1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. جهان داستان‌های کوتاه «خورخه لوئیس بورخس»

جهان داستان‌های کوتاه «خورخه لوئیس بورخس»

Borges Short Stories

داستان‌های کوتاه «بورخس» بارها نشان می‌دهند که واقعیت ممکن است از توهم و خیال غیرقابل‌تشخیص باشد.

«خورخه لوئیس بورخس» در داستان‌های کوتاه خود به بسیاری از رویدادهای تاریخی و واقعی اشاره می‌کند. دو مورد از مهم‌ترین رویدادهایی که در دوران زندگی «بورخس» رخ داد، جنگ جهانی اول و  جنگ جهانی دوم بود. هر دوی این رویدادها در بسیاری از داستان‌های او نقشی مهم دارند.




«بورخس» همچنین به یکی از آثار مورد علاقه‌ی خودش، حماسه منظوم «مارتین فیئرو»، اشاره می‌کند که به‌عنوان یکی از نمادهای ادبیات آرژانتین شناخته می‌شود. در حقیقت، داستان «پایان» اثر «بورخس»، صحنه‌ای از این شعر را از دیدگاهی متفاوت و جایگزین به تصویر می‌کشد. به شکل مشابه، یکی از آثار اولیه‌ی بورخس در قالب شعر، «شور بوئنوس آیرس»، به شهر «بوئنوس آیرس»، زادگاه خودش و پایتخت آرژانتین، می‌پردازد.

علاوه بر این، «بورخس» تقریبا تمام یک داستان را به «دن کیشوت» اختصاص می‌دهد؛ او در داستان «پی‌یر منار، نویسنده دن کیشوت» به این رمان اسپانیایی کلاسیک ارجاع می‌دهد تا پرسش‌هایی فلسفی را درباره نویسندگی، تاریخ و روان‌شناسی مطرح کند.

درنهایت، منتقدان ادبی—و خود «بورخس»—اغلب «فرانتس کافکا» را یکی از تأثیرگذارترین چهره‌ها بر او دانسته‌اند. «بورخس» زمانی که در نوجوانی در «ژنو» زندگی می‌کرد، با نوشته‌های «کافکا» آشنا شد. او حتی مقدمه ترجمه اسپانیایی داستان «مسخ» را در سال ۱۹۳۸ نوشت.




دانش

در داستان‌های کوتاه «بورخس»، سفرهای بسیاری از شخصیت‌های او—از جمله خودش—نشان می‌دهد که کشف دانش می‌تواند به اندازه‌ی خودِ دانش مهم و وسوسه‌انگیز باشد. یکی از مشهورترین داستان‌های کوتاه «بورخس» به نام «کتابخانه بابل»، با جزئیات فراوان، ساختار و محتوای کتابخانه‌ای را توصیف می‌کند که عنوان داستان را به خود اختصاص داده است. همین موضوع به‌تنهایی نشان‌دهنده احترام و علاقه عمیق «بورخس» به ساختارها و فرآیندهایی است که امکان انتقال و تولید دانش را به انسان می‌دهد. 

افزون بر این، به این خاطر که کتابخانه استعاره‌ای از جهانی بی‌نهایت است که در آن هر انسان یک «کتابدار» به شمار می‌آید، «بورخس» خودِ هستی انسان را با جست‌وجوی دانش و کشف حقیقت پیوند می‌دهد. همچنین، بسیاری از داستان‌های «بورخس» به یک کارآگاه در تلاش برای حل یک معما—مانند داستان «مرگ و قطب‌نما»— یا یک پژوهشگر در جست‌وجوی ناشناخته‌ها می‌پردازد.

در داستان «مرگ و قطب‌نما»، شخصیت کارآگاه به دنبال یافتن الگوهایی در متون است. داستان به این صورت تمایل به یافتن الگو در دل آشوب و بی‌نظمی را مورد توجه قرار می‌دهد و درنهایت به داستانی هشداردهنده درباره میل وسواس‌گونه‌ی انسان به یافتن دانش در مواجهه با ناشناخته‌ها تبدیل می‌شود.


زبان

بسیاری از داستان‌های کوتاه «بورخس» کاربرد زبان را بررسی می‌کنند و نشان می‌دهند که زبان تا چه اندازه با خودآگاهی انسان درهم‌تنیده است. در این داستان‌ها بارها یک نویسنده و آثار او در قالب پدیده‌ای گسترده، پیچیده یا فراگیر به تصویر کشیده می‌شود. خود روایت نیز به وجود پیوندی بنیادین میان زبان و آفرینش اشاره می‌کند، حتی وقتی ایده‌هایی که از طریق این آثار خلق می‌شود، گیج‌کننده، مبهم، و قابل‌تفسیر به شیوه‌های متفاوت هستند. داستان‌های «بورخس» نشان می‌دهند که انسان بودن یعنی به‌کارگیری زبان و درک جهان از طریق این واسطه.

در داستان «فونس و حافظه خارق‌العاده‌اش»، کاراکتر «ایرنه‌ئو فونس» نمونه‌ی دیگری از ارتباط عمیق میان زبان و آگاهی را ارائه می‌کند. پس از  این که «فونس» دچار حادثه‌ای می‌شود که او را فلج می‌کند و در عین حال حافظه و ذهنی «شگفت‌انگیز» را به او می‌بخشد، چارچوبی جدید برای طبقه‌بندی زبان می‌آفریند. «فونس» دیگر نمی‌تواند درک کند که «واژه‌ی سگ، موجودات بسیار متفاوتی با اندازه‌ها و شکل‌های گوناگون را دربرمی‌گیرد.» در نتیجه، او به خلق یک سیستم شماره‌گذاری روی می‌آورد تا هر گونه سگ را به‌صورت جداگانه دسته‌بندی کند و حتی زاویه‌های مختلف نگاه به این گونه‌ها را از هم جدا سازد.

سیستم منحصربه‌فرد و جامع «فونس» برای دسته‌بندی جهان پس از حادثه‌ای که زندگی او را دگرگون کرد، بار دیگر بر این واقعیت تأکید دارد که کاربرد زبان ارتباطی عمیق با خودآگاهی منحصربه‌فرد هر انسان دارد، زیرا درنهایت همین تغییر ناگهانی در زندگی «فونس» است که زمینه‌ساز شیوه‌ی تازه‌ی او در درک جهان می‌شود.


دیدگاه

تعداد زیادی از داستان‌های «بورخس»، دیدگاه‌های جایگزین یا متغیر را به کار می‌گیرند یا پرسش‌هایی را درباره ماهیت نویسندگی و آفرینش هنری مطرح می‌کنند، و درنهایت، ذهنی و شخصی بودن دیدگاه هر فرد، نویسنده یا مخاطب را مورد تأکید قرار می‌دهند.

در داستان «شکل شمشیر»، مردی ایرلندی داستانی را برای «بورخس» تعریف می‌کند درباره زمانی که خودش در ایرلند در دهه ۱۹۲۰، مردی به نام «جان وینسنت مون» را به دلیل خیانت به آرمان‌های کمونیستی پیدا و به او حمله کرده است. با پیشروی داستان مشخص می‌شود که تغییر دیدگاه می‌تواند تجربه‌ی مخاطب را تغییر دهد، حتی اگر خودِ رویدادهای داستان هیچ تغییری نکرده باشند.

در داستان «پی‌یر منار، نویسنده دن کیشوت»، «بورخس» به این نکته می‌پردازد که دو متن به‌ظاهر یکسان از داستان «دن کیشوت»—نسخه اصلی و نسخه کاراکتر «منار»—در ذات با یکدیگر متفاوت‌اند، زیرا هر نویسنده، زمینه و بافت تاریخی و ذهنی خاص خود را به اثر تزریق می‌کند. بنابراین، نویسندگان مختلف می‌توانند به زبانی یکسان، معناهایی متفاوت ببخشند. این دو نمونه نشان می‌دهد که دیدگاه‌های متفاوت نه‌تنها تجربه‌ها و تفسیرهایی متفاوت برای مخاطبین ایجاد می‌کنند، بلکه نویسندگان مختلف نیز به یک داستان یا زبان یکسان، معناهایی کاملا متفاوت می‌بخشند.


بی‌نهایت

بسیاری از داستان‌های کوتاه «بورخس»، سیستم‌ها یا خطوط زمانی را به تصویر می‌کشند که به شکل بی‌نهایت تکرار می‌شوند و از این طریق بر ماهیت بی‌نهایت جهان هستی تأکید می‌کنند.

به عنوان نمونه، کتابخانه در داستان «کتابخانه بابل» سیستمی بی‌نهایت از اتاق‌ها و قفسه‌های تکرارشونده است که همگی کتاب‌هایی را در خود جای داده‌اند. بسیاری از پژوهشگران حاضر در کتابخانه از این واقعیت تأسف می‌خورند که جست‌وجو در تمام اطلاعات کتابخانه و کشف اسرار آن در عمل غیرممکن است. با این حال، راوی «بورخس» به این نکته توجه می‌کند که اگر زمان بی‌نهایت در اختیار باشد، یک مسافر نامیرا سرانجام تمام اطلاعات موجود در کتابخانه را به صورت تکرارشونده خواهد یافت و در نتیجه، نوعی از نظم را مشاهده خواهد کرد.

به این صورت، کتابخانه استعاره‌ای از جهان هستی و مجموع تمام دانش موجود در آن است، که به دلیل ماهیت ناملموس و گسترده آن، ممکن است برای اغلب انسان‌ها بیش‌ازاندازه و غیرقابل‌درک باشد. با این حال، «بورخس» به این نکته می‌پردازد که در دل بی‌نهایت نیز نظم وجود دارد، حتی اگر تجربه این نظم یا درک کامل آن در مقیاسی گسترده برای تعداد زیادی از افراد غیرممکن جلوه کند. علاوه بر این ایده که خودِ جهان هستی بی‌نهایت است، داستان‌های «بورخس» این ایده را نیز مطرح می‌کنند که زمان هم بی‌نهایت، تکرارشونده و بدون محدودیت است.


واقعیت

داستان‌های کوتاه «بورخس» بارها نشان می‌دهند که واقعیت ممکن است از توهم و خیال غیرقابل‌تشخیص باشد و در نتیجه، خودِ واقعیت، ماهیتی شکننده دارد. برای مثال، در داستان «ویرانه‌های دایره‌وار»، یک جادوگر تلاش می‌کند از طریق رویا، یک انسان را به وجود آورد. این امر پیشاپیش نشان‌دهنده‌ی قدرت رویاها برای تأثیرگذاری بر واقعیت است.

جادوگر پس از  این که مدت زمانی نامشخص را صرف تلاش برای رویاپردازی درباره این انسان می‌کند، سرانجام موفق می‌شود او را در جهان رویایی خود بیافریند، و سپس احساس می‌کند که این انسان، پسر اوست. وقتی جادوگر تصمیم می‌گیرد که پسرش آماده است تا وارد جهان واقعی شود، حافظه‌ی او را پاک می‌کند تا پسر نداند که صرفا آفرینده‌ی رویای جادوگر است.

این نکته نشان می‌دهد که برای انسان، پذیرفتن این که زندگی‌اش با تعریف شخصی خودش از واقعیت مطابقت ندارد، ممکن است فوق‌العاده دشوار باشد. اگر پسر متوجه شود که جادوگر او را در رویا خلق کرده است، احتمالا دچار بحرانی عمیق و هستی‌گرایانه خواهد شد. بنابراین، جادوگر از طریق پاک کردن خاطرات پسرش باور دارد که در واقع در حال بخشیدن هدیه‌ی ناآگاهی به اوست.

داستان «بورخس» مخاطبین را فرامی‌خواند تا درباره این نکته بیندیشند که خودِ واقعیت، به میزانی که که تصور می‌کنیم، قابل‌اعتماد یا ملموس نیست، چون حتی افرادی که معتقدند درکی درست و استوار از واقعیت دارند، گاهی درمی‌یابند که این تصور اشتباه بوده است.





مقالات مرتبط با "جهان داستان‌های کوتاه «خورخه لوئیس بورخس»"
کتاب «جدایی‌ها»؛ آخرین رمان «جولین بارنز»
کتاب «جدایی‌ها»؛ آخرین رمان «جولین بارنز»

داستان روایتی از حافظه، عشق، قول‌های شکسته و حق انتخابِ پایان است.

آشنایی با جنبش «ناتورالیسم» در ادبیات
آشنایی با جنبش «ناتورالیسم» در ادبیات

عناصر اصلی آثار ناتورالیستی عبارت‌اند از: جبرگرایی، عینیت، بدبینی، محیط و پیچ‌وخم‌های پیرنگ.

کتاب «شاگی بین»؛ داستان فقر و کودکی
کتاب «شاگی بین»؛ داستان فقر و کودکی

رمان فقر، اعتیاد و فروپاشی خانواده را از چشم کودکی می‌بیند که هم‌زمان فرزند، سرپرست و آخرین امید مادرش است.

کتاب «بل کانتو»: قدرت رهایی‌بخش آواز
کتاب «بل کانتو»: قدرت رهایی‌بخش آواز

داستان نشان می‌دهد زبان مشترک همیشه از واژه‌ها ساخته نمی‌شود.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "جهان داستان‌های کوتاه «خورخه لوئیس بورخس»" ثبت می‌کند