کتاب «بچهپرروها» نوشته فردریک دار، نویسنده شناختهشده فرانسوی و خالق آثار متعدد در ژانر جنایی و نوآر، یکی از رمانهایی است که در سال 1960 منتشر شده و در میان آثار او جایگاه متفاوتی دارد. فردریک دار که بیشتر با نام مستعار سنآنتونیو نیز شناخته میشود، در این اثر نیز مانند بسیاری از نوشتههای خود به بررسی فضای جرم، رفتارهای انسانی در موقعیتهای بحرانی و روابط پیچیده اجتماعی میپردازد. این رمان در بستر جنوب فرانسه و فضای ساحلی سنتروپه شکل میگیرد و از همان ابتدا زمینهای از تعلیق، ابهام و کشمکش روانی را برای روایت ایجاد میکند. عنوان کتاب نیز به گروهی از جوانان اشاره دارد که در زبان عامیانه فرانسوی به معنای افراد پررو، جسور یا خودنما به کار میرود و همین مفهوم در ساختار داستان نقش محوری دارد. داستان کتاب «بچهپرروها» بر محور زندگی دختری جوان به نام الیزابت شکل میگیرد که در شرایطی نسبتا ساده و محدود با عموی خود زندگی میکند. ورود او به دنیای بیرونی و آشنایی با گروهی از جوانان مرموز در اطراف سنتروپه نقطه آغاز تغییرات اصلی روایت است. این گروه که با نام «ماریولها» شناخته میشوند، ساختاری شبیه یک باند بسته یا جمع شبهفرقهای دارند و روابط درونی آنها بر اساس قواعد خاص، اعتمادهای محدود و نوعی جذابیت پرخطر شکل گرفته است. الیزابت بهتدریج تحت تأثیر فضای این گروه قرار میگیرد و تلاش میکند به آنها نزدیک شود و روند داستان به شکلی پیش میرود که ورود او به این جمع، آغازگر مجموعهای از رویدادهای پیچیده، تنشهای رفتاری و رخدادهای غیرمنتظره است که مسیر روایت را از یک داستان ساده جوانانه به سمت یک رمان جنایی تغییر میدهد. در ادامه فضای داستان به شکل محسوسی به سمت عناصر جنایی و روانشناختی حرکت میکند و آنچه در ابتدا به عنوان یک تجربه کنجکاوانه و اجتماعی برای شخصیت اصلی آغاز شد، بهتدریج به بستری برای بروز تضادهای پنهان، سوءظنهای متقابل و رفتارهای غیرقابلپیشبینی تبدیل میشود. وقوع یک جنایت در میان اعضای این گروه، نقطه عطف اصلی داستان را شکل میدهد و از این لحظه به بعد، روایت وارد مرحلهای پیچیدهتر از نظر ساختار معمایی میشود. فردریک دار در این بخش از داستان، تمرکز خود را بر واکنشهای انسانی نسبت به بحران، ترس از افشا شدن حقیقت و تغییر رفتار شخصیتها در شرایط فشار روانی قرار میدهد. رمان «بچهپرروها» را میتوان ترکیبی از رمان جنایی، تحلیل روانشناختی و نقد اجتماعی دانست. فردریک دار در این رمان از فضای جنوب فرانسه و حالوهوای تابستانی سنتروپه برای ایجاد تضاد میان ظاهر آرام محیط و تنشهای درونی شخصیتها استفاده میکند. در کنار این عناصر، ساختار روایی مبتنی بر تعلیق و گرهافکنی تدریجی باعث میشود داستان به سمت یک جمعبندی جنایی و معمایی حرکت کند.
درباره فردریک دار
فردریک دار (به فرانسوی: Frédéric Dard) رماننویس قرن بیستم میلادی اهل فرانسه بود.