1. خانه
  2. /
  3. بلاگ
  4. /
  5. بررسی کتاب «خورشید همچنان می‌دمد» اثر «ارنست همینگوی»

بررسی کتاب «خورشید همچنان می‌دمد» اثر «ارنست همینگوی»

بررسی کتاب «خورشید همچنان می‌دمد» اثر «ارنست همینگوی»

The Sun Also Rises

شخصیت‌های داستان همواره بی‌قرارند، پیوسته از جایی به جای دیگر می‌روند و در جست‌وجوی تغییر مداوم محیط اطرافشان هستند.

«جنگ جهانی اول» اروپا را دگرگون کرد. نقشه اروپا تغییر یافت، چندیدن امپراتوری نابود شد (امپراتوری عثمانی، امپراتوری اتریش-مجارستان)، و تصور اروپا از خود به‌عنوان مجموعه‌ای از قدرت‌های ملی با توازنی دقیق که گمان می‌رفت هرگز وارد جنگی تمام‌عیار نخواهند شد، از بین رفت. این جنگ با سلاح‌های ماشینی و نبردهای سنگر به سنگر، درک افراد از مفهوم جنگ را به شکلی عمیقا تغییر داد، به‌گونه‌ای که جنگ دیگر نه تجربه‌ای قهرمانانه، بلکه پدیده‌ای هولناک و غیرقابل‌تصور به نظر می‌رسید.




«ارنست همینگوی» در دوران جوانی در «جنگ جهانی اول» حضور یافت و هم از نظر جسمی آسیب دید و هم با تجربه‌ای روبه‌رو شد که افکار و آرمان‌هایش را دگرگون کرد. او همچنین با رنجِ درک این حقیقت مواجه شد که بسیاری از کسانی که جنگ را تجربه نکرده بودند، همچنان به تصورات رمانتیک و آرمان‌گرایانه خود دربارهٔ آن پایبند مانده بودند. «همینگوی» در سال‌های پس از جنگ، بسیاری از تجربه‌هایی را از سر گذراند که شخصیت‌های رمان «خورشید همچنان می‌دمد» نیز با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند: او ژورنالیستی در روزنامه «تورنتو استار» بود، به‌عنوان یک مهاجر آمریکایی در پاریس زندگی می‌کرد، و به چندین شهر اروپایی سفر کرده بود.

رمان «خورشید همچنان می‌دمد» با دو نقل‌قول آغاز می‌شود که به برخی از تأثیرات فکری و ادبی بر «همینگوی» اشاره دارد. یکی از این نقل‌قول‌ها از «گرترود استاین» است: «شما همگی نسلی ازدست‌رفته هستید.» «استاین»، با سبک و ارزش‌های مدرنیستی خود، تأثیری قابل‌توجه بر «همینگوی» داشت و عبارت «نسل ازدست‌رفته» را پدید آورد که بعدها به مفهومی مرکزی برای توصیف مضامین این رمان و بسیاری از رمان‌های دهه ۱۹۲۰ تبدیل شد.

نقل‌قول دوم از «کتاب جامعه» در «کتاب مقدس»، است که عنوان رمان نیز از برگرفته شده است: «خورشید همچنان می‌دمد، و خورشید غروب می‌کند.» این نقل‌قول به این نکته اشاره دارد که با وجود گذر نسل‌ها، زمین و چرخه‌های طبیعی آن همچنان پابرجا می‌ماند (و روزی تازه همواره آغاز خواهد شد) و به این صورت، بارقه‌ای از خوش‌بینی و مثبت‌اندیشی را به رمان می‌بخشد: شاید «نسل ازدست‌رفته» برای همیشه ازدست‌رفته باقی نماند.

«همینگوی» در پاریس در میان گروهی از نویسندگان آمریکاییِ مهاجر و مدرنیست زندگی و کار می‌کرد، در کنار صداهای ادبی نو و جسورانه، از جمله «گرترود استاین»، «جیمز جویس»، و «ازرا پاوند»، و همچنین نقاشان پیشروی آن دوران، از جمله «پابلو پیکاسو». رمان «خورشید همچنان می‌دمد» بخشی از مجموعه آثاری است که در دوره «مدرنیسم» پدید آمدند و به احساس بی‌قراری و گم‌گشتگی نسلی می‌پردازند که «جنگ جهانی اول» را تجربه کرده بود. کتاب «گتسبی بزرگ» اثر «اف. اسکات فیتزجرالد»، کتاب «دکمه‌های لطیف» اثر «گرترود استاین» و شعر «سرزمین هرز» اثر «تی. اس. الیوت»، نمونه‌های دیگری از آثاری هستند که به این تم‌ها می‌پردازند.




نسل ازدست‌رفته

اگرچه «جنگ جهانی اول» به‌ندرت در «رمان خورشید همچنان می‌دمد» به شکل مستقیم مورد اشاره قرار می‌گیرد، اما سایه آن بر زندگی شخصیت‌های داستان سنگینی می‌کند. جنگ، اروپا را ویران کرد و به نابودی امپراتوری‌ها و حکومت‌های دیرپا انجامید. به شکل مشابه، نبردهای سنگر به سنگر بی‌رحمانه و کشتار ماشینی، به همه افراد حاضر در آن نشان داد که آرمان‌هایی دیرینه همچون شرافت، شجاعت و خویشتن‌داری تا چه اندازه توخالی و بی‌معنا بوده‌اند، و همین‌طور هویت‌های ملی که در وهله نخست کشورهای اروپایی را به سوی جنگ سوق دادند. به شکل خلاصه، جنگ تمام کسانی را که آن را تجربه کردند، تغییر داد و کسانی که در این دوران به بلوغ رسیدند، بعدها با عنوان «نسل ازدست‌رفته» شناخته شدند. رمان «خورشید همچنان می‌دمد» از طریق شخصیت «جیک» و دوستان و آشنایانش، تصویری از اعضای این نسل ازدست‌رفته را ارائه می‌کند.

«جیک» و دوستانش به چیزهای بسیار اندکی باور دارند. این بی‌باوری از برخی جهات آزادی‌بخش است، اما در عین حال به صورت نوعی فقدان نیز به تصویر کشیده می‌شود. آن‌ها با از دست دادن ایمان خود به آرمان‌ها، ساختارها و ملی‌گرایی که پیش از «جنگ جهانی اول» هویت فردی و جمعی‌شان را شکل داده بود، انگار بخشی از وجود خود را نیز از دست داده‌اند.

شخصیت‌های داستان همواره بی‌قرارند، پیوسته از جایی به جای دیگر می‌روند و در جست‌وجوی تغییر مداوم محیط اطرافشان هستند، به گونه‌ای که انگار می‌خواهند از چیزی بگریزند. آن‌ها ترجیح می‌دهند به‌جای اروپا در آمریکا زندگی کنند، اما به دلایلی این کار را انجام نمی‌دهند. شخصیت‌ها خود را به مهاجرانی دور از وطن تبدیل کرده‌اند که از سرزمین مادری‌شان جدا افتاده‌اند و فرهنگ‌های اروپایی را تجربه می‌کنند. این احساس در سراسر رمان وجود دارد که «جیک» و نسل او به هیچ‌جا تعلق ندارند.


مردانگی

در رمان «خورشید همچنان می‌دمد» تنها یک شخصیت اصلی زن وجود دارد که کاراکترهای مرد به او جذب می‌شوند، این موضوع فضایی آکنده از رقابت را میان آن‌ها می‌آفریند. رقابت میان مردان به شیوه‌های مختلف و اغلب غیرقابل‌پیش‌بینی به پیروزی یا شکست می‌انجامد. گاهی نیروی جسمانی و توان بدنی تعیین‌کننده است، از جمله در مورد کاراکتر «رومرو». اما گاهی قدرت جسمانی به نقطه‌ضعف تبدیل می‌شود. «رابرت کوهن» به «مایک»، «بیل» و «رومرو» حمله می‌کند و از نظر فیزیکی بر آن‌ها غلبه می‌یابد، اما کمی بعد او را تنها و در حال گریه کردن می‌بینیم. به نظر می‌رسد برای مردان در رمان «خورشید همچنان می‌دمد»، پیروزی ناممکن است.

رمان به این صورت نشان می‌دهد که تجربه جنگ، به‌ویژه «جنگ جهانی اول»، چگونه مردان را تغییر داده است. شرافت، شجاعت، سرسختی، و افتخار—هیچ‌یک از این ویژگی‌های سنتی مردانگی، زمانی که سربازان در سنگرها پناه گرفته بودند و خمپاره‌ها از آسمان فرو می‌ریختند، معنایی نداشت. دیگر خبری از نبردی باشکوه میان دو جنگجو و نمایش مهارت‌های رزمی آن‌ها نبود. تنها مردانی بودند که در تلاشی بیهوده برای پیش بردن خط سنگر خود حتی به‌اندازه چند سانتی‌متر، زیر رگبار مسلسل‌ها کشته می‌شدند.

جنگ به تمام این مردان آسیب رسانده و احساس هویت آن‌ها را درهم شکسته بود، زیرا به نظر می‌رسید هیچ‌یک از چیزهایی که درباره خودشان به‌عنوان مرد آموخته بودند، دیگر کاربردی نداشت. این فقدان چنان آن‌ها را دچار ناامنی و تزلزل کرده است که حتی نمی‌توانند درباره آن صحبت کنند.


طبیعت

بیشتر رویدادهای اجتماعی رمان «خورشید همچنان می‌دمد» در بارها، کافه‌ها و رستوران‌ها اتفاق می‌افتد. در میان وعده‌های غذا و نوشیدن‌ها، شخصیت‌ها در خیابان‌های پاریس قدم می‌زنند و از میدان شهر «پامپلونا» عبور می‌کنند. در بخش عمده‌ای از رمان، فقدان چشم‌اندازهای طبیعی به‌وضوح احساس می‌شود. رویدادها در محیط‌های شهری رخ می‌دهد و پیوسته تکرار می‌شود. به‌جای توصیف آسمان یا وضعیت آب‌وهوا، با توصیف نوشیدنی‌ها و گفت‌وگوهای شخصیت‌ها روبه‌رو هستیم. همچنین این احساس وجود دارد که تمدن از زمان جنگ، بیش از پیش از طبیعت و تجربه‌های طبیعی فاصله گرفته است.

شخصیت‌های داستان از زندگی شهری ناراضی‌اند و برای یافتن آرامش، پی‌درپی سفرهایی تازه را پیشنهاد می‌کنند، اما این آیین‌های تکراریِ زندگی شهری همچنان ادامه می‌یابند. فقط گشت‌وگذارهای کوتاه «جیک» در طبیعت است که لحظاتی از آرامش و گریز از زندگی روزمره را برای او فراهم می‌کند. چند نمونه از این گریزها در رمان وجود دارد، از جمله مسابقه گاوبازی که جلوه‌ای از خشونت طبیعت را به نمایش می‌گذارد، و سفر «جیک» به دریا، جایی که وارد آب می‌شود و از تماشای آسمانی که از هر سو او را احاطه کرده است، لذت می‌برد.

سفر ماهیگیری «جیک» و «بیل» نیز رقم می‌خورد که «همینگوی» آن را با زبانی توصیف می‌کند که برخلاف صحنه‌های شهری، از احساس پوچی و نارضایتی عاری است. وقتی «جیک» و «بیل» به منطقه‌ای زیبا می‌رسند که برای ماهیگیری انتخاب کرده‌اند، «بیل» می‌گوید: «این‌جا طبیعت است.» هر دو مرد احساس می‌کنند که چشم‌انداز طبیعی این منطقه، چیزی واقعی و ضروری در خود دارد که شهر از آن بی‌بهره است.





مقالات مرتبط با "بررسی کتاب «خورشید همچنان می‌دمد» اثر «ارنست همینگوی»"
کتاب «جادوگر»؛ ارث، اتهام و راز خانوادگی
کتاب «جادوگر»؛ ارث، اتهام و راز خانوادگی

رمان «فریدا مک فادن»، داستان بازگشت به خانه‌ای است که هرگز واقعاً ترک نشده است.

کتاب «جهان چگونه ثروتمند شد»؛ پنج عامل برای توسعه
کتاب «جهان چگونه ثروتمند شد»؛ پنج عامل برای توسعه

«مارک کویاما» و «جرد روبین» تاریخ رشد اقتصادی به صورت پرونده‌ای باز با پنج مظنون اصلی روایت می‌کنند: جغرافیا، نهادها، فرهنگ، جمعیت و استعمار.

کتاب «شلیک بی‌نقص»؛ جهان از دریچه دوربین تک‌تیرانداز
کتاب «شلیک بی‌نقص»؛ جهان از دریچه دوربین تک‌تیرانداز

رمان «ماتیاس انار» ما را پشت دوربین تفنگ می‌نشاند تا نشان دهد جنگ فقط شهرها را ویران نمی‌کند، بلکه شیوه دیدنِ انسان‌های دیگر را از کار می‌اندازد.

نگاهی به کتاب «آنا کارنینا» اثر «لئو تولستوی»
نگاهی به کتاب «آنا کارنینا» اثر «لئو تولستوی»

رمان «آنا کارنینا» برداشت‌های رایج از آزادی فردی و خوشبختی زناشویی را به چالش می‌کشد.

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "بررسی کتاب «خورشید همچنان می‌دمد» اثر «ارنست همینگوی»" ثبت می‌کند