1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. آشنایی با جنبش «ناتورالیسم» در ادبیات

آشنایی با جنبش «ناتورالیسم» در ادبیات

Naturalism

عناصر اصلی آثار ناتورالیستی عبارت‌اند از: جبرگرایی، عینیت، بدبینی، محیط و پیچ‌وخم‌های پیرنگ.

«ناتورالیسم» جنبشی ادبی در اواخر قرن نوزدهم است که نویسندگان در آن به کاوش در دلایل بنیادین رفتارها، انتخاب‌ها و باورهای شخصیت‌های خود می‌پردازند. این دلایل به شکل عمده بر تأثیر خانواده و جامعه بر فرد—و تمام پیچیدگی‌های موجود در این میان—تمرکز داشتند و درنهایت به این دیدگاه منجر شدند که عوامل محیطی، تعیین‌کننده اصلی شخصیت انسان هستند. «ناتورالیسم» از بسیاری جهات با «رئالیسم» ارتباط دارد، اما «رئالیسم» در درجه نخست یک شیوه نگارش است، در حالی که «ناتورالیسم» نوعی فلسفه در نویسندگی به شمار می‌رود.




نویسنده فرانسوی، «امیل زولا»، برای نخستین بار اصطلاح «ناتورالیسم» (طبیعت‌گرایی) را برای توصیف نوعی خاص از ادبیات به کار برد و بسیاری از نظریه‌های بنیادین این جنبش را شکل داد. اگرچه اهمیت و رواج «ناتورالیسم» در آغاز قرن بیستم پایان یافت، این جنبش به تأثیرگذاری خود ادامه داد، و بسیاری از نویسندگان مدرن، همچنان ویژگی‌های «ناتورالیستی» را در آثار خود به کار می‌گیرند.


تاریخچه ناتورالیسم

«ژول-آنتوان کاستاناری»، منتقد هنری فرانسوی، برای نخستین بار اصطلاح «ناتورالیسم» را برای توصیف سبکی از نقاشی واقع‌گرایانه به کار برد که در اوایل دهه ۱۸۶۰ به محبوب رسید. سپس «امیل زولا» این اصطلاح را وارد حوزه ادبیات کرد. مقاله جریان‌ساز «زولا» با عنوان «رمان تجربی» که در سال ۱۸۸۰ انتشار یافت، بررسی مفصلی از قالب رمان به‌عنوان برجسته‌ترین شکل هنری ادبیات ناتورالیستی را ارائه می‌کند.

«زولا» در این مقاله سه استدلال اصلی را مطرح کرد. نخست، نویسندگان می‌توانند روش تحقیق علمیِ «کلود برنار»، فیزیولوژیست فرانسوی، را در آثار خود به کار بگیرند. «برنار» بیان می‌کند آزمایش‌های کنترل‌شده قادر است یک فرضیه را درباره پدیده مورد آزمایش اثبات یا رد کند. «زولا» باور داشت نویسندگان نیز می‌توانند از همین رویکرد استفاده کنند و شخصیت‌ها را به‌منزله پدیده‌های مورد آزمایش در نظر بگیرند.

دوم، «زولا» معتقد بود این روش تجربی، «ناتورالیسم» را از «رئالیسم» و «رمانتیسیسم» متمایز می‌کند. سوم، «زولا» استدلالی را در پاسخ به منتقدانی مطرح کرد که آثار او را غیراخلاقی و توهین‌آمیز می‌دانستند و این ادعاها را به چالش کشید.

مجموعه «روگن-ماکار» اثر «امیل زولا»، شامل بیست رمان که بین سال‌های ۱۸۷۱ تا ۱۸۹۳ نوشته شدند، یکی از مهم‌ترین مشارکت‌ها در ادبیات ناتورالیستی است. این مجموعه بر زندگی دو خانواده فرانسوی—یکی ثروتمند و دیگری تهیدست—در طول پنج نسل تمرکز دارد. محیط، وراثت و دشواری‌های زندگی در دوران «امپراتوری دوم فرانسه» درنهایت هر دو خانواده را با چالش‌هایی جدید روبه‌‌رو می‌کند.

نویسنده آمریکایی، «فرانک نوریس»، یکی دیگر از چهره‌های برجسته در جنبش «ناتورالیسم» بود. او نیز مانند «زولا»، شخصیت‌های خود را همچون آزمایش در نظر می‌گرفت، و آن‌ها را در معرض محرک‌ها یا پدیده‌های خاص قرار می‌داد و واکنش‌هایشان را ثبت می‌کرد. نتیجه‌ی این کار، ترکیبی از ادبیات و علم بود که توانایی نویسنده در شخصیت‌پردازی و توصیف را با مشاهده بی‌طرفانه یک دانشمند درباره فرضیه‌های اثبات‌شده یا ردشده در هم می‌آمیخت. «استیون کرین»، خالق کتاب «نشان سرخ دلیری»، رویکردی مشابه را به کار گرفت و نقش بزرگی در شکل‌گیری مجموعه آثار ناتورالیستی در ادبیات آمریکا ایفا کرد.

«ناتورالیسم» به‌عنوان یک جنبش ادبی مستقل، به شکل عمده در حوالی سال ۱۹۰۰ به پایان رسید، وقتی مجله آمریکایی The Outlook یک آگهی درگذشت طنزآمیز را برای آن به انتشار رساند. این نشریه تا جایی پیش رفت که حتی تلاش‌های «زولا» برای ایجاد گونه‌ای جدید از ادبیات علمی را یک شکست کامل نامید. البته این دیدگاه قابل بحث است، به‌ویژه به این خاطر که که نویسندگان بی‌شماری پس از سال ۱۹۰۰ آثار خود را با عناصر پررنگ ناتورالیستی درآمیختند. «ارنست همینگوی»، «ایدت وارتون»، و «جک لندن» تنها چند نمونه از نویسندگانی هستند که «ناتورالیسم» را به قرن بیستم منتقل کردند.


عناصر ناتورالیسم

عناصر اصلی آثار ناتورالیستی عبارت‌اند از: جبرگرایی، عینیت، بدبینی، محیط و پیچ‌وخم‌های پیرنگ.


جبرگرایی

جبرگرایی، باوری فلسفی است مبنی بر این که عوامل بیرونی مسئول تمام رویدادهای زندگی یک فرد هستند. سرنوشت، طبیعت یا وراثت توضیح می‌دهد که چرا مسیر زندگی یک شخصیت به شکلی خاص پیش می‌رود. نیروهایی که خارج از اراده و کنترل فرد قرار دارند، از پیش همه‌چیز را تعیین می‌کنند.

به عنوان نمونه، در داستان کوتاه «یک گل سرخ برای امیلی» اثر «ویلیام فاکنر»، جنون شخصیت اصلی از همان ابتدا نتیجه‌ای اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. این جنون محصول طبیعی کنترل سرکوبگرانه‌ای است که پدرش بر او اعمال کرده بود، رابطه وابسته و ناسالمی که با پدرش داشت، و انزوای خودخواسته‌ای که در تمام زندگی‌اش حفظ کرد. برای مخاطبین روشن است که هیچ امیدی برای «امیلی» وجود نداشته است—سرنوشت او از پیش به واسطه شرایط زندگی‌اش تعیین شده بود.


عینیت

نویسندگان ناتورالیست در روایت داستان‌های خود عینیت را حفظ می‌کنند. آن‌ها از عناصر احساسی داستان فاصله می‌گیرند و بیشتر در جایگاه یک ناظر بی‌طرف، رویدادها را مشاهده می‌کنند. در صورت پرداختن به احساسات، تمرکز معمولا بر احساسات ابتدایی مربوط به بقاست که اغلب در جهانی خصمانه شکل می‌گیرند.

«استیون کرین» در کتاب «نشان سرخ دلیری»، صحنه‌ای از نبرد را با نوعی فاصله و خونسردی به توصیف می‌کشد. او به‌جای این که توجه خواننده را به واقعیت‌های تکان‌دهنده و ملموس جنگ جلب کند، تقریبا با حالتی بی‌تفاوت و سهل‌انگارانه به توصیف صحنه می‌پردازد. تصاویری که این توصیف در ذهن می‌آفریند، عادی و روزمره‌اند—برای مثال، مردگان در قالب گروه‌ها یا افرادی در حال استراحت توصیف می‌شوند، و نه به شکلی خشونت‌آمیز.


بدبینی

نویسندگان آثار ناتورالیستی معمولا جهان‌بینی بدبینانه یا تقدیرگرایانه دارند و شخصیت‌های خود را افرادی نمی‌دانند که کنترل چندانی بر زندگی یا تصمیم‌هایشان داشته باشند. این نویسندگان زندگی را همچون لیوانی نیمه‌خالی می‌بینند.

نمونه‌ای از این دیدگاه را می‌توان در رمان ماجرایی کلاسیک «آوای وحش» اثر «جک لندن» مشاهده کرد که شخصیت اصلی آن، سگی به نام «باک» است. «لندن» می‌نویسد: «این‌گونه، به نشانه بی‌اختیاری زندگی، آواز کهن در وجودش طنین انداخت و او بار دیگر به خویشتن واقعی‌اش بازگشت.» توصیف زندگی به‌عنوان چیزی «بی‌اختیار»، شیوه‌ای بدبینانه برای نگاه کردن به تجربه‌های انسان‌ها، یا حیوانات، است.


محیط

ناتورالیسم تأکید زیادی بر تأثیرات محیط دارد، بنابراین مکان در این گونه از آثار معمولا نقشی مهم ایفا می‌کند. محیط داستان اغلب خود به یک شخصیت تبدیل می‌شود. این موضوع در رمان «مک‌تیگ: داستانی درباره سان‌فرانسیسکو» اثر «فرانک نوریس» به چشم می‌خورد. سقوط شخصیت اصلی و همسرش در پس‌زمینه‌ی ایالت «کالیفرنیا» رخ می‌دهد، از «سان‌فرانسیسکو» تا «دره مرگ»—جایی که رویاهای بربادرفته معدن‌کاران در جست‌وجوی طلا، بازتابی از رویاهای بربادرفته خانواده «مک‌تیگ» است.


پیچ‌وخم‌های پیرنگ

بسیاری از آثار ناتورالیستی در پایان داستان، پیچ‌وخم‌های روایی یا نوعی غافلگیری را به تصویر می‌کشند. این نکته بر بیهودگی تلاش کاراکترها و تغییرناپذیری سرنوشت آن‌ها تأکید دارد. به عنوان مثال، رمان «بیداری» اثر «کیت شوپن» با رویدادی شوکه‌کننده به پایان می‌رسد، پس از عصیان او علیه نقشی که جامعه برایش تعیین کرده بود،.


ناتورالیسم در برابر رئالیسم

«ناتورالیسم» از دل «رئالیسم» پدید آمد. «رئالیسم» تکنیکی ادبی است که در آن نویسنده واقعیت را همان‌گونه که هست، توصیف می‌کند؛ اما ناتورالیسم این ایده را به‌طور قابل‌توجهی گسترش می‌دهد و به این نکته می‌پردازد که شرایط موجود چگونه بر رفتار و سرشت شخصیت تأثیر می‌گذارد.

شخصیت‌ها در آثار رئالیستی از اختیار بیشتری برخوردارند. اگرچه آن‌ها محصول محیط خود هستند، از این آزادی برخوردارند که در برابر محیطشان بایستند و بر آینده خود تأثیر بگذارند. این نکته تفاوت چشمگیری با آثار ناتورالیستی دارد، جایی که شخصیت‌ها چنین کنترلی بر شرایط خود ندارند. واقعیت‌های دشوار زندگی آن‌ها که به واسطه ژنتیک، طبیعت یا صرفا دست بی‌رحم سرنوشت رقم خورده است، تنها عامل تعیین‌کننده رویدادهایی است که برای شخصیت‌ها اتفاق می‌افتد.

ناتورالیسم همچنین مؤلفه‌ای علمی دارد. این جنبش هم‌زمان با نخستین انتشار بسیاری از نظریه‌های «چارلز داروین» شکل گرفت، که می‌تواند دلیلی برای گرایش این جنبش به نمایش ذهنیتی مبتنی بر «بقای سازگارترین موجود»، و فقدان انتخاب شخصی و مستقل در تعیین سرنوشت باشد. در کنار این ایده، حضور احساسات ابتدایی یا غریزی در بسیاری از شخصیت‌های ناتورالیستی نیز دیده می‌شود.

ناتورالیسم در ذات، دغدغه‌های اجتماعی و سیاسی بیشتری از رئالیسم دارد. شخصیت‌ها معمولا در شرایطی بسیار دشوار زندگی می‌کنند یا در نتیجه عوامل بیرونیِ ناشی از جامعه و شرایط محیط، با تصمیم‌های سرنوشت‌ساز مواجه می‌شوند. این شرایط در اساس قدرتمندتر از خود شخصیت‌ها هستند، و بسیاری از مخاطبین—را و گاه حتی کل جامعه—می‌تواند با آن‌ها همذات‌پنداری کند. بنابراین، ناتورالیسم در سطحی بنیادین، به مسائل اجتماعی مهم‌تر و چشم‌اندازهایی بزرگ‌تر در مقایسه با رئالیسم می‌پردازد.




مقالات مرتبط با "آشنایی با جنبش «ناتورالیسم» در ادبیات"
کتاب «شاگی بین»؛ داستان فقر و کودکی
کتاب «شاگی بین»؛ داستان فقر و کودکی

رمان فقر، اعتیاد و فروپاشی خانواده را از چشم کودکی می‌بیند که هم‌زمان فرزند، سرپرست و آخرین امید مادرش است.

کتاب «بل کانتو»: قدرت رهایی‌بخش آواز
کتاب «بل کانتو»: قدرت رهایی‌بخش آواز

داستان نشان می‌دهد زبان مشترک همیشه از واژه‌ها ساخته نمی‌شود.

کتاب «فارنهایت ۴۵۱»؛ دانش در آتش
کتاب «فارنهایت ۴۵۱»؛ دانش در آتش

داستان دربارهٔ جامعه‌ای است که کم‌کم دشواریِ خواندن و فکرکردن را با آسودگیِ سرگرم‌شدن عوض می‌کند.

رئالیسم ادبی؛ ویژگی‌ها و گونه‌های واقع‌گرایی
رئالیسم ادبی؛ ویژگی‌ها و گونه‌های واقع‌گرایی

«رئالیسم ادبی» تصویری دقیق از واقعیت را به مخاطبین ارائه می‌کند.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "آشنایی با جنبش «ناتورالیسم» در ادبیات" ثبت می‌کند