کتاب «زندگی دوباره» اثر فردریک دار، نخستین بار در سال ۱۹۶۵ توسط انتشارات Fleuve Noir در مجموعهی ویژهی پلیسی منتشر شد و از همان ابتدا به عنوان نمونهای شاخص از رمانهای نوآر فرانسوی توجه برانگیخت. این رمان در ظاهر داستانی عاشقانه و پرتنش روایت میکند، اما در لایههای زیرین خود به تأملی فلسفی درباره هویت، ناامیدی و امکان تولد دوباره میپردازد. در مرکز داستان فیلیپ قرار دارد؛ جوانی پاریسی که بیکار و بیهدف است و زندگیاش را از طریق وابستگی به معشوقهاش، لینا، پیش میبرد. لینا زنی مسنتر، ثروتمند و سلطهگر است که هم تجمل و هم کسالت را برای فیلیپ به همراه آورده است. ظهور سیرلا، دختر جوان و معصوم، به نظر فیلیپ فرصتی برای شروعی دوباره است؛ گویی میتواند از سلطهی گذشته رها شود و با عشق تازهاش زندگی نوینی بسازد. اما سایهی لینا، وابستگی مالی و عاطفی، و تردیدهای درونی همواره او را دنبال میکنند. داستان با سفر جادهای فیلیپ، لینا، سیرلا و پدر سیرلا در امتداد ساحل آدریاتیک به سمت پسکارا اوج میگیرد؛ سفری که همزمان با حرکت در جغرافیا، مسیری به سوی ژرفای روان فیلیپ است. در این سفر، حسادتها، کشمکشهای پنهان، و بحرانهای اخلاقی شدت مییابند و سرنوشت قهرمان میان خودکشی، خشونت یا گریزی مبهم معلق میماند. رمان بر چند مضمون اساسی بنا شده است. نخست، آرزو برای تولد دوباره در برابر سنگینی گذشته؛ فیلیپ در تمنای رهایی از پوچی و یافتن معصومیت دوباره است، اما لینا بهعنوان تجسم گذشته و خودآگاهی پر از ترس او، همواره مانع میشود. دوم، قدرت و وابستگی؛ لینا صرفا معشوقه نیست، بلکه صاحب نوعی سلطه روانی است. فیلیپ از نظر مالی و عاطفی در دام اوست، در حالی که سیرلا بیشتر نمادی از خواستهها و رویاهای اوست تا یک شخصیت مستقل. سوم، بحران وجودی؛ خستگی، پوچی و وسوسه مرگ همواره در ذهن فیلیپ حضور دارند. سفر جادهای در حقیقت استعارهای از جستوجوی وجودی است: آیا میتوان از گذشته برید و زندگی را از نو آغاز کرد؟ از نظر هنری، دار به زیبایی از محیط به عنوان آینه روانی استفاده میکند. مناظر ایتالیا، جادههای پرپیچوخم و دریای آدریاتیک تنها پسزمینه نیستند، بلکه بازتاب آشفتگی و اضطراب درونی قهرماناند. همچنین، ابهام اخلاقی بخش جداییناپذیر اثر است: فیلیپ نه قهرمان کلاسیک است و نه کاملا قربانی؛ لینا اگرچه سلطهگر است، اما همچنان انسانی با انگیزههای پیچیده است؛ و سیرلا در عین معصومیت، بیشتر نقش یک ایدهآل محققناشدنی را بازی میکند. نقاط قوت رمان در شدت عاطفی و عمق روانشناختی آن است. دار با نثر موجز و فضاسازی قوی، حس اضطراب و تنش را بهتدریج افزایش میدهد و خواننده را در تردید میان عشق، گناه و مرگ گرفتار میکند. با این حال، برخی ضعفها نیز به چشم میخورند: شخصیتپردازی گاهی به سمت کلیشه میرود (سیرلا بهعنوان معصومیت مطلق، لینا بهعنوان سلطهگر) و برخی لحظات ملودراماتیک ممکن است برای خوانندگان امروز اغراقآمیز جلوه کنند. در نهایت، «زندگی دوباره» فراتر از یک تریلر یا رمان نوآر صرف است؛ اثری است که همزمان معمای روانی، درام عاشقانه و سفر فلسفی را در خود میآمیزد. دار با مهارت نشان میدهد که خواستن تغییر و آغاز دوباره چقدر دشوار است، و چگونه گذشته و ضعفهای درونی همواره در کمیناند تا راه رهایی را سد کنند. این رمان برای خوانندگانی که به نوآر فرانسوی، داستانهای وجودی و تنشهای روانشناختی علاقه دارند، تجربهای تکاندهنده و ماندگار خواهد بود.
درباره فردریک دار
فردریک دار (به فرانسوی: Frédéric Dard) رماننویس قرن بیستم میلادی اهل فرانسه بود.