این کتاب کوچک جذاب به موضوعات کلیدی شانس و طراحی در گفتگوی علم و دین می پردازد. برای دروس فلسفه دین، دین و فرهنگ، و علم و دین مناسب است. من به احتمال زیاد این کتاب را در درس فلسفه علم خود قبول خواهم کرد زیرا مختصر، واضح و دقیق است.
علم تلاشی به سازگاری خودش با دین نمیکنه نیازی نداره دین نیازمند اعتبار گرفتن و سازگاری با علم هست. علم حتی با یافتههای گذشته علمی هم سازگاری نداره و اگه یافتهای هرچند جدید و با ثبات دیری نیست که با یافته ای دیگر اون نظریه هم از اعتبار ساقط بشه. قابل استناد بودن علم به همینه که اگر جایی احتمال اشتباه باشه قابلیت تصحیح خودش رو داره.
علم و دین تا جایی تضادی ندارن که علم به نتیجه دلخواه دین توی اون ضمینه برسه در غیر این صورت مثل حسین بن منصور حلاج میشی و یا یه فتوای ارتداد بهت میدن تا قشنگ ازت حمایت کنن و نظرت رو بشنون
حلاج خودش مسلمان حقیقی بود بر عکس کسایی که فتوای ارتداد رو دادند😐 اونا فقط ظاهر رو میدیدند در حالی که حلاج باطنو دید
آقای محمد جواد خیلی منطقی است
علم و دین تضادی باهم ندارن
همونقدر سازگار که عسل و خربزه با هم
😁👍🏻 دقیقا. امیدوارم که چیزی ازش سانسور نشده باشه
هیچ تضاد و مخالفتی با هم ندارند دوست عزیز، منطقی باشید
از نظر علم خربزه و عسل هیچ مشکلی با هم ندارن در ضمن علم فقط تجربی نیست( تو زبان فارسی-عربی)