سال ها منتظرت موندم. همیشه از پنجره پایین رو نگاه می کردم تا تو بیایی. تلفن ها رو به امید شنیدن صدای تو جواب می دادم. وقتی صدای زنگ در می اومد به هوای دیدن تو در رو باز می کردم. من هم مثل هر دختر دیگه ای آرزو داشتم خوش بخت بشم و فکر می کردم با تو خوش بخت می شم اما دوست داشتن با خوش بختی فرق می کنه. یونس تو اگه خداوند رو از بین ما کنار بذاری هردو ما رو کنار گذاشته ای. من یا باید خداوند رو به خاطر تو قربانی کنم و یا به خاطر او از عشق تو بگذرم. من راه دوم رو انتخاب می کنم، یونس.
هستی لایه لایه است. تودرتو و پر از راز و البته پیچیده. برای درک اون باید خوب بود. همین. پاسخ من به این سوال دشوار همینه: خوب. من فکر می کنم هرکس در هر موقعیت می دونه که خوب ترین کاری که می تونه انجام بده چیه اما مشکل زمانی شروع می شه که انسان نخواد این خوب رو انتخاب کنه. در چنین صورتی او راه را کمی محو کرده. اگر در موقعیت دوم هم انسان نخواد به خوب تن بده راه محوتر و تاریک تر می شه. وقتی هزار تا انتخاب بد رو به جای هزارتا انتخاب خوب برمی گزینیم وضع این قدر آشفته و تاریک می شه که انسان حتی نمی تونه یک قدم هم جلو برداره. شبیه قدم زدن در مه می مونه که با هر قدم که برداری راه وضوح بیشتری پیدا می کنه.
خوشبختانه تشخیص خوب همیشه آسونه هر چند انجام اون به همون اندازه آسون نیست. با هر رفتار ساده و خوب، انسان یک گام پیچیده و ورزیده می شه. چنین به نظر می رسه که این رفتارهای ساده و روشن که هر کسی به راحتی اون ها رو تشخیص می ده مثل آجرهایی هستند که درنهایت ساختمان بزرگ و پیچیده ای رو به وجود می آورند. تنها نکته ی مهم اینه که تا رج های پایینی درست کار گذاشته نشه امکان گذاشتن رج های بالایی نیست. منظورم اینه که هرکس در هر موقعیت می دونه کاری که انجام می ده خوبه یا نه.
خوانندگان کتابهای مصطفی مستور عزیز دو دسته هستند یا کاملاً مخالف یا کاملاً موافق. در مورد این کتاب همانطور که خودشان هم گفتند این کتاب را نمیشه به هرکسی پیشنهاد داد، یعنی این کتاب یک مخاطب خاص دارد که در ته ناباوری و ناامیدی به یک امید زیبا دست پیدا میکند. من خودم از طرفداران سرسخت قلم آقای مستور هستم و اعتقاد دارم لابه لای هر سطر از نوشته هایش امید و میل به زندگی در بدترین شرایط وجود دارد. این همه نظر منفی هم در مورد کتاب کاملاً طبیعی است چرا که خیلی از مردم انقدر به عقاید پوچ چسبیدهاند که ذرهای علاقه ندارند کسی این عقاید را زیر سوال ببرد، واقعا اگر در یک کتاب به این پرسش بپردازد که آیا خدا وجود دارد یا نه؟ انقدر جبههگیری نیاز نیست، چرا که در پایان کتاب با زیباترین خالق هستی روبهرو میشوی و من خوشحالم که شک باعث میشه که بفهمی خدا خیلی بالاتر از آن چیزی است که برای ما تعریف کردهاند و ما یک باور اشتباه در مورد خالقمان داریم. به قول سهراب سپهری چشمها را باید شست و جور دیگر دید و در کل فکر میکنم اینهمه نظر جبهه گیرانه مال یک کتابخوان حرفهای نیست...
وای خدایا! هرکجا پرسیده خدا وجود داره؟ یا خداوندی هست؟ دوست دارم کتابو پرت بدم اینقدر که بیربط به موضوع و ساختگیه! انگار که فقط میخواد این سوالو تو کتاب جا بده ولی جای درستشو اصلا نمیدونه! کلافه شدم. کلاافهههه
کاش به جای اینهمه انقباض شدید در مقابل تغییر و زیر سوال بردن یک مسئله مهم، گاردت رو کمی پایین میآوردی و بدون اغراض کتاب رو میخواندی تا بفهمی چقدر خدا زیباست و چقدر در لحظه لحظه زندگی زیبایی میکارد... نمیشه اسمت رو کتابخوان بذاری و بعد نسبت به اینکه یک نفر عقایدت را قلقلک میدهی این لحن را داشته باشی. پیشنهاد میکنم دیگه برای کتاب هزینه نکن...
صفحههای اول کتاب واقعا شروع بدی بود. چرا باید تو یه همچین موقعیتای بیربط و خیلی عادیای شخصیت داستان درمورد وجود داشتن/نداشتن خدا تو سرش سوال ایجاد میشد و یا درموردش به نتیجهای میرسید؟!
کاری به اینکه موضوع کتاب به درد مذهبیا میخوره ندارم از لحاظ نویسندگی هم این کتاب خیلی خیلی ضعیف و حتی همین چرند رو نتونسته خوب بنویسه
لذت بردم و عشق روی پیاده رو هم واقعا زیباست از آقای مستور
رمانی قشنگ و زیبا متن بسیار جذاب اگه بخونید امید زیاد میشه
نثر بسیار زیبا و خواندنی،در کل داستان با یه روند معمولی اما هر از گاهی با یه فراز و نشیب پیش میره.
تصویرسازی خوبی داره متن ولی موضوع باب میل مت نبود و آنطوری که تعریف میکنن نبود در مجموع من خوشم نیومد
کتاب رو تازه تموم کردم. متاسفانه تو همه کتابهایی خوندم بی سر و تهترین و الکیترین داستان رو داره و فکر میکردم رمانی با ۱۰۳ بار تجدید چاپ حرفی برای گفتن داشته باشه. همه شخصیتهای اون از آمریکا اومدن دنبال چیزی هستن و سپور شهرداری از خدا هیچی متوجه نمیشه. بنظر من نویسنده با خودش صادق نیست و حقیقت وجودیش رو سانسور کرده.
من این کتاب رو خوندم، بنظرم دوتا خط داستانی کتاب که تعریف میشه خیلی از هم دور هست و هیچ نقطهی اشتراکی نداره، متاسفانه من نپسندیدم
کتاب بسیار ضعیفی هستش، این همه تعریف جای سوال داره
ایده خوب و داستان پردازی نسبتاً خوبی داره به نظرم باید مردم بتونند به راحتی راجب به این مسائل وجود خدا بحثهای منطقی و فلسفی بکنند و این باید با کتاب و رسانههای مختلف فرهنگ سازی بشه. کتاب به نظرم بیشتر به مسائل احساسی پرداخته بود تا منطقی و به شخصه پرداختن بیش از اندازه به احساسات رو نمیپسندم. در کل مطالعه کتاب مفید خواهد بود
شخصیت اول انقد روانی و رو اعصاب و اتفاقات انقدر بی منطق که بیشتر تبدیل شده به اثر انتقادی و گل به خودی😅دافعه داره جای جاذبه، دست مریزاد.
به نظر من پایهها و فرضیات اصلی داستان بدجور رو هواست.فکرش رو بکنید یه بچه درسخون خرخون مثلا تا سی سالگی هیچوقت معنی عشق جسمانی رو نفهمیده و خیلی پسر آفتاب مهتاب ندیده ای بوده بعدش ناگهان یک دختری رو میبینه و از اونروز متوجه میشه در این دنیا چیزی به اسم محبت و عشق جسمانی دو آدم نسبت به هم وجود داره و خلاصه یک دل نه صد دل عاشق حاج خانم میشه..خداییش قابل باور نیست..مگر بچه درسخونها مثل فروید و یونگ و اینشتاین و این همه دکتر و استاد که دور و برمون هستن دل ندارن و عاشقی و جوونی نکردن...جالبتر اینکه این دکتر فیزیکدان یه عالمه دانشجو و رساله دکتری و ارشد و جلسه گروه و کلاس خصوصی ساعتی دو ملیون رو ول کرده رفته دنبال پیدا کردن منطق رابطه بین ریاضی و علوم انسانی و الهیات و فیزیک و فلسفه و در نهایت چون جوابی برای این افکار بیکارانه و علافانه پیدا نکرده، خودکشی کرده.. خداییش خیلی نامربوطه و باورنکردنی...شاید به خاطر این عدم انسجام منطق درونی داستان ه که این کتاب در ترکیه و پاکستان و بوسنی هرزگوین ترجمه و چاپ شده اما در فرانسه و آلمان خیر
این کتاب همون چیزیه که نویسنده میخواد بگه.یعنی اگه بخوایم با خط کش و معیارهای رمان نویسی (عقلانی) بسنجیمش.نه!خوب نیست ولی اگه بخوام با معیارهای ارزشی(چیزی فراتر از عقل ادبیاتی) بسنجیم .آره!واقعا ارزش خوندن داره.
کتابی روان ، دلنشین و ارزش حداقل یک بار خواندن هم داره و به چند زبان دیگه دنیا هم ترجمه شده
واقعن برخورنده هست رفتارتون. بارها پیگیری کردم بابت ثبتنام در ایران کتاب و توضیح دادم پیامک کد ثبتنام نمیآد. و هیچ اهمیتی ندادید
سلام و وقت به خیر. پیگیری لازم انجام شده است. این موضوع فقط برای کسانی اتفاق میافتد که پیامکهای اینترنتی را بلاک و مسدود کردهاند. اگر از طریق شماره همراه امکانش رو ندارید، لطف کنید با ایمیلتون وارد بشید. متشکریم از همراهی شما
من این کتابو شب قدر خوندم هیچ وقت یادم نمیره...دقیقا درمورد شکی حرف زده بود که توی ذهن خیلیها این روزا میشه دیدش..خیلیها میترسن با شک هاشون روبه رو بشن این کتاب به نظرم بهترین راهه که بتونی از دل اون شکا جون سالم به در ببری
خیلی سطحی به یک مسیله بزرگ پرداخته. سطح افکار پایین ، فانتازی محدود و داستان خسته کننده و بی مزه .....
در این اثر، تمام داستان و باورهای معنوی خود را از طریق ذهن شخصیت هایش روایت میکند و بر جامعه شناسی و علوم شناختی نیز تأکید ویژه ای مینماید