمل.

زمین‌داران اشرافی رو به زوال هستند و طبقه متوسط بورژوازیِ جدید و ثروتمند جای آن‌ها را می‌گیرد. «تولستوی» رساله‌هایی درباره آموزش و فلسفه نوشته بود، و پس از نگارش «آنا کارنینا»، بر اساس اندیشه‌های آنارشیستی خود، گروه‌هایی آرمان‌شهری را بر اساس این باور بنیان گذاشت که افراد، نه نهادهای دیوان‌سالار، باید از یکدیگر مراقبت کنند و برای خیر و صلاح همگانی بکوشند.


بخشش

نقل‌قول از «کتاب مقدس» که در آغاز رمان «آنا کارنینا» آمده، چنین است: «انتقام از آنِ من است؛ من جزا خواهم داد.» با وجود این که اندیشه انتقام در سراسر رمان حضوری پررنگ دارد، هم انتقام و هم بخشایش هر دو از عناصر اساسی شیوه مواجهه شخصیت‌ها با موقعیت‌های گوناگون زندگی‌شان هستند. در کتاب «آنا کارنینا»، هیچ شخصیتی کاملا خوب یا کاملا بد نیست، و هر فرد، ترکیبی از ویژگی‌های تحسین‌برانگیز و ضعف‌های شرم‌آور را در خود دارد. بنابراین، لازم است هر شخص را با توجه به ویژگی‌ها و شرایط خاص خودش درک کرد و با او برخوردی متناسب داشت، نه این که او را فقط قضاوت و طرد کرد.

اگرچه در سراسر رمان شفقت و همدلی ریشه در آموزه‌های مسیحیت دارد، انگیزه اصلی شخصیت‌ها برای بخشیدن یکدیگر، بیش از این که تمایل به پیروی از قواعد مسیحی باشد، از همدلی با دیگران در سطحی انسانی و فردی سرچشمه می‌گیرد. «تولستوی» نه‌تنها نشان می‌دهد شخصیت‌های رمان چگونه در طول داستان به بخشیدن یکدیگر روی می‌آورند، بلکه مخاطبین را نیز وادار می‌کند نسبت به خود شخصیت‌ها احساس شفقت و همدلی داشته باشند، حتی زمانی که کاراکترها مرتکب اشتباهات بزرگی شده یا رفتارهایی آسیب‌زننده را از خود نشان داده‌اند.

«تولستوی» برای توصیف آنچه در ذهن شخصیت‌ها می‌گذرد، از فن «تک‌گویی درونی» استفاده می‌کند. مخاطبین جهان را به شکل مستقیم از دریچه نگاه شخصیت‌ها می‌بینند. هنگامی که مخاطبین دقیقا می‌دانند شخصیت‌ها چگونه جهان را درک می‌کنند، احتمال بیشتری دارد که نسبت به آن‌ها احساس همدردی کنند و آن‌ها را ببخشند، حتی اگر اعمال کاراکترها نادرست باشد. به عنوان نمونه، اگرچه رفتار خیانت‌آمیز «آنا» از نظر عینی نادرست است، مخاطبین با تصمیم‌های او همدلی می‌کنند، زیرا از دریچه رنج‌ها و دردهای او به جهان می‌نگرند.





مقالات مرتبط با "نگاهی به کتاب «آنا کارنینا» اثر «لئو تولستوی»"
کتاب «سوگ از آن آدمی‌ست»؛ کنار آمدن با فقدان
کتاب «سوگ از آن آدمی‌ست»؛ کنار آمدن با فقدان

«اسلون کرازلی» در کتابی درباره دوستی، اشیای گمشده و مرگ، مرز میان فقدان‌های «معتبر» و اندوه‌های بی‌نام را زیر سؤال می‌برد.

نگاهی به کتاب «خشم و هیاهو» اثر «ویلیام فاکنر»
نگاهی به کتاب «خشم و هیاهو» اثر «ویلیام فاکنر»

«فاکنر» در رمان «خشم و هیاهو» به شیوه‌ای منحصربه‌فرد به مفهوم زمان می‌پردازد.

کتاب «ذن در زندگی روزمره»؛ هدف اصلی مراقبه
کتاب «ذن در زندگی روزمره»؛ هدف اصلی مراقبه

تمرین واقعی از جایی آغاز می‌شود که دست از جنگیدن با تجربهٔ اکنون برمی‌داریم، بی‌آنکه مسئولیت تغییر را کنار بگذاریم.

کتاب «تاریخ کوتاه زوال»؛ آموختن هنر تردید
کتاب «تاریخ کوتاه زوال»؛ آموختن هنر تردید

امیل چوران با قطعه‌هایی کوتاه، یقین‌های بزرگ را از کار می‌اندازد.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "نگاهی به کتاب «آنا کارنینا» اثر «لئو تولستوی»" ثبت می‌کند