کتاب آن ها

they
کد کتاب : 11996
شابک : 9789645067388
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 111
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2009
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 51
زودترین زمان ارسال : 26 تیر

معرفی کتاب آن ها اثر فاضل نظری

آنها سومین مجموعه شعر فاضل نظری بعد از اقلیت و گریه های امپراتور است که مشتمل بر 51 سروده در قالب غزل است. مضامین این اشعار موضاعات عاشقانه و عرفانی و همینطور چند شعر آئینی است. از مشخصه های ممتاز فاضل نظری مضمون سازی بدیع و جذاب است که در این اثر نیزاین توانایی خود را به نحو احسن به کار گرفته است. فاضل نظری توانسته است با استفاده از زبان ساده و روان در کنار مضامین بدیع و ذوق قدرتمند خود در استفاده از آرایه های شعری دوست داران شعر و ادب فارسی را با خود همراه کند. این مجموعه نسبت به مجموعه های پیشین از شادی و شور بیشتری برخوردار است، به قول خود شاعر « غم جان مایه ی آنها نیست».

کتاب آن ها

فاضل نظری
فاضل نظری متولد ۱۰ شهریور ماه سال ۱۳۵۸ در خمین واقع در جنوب استان مرکزی است. او یک شاعر ایرانی، استاد دانشگاه و مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. در مورد وضعیت تحصیلی او باید بدانید که او تحصیلات ابتدایی تا پایان متوسطه خود را در شهرهای خمین و خوانسار سپری کرده است. و با پذیرفته شدن در دانشگاه در سال ۱۳۷۶ برای ادامه تحصیل در رشته‌ مدیریت به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات خود را تا أخذ مدرک دکترای رشته مدیریت تولید و عملیات در دانشگاه شهید بهشتی پی گرفت.او دارای عناوین ادبی خاص...
دسته بندی های کتاب آن ها
قسمت هایی از کتاب آن ها (لذت متن)
ناگزیر از سفرم بی سرو سامان چون باد_ به گرفتــــــار رهایی نتوان گفت آزاد ** کوچ تا چند! مگر می شود از خویش گریخت!_ بال تنها غم غربت به پرستوها داد ** اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیست_ غربت آن است که یاران ببرندت از یاد ! ** عاشقی چیست به جز شادی و مهر و غم و قهر !_ نه من از قهر تو غمگین نه تو از مهرم شاد** چشم بیهوده به آیینه شدن دوخته ای_ اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد.

چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگری ست_ جای گلایه نیست! که این رسم دلبری ست** هر کس گذشت از نظرت، در دلت نشست_ تنها گناه آینه ها زودباوری ست** مهرت به خلق بیشتر از جور بر من است_ سهم برابر همگان، نا برابری ست** دشنام یا دعای تو در حق من یکی است_ ای آفتاب، هر چه کنی ذرّه پروری ست!** ساحل جواب سرزنش موج را نداد_ گاهی فقط سکوت، سزای سبکسری ست.