پیش از آنکه بخوابم

Before I Go to Sleep

  • قیمت : ۳۵,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: آموتآموت

معرفی کتاب پیش از آنکه بخوابم اثر اس. جی. واتسون

کریستین، شخصیت اصلی رمان پیش از آنکه بخوابم، هر روز صبح، اتفاقات کاملا یکسانی را پشت سر می گذارد: او در اتاقی که آن را به خاطر نمی آورد، در کنار مردی غریبه و ناشناس از خواب بیدار می شود، در حالی که هیچ یک از اشیا و وسایل پیرامونش را به یاد نمی آورد. کریستین، هیچ خاطره ای از روز گذشته و چگونگی زندگی خود، قبل از این صبح ها ندارد. اما آزاردهنده ترین بخش این سردرگمی، مرد مسن تر و ناشناس همراه او در اتاق است. مرد، با صبر و حوصله خود را شوهر او، بن، معرفی می کند و برای کریستین توضیح می دهد که چگونه این بلا سرش آمده است. طبق گفته ی بن، کریستین با اتومبیلی تصادف کرده و مجروح می شود. حالا او به گونه ای از بیماری فراموشی مبتلا شده است و به محض خوابیدن، ذهنش از خاطرات روز پیش، به طور کامل پاک می شود. کریستین، بدون اطلاع بن، توسط پزشکی به نام دکتر نش، به طور مرتب معاینه می شود. دکتر نش به او توصیه می کند که اتفاقات روزانه اش را در دفتر چه ای یادداشت کند. از طریق این دفترچه است که کریستین، شروع به کنار هم گذاشتن تکه های زندگی خود کرده و کم کم متوجه می شود که قبل از تصادف، چه هویتی داشته است. اما حقیقت ممکن است بسیار ترسناک تر[و مرگبارتر]از چیزی باشد که او تصور می کرده است.

کتاب پیش از آنکه بخوابم


ویژگی های کتاب پیش از آنکه بخوابم

برنده ی جایزه ی ملی کتاب انگلستان سال 2011

فیلمی با همین عنوان، بر اساس این کتاب و به کارگردانی روان جوفه در سال 2014 ساخته شده است

مشخصات کتاب پیش از آنکه بخوابم
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-6605-13-5
تعداد صفحه :471
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2011
سری چاپ :12
نکوداشت های کتاب پیش از آنکه بخوابم
An exceptional thriller.
یک تریلر استثنایی.
People People

A deft, perceptive exploration of a fascinating neurological condition.
کاوشی هوشمندانه و ماهرانه در یک اختلال عصبی شگفت آور.
New York Times New York Times

Brilliant in its pacing, profound in its central question.
درخشان در ضرب آهنگ، عمیق در پرسش و مسئله ی مرکزی.
Library Journal Library Journal

بخش هایی از کتاب پیش از آنکه بخوابم (لذت متن)
اسم من کریستین لوکاس است و من چهل و هفت سال دارم. به بیماری فراموشی مبتلا شده ام. اینجا، روی این تخت نا آشنا نشسته ام، و دارم سرگذشت زندگی ام را در لباسی ابریشمی می نویسم که مرد طبقه ی پایین که بهم می گوید شوهر من است و اسمش بن است، از قرار معلوم به مناسبت تولد چهل و شش سالگی ام برایم خرید. اتاق ساکت است و تنها نور، به لامپ نارنجی رنگ ملایمی مربوط می شود که روی پاتختی است. حس می کنم انگار به حالت معلق در برکه ای از نور شناور هستم.

چه بهتر که گذشته را از نو خلق کنم تا قابل تحمل شود و هر آنچه لازم بود بقیه ی سال های عمرم باور کنم، برای خودم بسازم.

حالا دو تن از من در یک جسم جای دارد؛ یکی زنی است چهل و هفت ساله، آرام و مودب که حواسش هست چه رفتاری شایسته و مناسب است و چه رفتاری نیست؛ و دیگری در دهه ی بیست زندگی اش است و دارد جیغ می کشد. نمی فهمم من کدامشان هستم.