نمایشنامهی «مرگ کالیبان» نوشتهی مگدا فرتاچ، یکی از نمونههای برجستهی تئاتر سیاسی معاصر لهستان است که با بازخوانی یک چهرهی کلاسیک از ادبیات غرب، به مسائل حاد جهان امروز میپردازد. فرتاچ با وامگرفتن از شخصیت کالیبان در توفان شکسپیر، اثری میآفریند که نه اقتباس ادبی به معنای سنتی، بلکه بازنویسیای رادیکال و انتقادی از مفهوم «دیگری» در جهان معاصر است؛ جهانی که در آن استعمار، هرچند در شکل کلاسیک خود فروپاشیده، اما در قالبهای اقتصادی، فرهنگی و زیستسیاسی همچنان ادامه دارد. نمایش نه بر یک روایت خطی کلاسیک، بلکه بر مجموعهای از موقعیتها و برخوردها استوار است. شخصیتها اغلب از حاشیههای جغرافیایی و اجتماعی جهان میآیند: از زاغهها، فاولاها، کشورهای فرودست یا موقعیتهای مهاجرتی. آنها در برابر نمایندگان جهان مرفه، تثبیتشده و «نرمال» قرار میگیرند؛ جهانی که قواعدش را بدیهی میپندارد و خشونت ساختاری خود را پنهان میکند. در این میان، کالیبان نه صرفا یک شخصیت، بلکه یک جایگاه است: جایگاه کسی که نامگذاری شده، تعریف شده و همواره از بیرون سخن گفته میشود، بیآنکه امکان تعریف خود را داشته باشد. یکی از تکاندهندهترین تصاویر نمایش، روایت شخصیت سیاهپوست هائیتیایی است که در وضعیتی از فقر و محاصرهی مطلق، دست به عملی هولناک میزند؛ تصویری که نه برای شوکسازی سطحی، بلکه بهعنوان استعارهای از منطق بقا در شرایط غیرانسانی به کار میرود. فرتاچ با این تصویر، مرز اخلاق فردی را به پرسشی سیاسی بدل میکند: وقتی ساختارها انسان را به بنبست میکشانند، مسئولیت اخلاقی بر دوش چه کسی است؟ فرد، یا نظمی که او را به این نقطه رسانده است؟ مضامین اصلی نمایش حول «دیگریسازی»، حذف، خشونت ساختاری و استمرار منطق استعمار میچرخد. کالیبان فرتاچ وارث همان کالیبان شکسپیر است که زبان استعمارگر را میآموزد، اما از طریق همان زبان تحقیر میشود. با این تفاوت که در اینجا، زبان استعمار دیگر صرفا زبان ادبی یا ملی نیست، بلکه زبان اقتصاد، قانون مهاجرت، رسانه و سیاست جهانی است. نمایش نشان میدهد چگونه جهان مدرن، با ادعای عقلانیت و حقوق بشر، همچنان بدنهایی را مصرف میکند و بیرون میاندازد. از نظر سبک، متن فرتاچ آگاهانه خشن، استعاری و گاه افراطی است. او بهجای روانشناسی فردی یا روایت همدلانهی کلاسیک، از تصاویر تند، جملات کوتاه و موقعیتهای نمادین استفاده میکند. این انتخاب سبکی، نقطهی قوت و در عین حال محدودیت اثر است: نمایش تأثیر عاطفی شدیدی ایجاد میکند، اما ممکن است برای مخاطبانی که به دنبال روایت داستانمحور یا شخصیتپردازی سنتیاند، دشوار یا حتی آزاردهنده باشد. با این حال، همین امتناع از آرامکردن مخاطب، بخشی از موضع اخلاقی اثر است. در جمعبندی، «مرگ کالیبان» نمایشی است که ارزش آن بیش از هر چیز در جسارت فکری و سیاسیاش نهفته است. فرتاچ با احضار یک نماد کلاسیک، نشان میدهد که استعمار نه رویدادی تاریخی، بلکه منطقی زنده است که شکل عوض میکند. این اثر تماشاگر را وادار میکند نهتنها به سرنوشت «دیگران»، بلکه به جایگاه خود در این نظم جهانی بیندیشد. به همین دلیل، «مرگ کالیبان» اثری ماندگار در تئاتر سیاسی معاصر است؛ متنی که آرامش نمیدهد، بلکه مسئولیت میآورد.
درباره ماگدا فرتاچ
ماگدا فرتاچ متولد 1975 است. او نمایشنامه نویس، فیلمنامه نویس، طراح داخلی و برنده جایزه Gdynia درام و رقابت در نمایشگاه هنر معاصر لهستان است.