کتاب اکنون

now
ششمین دفتر شعری فاضل نظری

مشخصات کتاب اکنون
شابک : 978-6000329143
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 88
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 16
زودترین زمان ارسال : 21 آذر

معرفی کتاب اکنون اثر فاضل نظری

بعد از رونمایی از کتاب "اکنون" که در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد، استقبال از این کتاب فراتر از انتظار بود، به طوری که با گذشت هفت روز از انتشار این دفتر شعر، چاپ هفتم آن روانه بازار کتاب شد.
"اکنون" به عنوان ششمین دفتر شعری فاضل نظری، شامل ۴۰ غزل با مضامین عاشقانه و عارفانه است که در آستانه ۴۰ سالگی شاعر آن منتشر شده است و حال و هوایی شبیه به اشعار مجموعه های قبلی این شاعر با نام های «گریه های امپراطور» و «ضد» دارد.

در یکی از غزل های این دفتر شعر می خوانیم:
"مرا تو راحت جانی و من تو را نگران
گناه کیست که من با توام تو با دگران
اگر بهشت بهایش تو را نداشتن است
جهنم است بهشتی که نیستی تو در آن
به جست و جوی تو در چشم خلق خیره شدم
غریبه اند برایم تمام رهگذران
نهان چگونه نگه دارمت ز چشم رقیب
چقدر راهزن اینجاست بین همسفران
عجب ز عشق که هر کس روایتی دارد
از این گذازه ی آتشفشان در فوران
خموش باش که با دیگران نمی گویند
رموز تجربه وحی را پیامبران"

کتاب اکنون

فاضل نظری
فاضل نظری متولد ۱۰ شهریور ماه سال ۱۳۵۸ در خمین واقع در جنوب استان مرکزی است. او یک شاعر ایرانی، استاد دانشگاه و مدیرعامل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان است. در مورد وضعیت تحصیلی او باید بدانید که او تحصیلات ابتدایی تا پایان متوسطه خود را در شهرهای خمین و خوانسار سپری کرده است. و با پذیرفته شدن در دانشگاه در سال ۱۳۷۶ برای ادامه تحصیل در رشته‌ مدیریت به تهران مهاجرت کرد و تحصیلات خود را تا أخذ مدرک دکترای رشته مدیریت تولید و عملیات در دانشگاه شهید بهشتی پی گرفت.او دارای عناوین ادبی خاص...
قسمت هایی از کتاب اکنون (لذت متن)
مرا تو راحت جانی و من تو را نگران گناه کیست که من با توام تو با دگران اگر بهشت بهایش تو را نداشتن است جهنم است بهشتی که نیستی تو در آن به جست و جوی تو در چشم خلق خیره شدم غریبه اند برایم تمام رهگذران نهان چگونه نگه دارمت ز چشم رقیب چقدر راهزن اینجاست بین همسفران عجب ز عشق که هر کس روایتی دارد از این گذازه ی آتشفشان در فوران خموش باش که با دیگران نمی گویند رموز تجربه وحی را پیامبران

هرچند که هرگز نرسیدم به وصالت عمری که حرام تو شد ای عشق، حلالت

یک بار به اصرار تو عاشق شدم ای دل این بار اگر اصرار کنی، وای به حالت