تجربه گرایی و سوبژکتیویته

پژوهش در باب طبیعت انسانی بر حسب نظر هیوم
Empiricism and Subjectivity

مشخصات کتاب تجربه گرایی و سوبژکتیویته
مترجم :
شابک :978-964-185-075-5
قطع :رقعی
تعداد صفحه :214
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1977
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :1
زودترین زمان ارسال :27 خرداد

ژیل دلوز از نویسندگان پرفروش کتاب های فلسفی

معرفی کتاب تجربه گرایی و سوبژکتیویته اثر ژیل دلوز | ایران کتاب

کتاب تجربه گرایی و سوبژکتیویته، اثری نوشته ی ژیل دلوز است که اولین بار در سال 1977 منتشر شد. دلوز در این اثر ارزشمند به تحلیل و بررسی نقدهای رادیکال دیوید هیوم می پردازد تا تعریفی جدید از فرهنگ، جامعه و همچنین سوبژکتیویته ارائه نماید. دلوز توضیح می دهد که در نظر هیوم، ذهن به خودی خود وجود ندارد بلکه مجموعه ای از تفکراتی است که با واژه ی «تخیل» به آن ها اشاره می کنیم. تخیل، بدون پیوستگی و یکپارچگی کار می کند و قوه ای است که طبق قواعدی مشخص عمل می نماید. این قواعد، گونه ای از یکپارچگی را برای تخیل به وجود می آورند؛ در واقع، این قواعد، سیستمی برای افکار پدید می آورند به این منظور که این تفکرات بتوانند روابط مختص به خود را بیابند و پس از آن، به دانش تبدیل شوند.

کتاب تجربه گرایی و سوبژکتیویته

دسته بندی های کتاب تجربه گرایی و سوبژکتیویته
نکوداشت های کتاب تجربه گرایی و سوبژکتیویته
Deleuze's treatment of the importance of the imagination in Hume's philosophy.
پرداخت دلوز به اهمیت تخیل در فلسفه ی هیوم.
Auslegung

An essential book.
کتابی ضروری.
David Allison, American researcher

The work is invaluable for understanding the progress of Deleuze's thought.
این اثر برای درک روند پیشروی اندیشه ی دلوز، بسیار ارزشمند است.
Barnes & Noble

قسمت هایی از کتاب تجربه گرایی و سوبژکتیویته (لذت متن)
داده ها به خودی خود هیچ نسبتی را اقتضا نمی کنند، با تحلیل یک داده نمی توان نسبت آن را با داده ای دیگر استنتاج کرد، به بیان دیگر نسبت درونی طرفین نسبت نیست. تجربه گرایی بدین معنا، مستقیما با «سوبژکتیویته» در ارتباط است.

سوژه را نباید با ذهن اشتباه گرفت. ذهن «مجموعه» ای از داده هاست. در دقیقه ی ذهن هیچ تمایزی میان درون و برون وجود ندارد، ذهن را تمایزی با بدن نیست؛ «یک اندام به خودی خود و در خود، صرفا کلکسیونی از انطباع هاست که در سازوکار تجلیشان در نظر گرفته شده اند.» این جا با سطحی فاقد ضخامت و عمق سر و کار داریم که هستی ای جدا از آن چه بر آن می گذرد، ندارد: سیلانی بی نظم و بی قاعده، نسبت های تصادفی و گذرا، تکینگی های سیال.

ذهن بیش از آن که عدم تعینی مقدم بر سوبژکتیویته باشد، «شدن» ای است که سوژه در بستر آن شکل می گیرد، سیلانی از تکینگی هایی که تعالی و ثبات صناعی سوژه را نقش بر آب می کند، به بیان دقیق تر، سوژه را به «شدن» وامی دارد.