نفوس مرده

Dead Souls

  • قیمت : ۴۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب نفوس مرده اثر نیکلای گوگول

کتاب نفوس مرده، رمانی کمدی نوشته ی نیکلای گوگول است که در طول سال ها به خاطر معرفی طیفی گسترده از شخصیت های مختلف و ارائه ی طنزی تاریک و به یاد ماندنی، مورد تحسین و تمجید منتقدین و مخاطبین سراسر جهان قرار گرفته است. داستان این رمان، به ماجرای مردی به نام چیچیکوف می پردازد که نقشه ای زیرکانه کشیده تا خیلی سریع ثروتمند شود. او در سراسر روسیه می چرخد و با قیمتی پایین، برده های تازه فوت کرده را از زمینداران می خرد. او سپس از این برده ها به عنوان وثیقه استفاده می کند و به تدریج صاحب مال و اموالی می شود. داستان رمان نفوس مرده پر است از دیالوگ های فوق العاده جذاب و خنده دار چیچیکوف با زمیندارانی که هر کدام از دیگری، عجیب تر و حریص تر هستند.

کتاب نفوس مرده


ویژگی ها کتاب نفوس مرده

جزو لیست برترین کتاب های تاریخ ادبیات به انتخاب انجمن کتاب نروژ

سریالی بر اساس این کتاب در سال 1984 ساخته شده است.

این کتاب توسط نشر فرهنگ معاصر نیز به چاپ رسیده است.

مشخصات کتاب نفوس مرده
نوع جلد :گالینگور
قطع :رقعی
شابک :978-600-7987-02-5
تعداد صفحه :528
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :1842
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب نفوس مرده
A stylistic tour de force.
شاهکاری در سبک نگارش.
Barnes & Noble

It is one of those masterpieces that change the way you see other books, forever.
این کتاب از آن دست شاهکارهایی است که بینش تان نسبت به دیگر کتاب ها را برای همیشه عوض می کند.
Guardian Guardian

Gogol was a strange creature, but then genius is always strange.
گوگول، موجود عجیبی بود، اما نبوغ همیشه عجیب است.
Vladimir Nabokov

بخش هایی از کتاب نفوس مرده (لذت متن)
بی شک فقط پروردگار می تواند ویژگی های آدم هایی مانند مانیلوف را تشخیص دهد. بعضی آدم ها، آن گونه که معروف است، «نه زنگی زنگند و نه رومی روم» و مانیلوف بی هیچ تردیدی جزو این گروه از آدم ها بود. این آدم زاغ و بور، با چشمان آبی و لبخندی نوازشگر، قیافه ی دلپسندی داشت. اجزاء صورتش از جذابیت ویژه ای برخوردار بود، اما جذابیتی ساختگی، رفتار و گفتارش بیش از اندازه تملق آمیز بودند. هر کس سر صحبت را با او باز می کرد، توی دلش می گفت: «چه آدم خوش طینت و دلپذیری!» اما لحظه ای بعد، دیگر درباره ی او قضاوتی نمی کرد و به زودی به خودش می گفت: «چه آدم شیطان صفتی!» بعد هم با سرعت تمام از او فاصله می گرفت، حتی اگر باعث می شد از تنهایی به شدت ملول شود.

در ذهنش، هیچ چیز لذت بخش تر از زندگی کردن در تنهایی، لذت بردن از زیبایی های طبیعت و گه گاه خواندن چند کتاب نبود.

هر چقدر هم که سخنان یک احمق، احمقانه به نظر برسند، گاهی اوقات برای گیج کردن انسانی باهوش کافی هستند.