نفوس مرده

Dead Souls

مشخصات کتاب نفوس مرده
مترجم :
شابک :978-600-7987-02-5
قطع :رقعی
تعداد صفحه :528
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1842
نوع جلد :جلد سخت
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :29 تیر

جزو لیست برترین کتاب های تاریخ ادبیات به انتخاب انجمن کتاب نروژ

سریالی بر اساس این کتاب در سال 1984 ساخته شده است.

این کتاب توسط نشر فرهنگ معاصر نیز به چاپ رسیده است.

معرفی کتاب نفوس مرده اثر نیکلای گوگول | ایران کتاب

کتاب نفوس مرده، رمانی کمدی نوشته ی نیکلای گوگول است که در طول سال ها به خاطر معرفی طیفی گسترده از شخصیت های مختلف و ارائه ی طنزی تاریک و به یاد ماندنی، مورد تحسین و تمجید منتقدین و مخاطبین سراسر جهان قرار گرفته است. داستان این رمان، به ماجرای مردی به نام چیچیکوف می پردازد که نقشه ای زیرکانه کشیده تا خیلی سریع ثروتمند شود. او در سراسر روسیه می چرخد و با قیمتی پایین، برده های تازه فوت کرده را از زمینداران می خرد. او سپس از این برده ها به عنوان وثیقه استفاده می کند و به تدریج صاحب مال و اموالی می شود. داستان رمان نفوس مرده پر است از دیالوگ های فوق العاده جذاب و خنده دار چیچیکوف با زمیندارانی که هر کدام از دیگری، عجیب تر و حریص تر هستند.

کتاب نفوس مرده

نیکلای گوگول
نیکلای واسیلیویچ گوگول، زاده ی 31 مارس 1809 و درگذشته ی 4 مارس 1852، نویسنده ی اوکراینی الاصل روس بود.گوگول در روستای ساروچینتسی واقع در اوکراین کنونی به دنیا آمد. او در کودکی به عمویش در اجرای نمایش هایی به زبان اوکراینی کمک می کرد.گوگول در سال 1820 به مدرسه ی هنری نیژین رفت و تا سال 1828 در آن جا ماند. او در همین مدرسه، نویسندگی را آغاز کرد و به بازیگری نیز علاقه مند شد. گوگول در سال 1831 اولین مجموعه از داستان های خود را به چاپ رساند و خیلی زود با بازخوردهای بسیار مثبتی رو به رو شد. او بعد...
نکوداشت های کتاب نفوس مرده
A stylistic tour de force.
شاهکاری در سبک نگارش.
Barnes & Noble

It is one of those masterpieces that change the way you see other books, forever.
این کتاب از آن دست شاهکارهایی است که بینش تان نسبت به دیگر کتاب ها را برای همیشه عوض می کند.
Guardian Guardian

Gogol was a strange creature, but then genius is always strange.
گوگول، موجود عجیبی بود، اما نبوغ همیشه عجیب است.
Vladimir Nabokov

قسمت هایی از کتاب نفوس مرده (لذت متن)
بی شک فقط پروردگار می تواند ویژگی های آدم هایی مانند مانیلوف را تشخیص دهد. بعضی آدم ها، آن گونه که معروف است، «نه زنگی زنگند و نه رومی روم» و مانیلوف بی هیچ تردیدی جزو این گروه از آدم ها بود. این آدم زاغ و بور، با چشمان آبی و لبخندی نوازشگر، قیافه ی دلپسندی داشت. اجزاء صورتش از جذابیت ویژه ای برخوردار بود، اما جذابیتی ساختگی، رفتار و گفتارش بیش از اندازه تملق آمیز بودند. هر کس سر صحبت را با او باز می کرد، توی دلش می گفت: «چه آدم خوش طینت و دلپذیری!» اما لحظه ای بعد، دیگر درباره ی او قضاوتی نمی کرد و به زودی به خودش می گفت: «چه آدم شیطان صفتی!» بعد هم با سرعت تمام از او فاصله می گرفت، حتی اگر باعث می شد از تنهایی به شدت ملول شود.

در ذهنش، هیچ چیز لذت بخش تر از زندگی کردن در تنهایی، لذت بردن از زیبایی های طبیعت و گه گاه خواندن چند کتاب نبود.

هر چقدر هم که سخنان یک احمق، احمقانه به نظر برسند، گاهی اوقات برای گیج کردن انسانی باهوش کافی هستند.