0

کتاب جاسوسی که از سردسیر آمد The Spy Who Came in from the Cold


  • قیمت : ۱۶,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
  • تنها 1 عدد از این کتاب باقی مانده

مروری بر جاسوسی که از سردسیر آمد
ایران کتاب ایران کتاب

کتاب جاسوسی که از سردسیر آمد، سومین رمان جان لوکاره و اولین اثر اوست که موفقیت های بین المللی را برای این نویسنده به ارمغان آورد. لوکاره در این کتاب، جهانی را خلق می کند که مشابهش در هیچ یک از آثار داستانی و معمایی سابق به چشم نخورده است. این نویسنده با بهره گیری از دانش و تجارب فراوان خود از سال های فعالیتش در سازمان جاسوسی انگلستان، پشت پرده ی اتفاقات و معادلات جاسوسی های بین المللی را با توصیفاتی جذاب و فراموش نشدنی به تصویر کشیده است. داستان کتاب، به مأموری انگلیسی به نام الک لیماس می پردازد که بسیار تمایل دارد تا این حرفه را کنار بگذارد اما قبل از آن، باید آخرین-و شاید سخت ترین-مأموریت خود را به سرانجام برساند. زمانی که آخرین مأمور تحت فرمان لیماس کشته شده و او برای بازگشت به لندن فراخوانده می شود، امیدی به پایان این جاسوس بازی ها در دل او شکل می گیرد. اما مقام ارشد لیماس، نقشه های دیگری در سر دارد. این مقام ارشد که تصمیم دارد رئیس سازمان جاسوسی آلمان شرقی را از پا درآورده و کل این سازمان را نابود کند، بار دیگر لیماس را به دل این آشوب می فرستد. او این بار باید نقش جاسوسی خائن را ایفا کند و اعتماد دشمن را برای زدن ضربه ی نهایی به آن ها به دست آورد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی جاسوسی که از سردسیر آمد



مشخصات جاسوسی که از سردسیر آمد
قطع : رقعی
شابک : 978-964-2533-58-9
وزن : 324
تعداد صفحه : 282
سال انتشار شمسی : 1394
سال انتشار میلادی : 1963
سری چاپ : 3

ویژگی ها

برنده ی جایزه ی گلد دگر سال 1963

برنده ی جایزه ی ادگار سال 1965

فیلمی بر اساس این کتاب، به کارگردانی مارتین ریت در سال 1965 ساخته شده است.

نکوداشت
A first-rate thriller.
تریلری درجه یک.
Time Time

Le Carré is one of the best novelists.
لوکاره، یکی از بهترین رمان نویسان است.
Vanity Fair

Generally considered the greatest spy novel ever written.
این اثر، عموما به عنوان بهترین رمان جاسوسی تمامی اعصار در نظر گرفته می شود.
Library Journal Library Journal

لذت متن
گفت: «الان وقت فلسفه بافی نیست، اما واقعا نمی توانی گلایه مند باشی. تمام کار ما [کار من و تو] ریشه در این فرضیه دارد که جمع مهم تر از فرد است. به همین خاطر است که یک کمونیست سازمان اطلاعاتی اش را همیشه در کنار خود می بیند، و به همین خاطر است که در کشور شما سازمان اطلاعاتی در نوعی پوشش پنهان است. توجیه افراد فقط با نیاز جمعی موجه جلوه داده می شود، مگر نه؟ به نظرم خیلی مسخره ست که این قدر عصبانی شده ای. ما برای نظارت بر قواعد اخلاقی حاکم بر زندگی انگلیسی ها اینجا جمع نشده ایم.»

در همان لحظه، کارل به نظر صدایی شنید، خطری را حس کرد؛ از روی شانه نگاهی انداخت، با خشم شروع کرد به پا زدن، روی فرمان دوچرخه خم شده بود. نگهبان تنها هنوز روی پل بود، و حالا برگشته بود و داشت به کارل نگاه می کرد. بعد، به شکلی کاملا غیرمنتظره، نوافکن ها روشن شد، سفید و درخشان، روی کارل متمرکز شد و او را مثل خرگوشی که در نور چراغ جلو اتومبیلی گرفتار شده باشد گیر انداخت. کمی بعد صدای آژیری بلند شد، و صدای دستورهایی که دیوانه وار فریاد زده می شد. پیش روی لیماس دو مأمور پلیس به زانو نشستند، با دقت از میان شکاف سنگر کیسه شنی به جلو خیره شدند و ماهرانه تفنگ های خودکارشان را پر کردند.

آمریکایی یک فنجان قهوه دیگر به لیماس داد و گفت: چرا نمی روید بخوابید؟ اگر آمد بهتان زنگ می زنیم. ایماس حرفی نزد، فقط از پنجره پست بازرسی به خیابان خالی خیره شد. نمی توانید تا ابد منتظر بمانید، قربان. شاید وقت دیگری بیاید. می توانیم از پلیس بخواهیم با اداره تماس بگیرد؛ بیست دقیقه ای به این جا می رسید. لیماس گفت: نه، حالا هوا دیگر تقریبا تاریک شده. اما نمی توانید تا ابد منتظر بمانید.