در حقیقت ایدئولوژی جنگ سبب درهم تنیدگی اجتماع و مرگ میشود.نزدیکی به مرگ باعث دردناکتر اما شیرینتر شدن زندگی میشود."غسل تعمید با آتش ، به جشنی واقعی و ماده ای مست کننده بدل میگردد.تردیدی وجود ندارد:زندگی در مکانی که مرگ بیداد میکند،عمیق تر،غنیتر و درخشانتر میشود."(ص۳۵) این جملات را میتوان جانمایهی ایدئولوژی جنگ قلمداد نمود.
از منظر متفکران آلمانی میان دو جنگ جهانی، جامعه مترادف با جستجوی پیش پا افتاده برای امنیت و آرامش است.در نقطهی مقابل جامعه، اجتماع جنگی قرار میگیرد که محل زندگی جنگجو و مبارز است.بدینوسیله جنگجو در مقابل شهروند قرار گرفته و ستوده میشود.این ستایشگریها توده و جامعه را به سمت پذیرش ایدئولوژی جنگ و ستایش جنگ سوق میدهد و نتیجه آن حمایت توده ای از جنگ طلبی نازیسم است.
کتاب دارای ترجمه روان و مناسبی است.جدای از حکم اخلاقی دربارهی همکاری هایدگر و نازیسم ، کتاب به بررسی بستر و زمینهی بسیج توده ای فاشیستی درآلمان پرداخته و زمینههای شکل گیری برخی مفاهیم در اندیشه هایدگر رانیز نشان میدهد.کتاب خواندنی و آگاهی بخش است.