کتاب پژوهشی در معناداری و صدق

An Inquiry into Meaning and Truth

مشخصات کتاب پژوهشی در معناداری و صدق
مترجم :
شابک : 978-600-176-083-9
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 408
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1940
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 25 مهر

برتراند راسل برنده جایزه نوبل ادبیات در سال 1950

معرفی کتاب پژوهشی در معناداری و صدق اثر برتراند راسل

کتاب پژوهشی در معناداری و صدق، اثری نوشته ی برتراند راسل است که اولین بار در سال 1940 انتشار یافت. برتراند راسل در این کتاب، مبانی دانش را مورد تحلیل و بررسی قرار می دهد. او با پرداختن به موضوعاتی چون زبان و روابط میان حقیقت و تجربه، مفاهیم مورد نظر خود را به بحث می گذارد و بر این نکته تأکید می کند که چگونه دانش مربوط به ساختار زبان می تواند به ما در رسیدن به درکی بهتر از ساختار جهان کمک کند. برای آن دسته از مخاطبینی که تصور می کنند این شیوه از فلسفه، تحلیلی منطقی از زبان و عاری از هرگونه ملاحظات روانشناسانه است، فهمیدن این نکته غافلگیرکننده خواهد بود که راسل در کتاب پژوهشی در معناداری و صدق با استفاده از مفاهیم روانشناسی به تحلیل و بررسی معنا می پردازد.

کتاب پژوهشی در معناداری و صدق

برتراند راسل
برتراند راسل، زاده ی ۱۸ می ۱۸۷۲ و درگذشته ی ۲ فوریه ی ۱۹۷۰، فیلسوف، منطق دان، ریاضی دان، مورخ، جامعه شناس، برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات و فعال صلح طلب انگلیسی بود که در قرن بیستم زندگی می کرد. راسل در آغاز جوانی به مطالعه ی آثاری از «پرسی بیش شلی» روی آورد که این امر مسیر زندگی او را تغییر داد. او سپس به کالج ترینیتی در کمبریج رفت و در ریاضیات و فلسفه تحصیل کرد. او در سال ۱۹۰۱ «پارادوکس راسل» را کشف کرد و هفت سال بعد به عضویت انجمن سلطنتی علوم بریتانیا درآمد. راسل در طو...
دسته بندی های کتاب پژوهشی در معناداری و صدق
نکوداشت های کتاب پژوهشی در معناداری و صدق
By one of the most influential philosophers of the twentieth century.
اثری نوشته ی یکی از تأثیرگذارترین فیلسوفان قرن بیستم.
Amazon Amazon

An important, interesting work.
اثری مهم و جذاب.
Philpapers

قسمت هایی از کتاب پژوهشی در معناداری و صدق (لذت متن)
مشاهده کننده، فقط به نظر خودش در حال نگاه به یک سنگ است، در واقع، اگر بخواهیم به علم فیزیک باور داشته باشیم، او در حال مشاهده ی تأثیرات سنگ بر خود است. به همین خاطر به نظر می رسد که علم در حال جنگ با خود است: وقتی که داشتن نگاه عینی بیشترین اهمیت را دارد، می بینیم که برخلاف میل خود به عرصه ی ذهنیت وارد شده است.

واقع گرایی ساده انگارانه به فیزیک می انجامد، و فیزیک، اگر صحت داشت باشد، نشان می دهد که واقع گرایی ساده انگارانه نادرست است. از این رو، واقع گرایی ساده انگارانه، اگر صحت داشت باشد، نادرست است؛ از این رو، نادرست است.

طبق نظر کارناپ، «واقعیت»، واژه ای متافیزیکی است که هیچ کاربرد موجهی برای آن وجود ندارد. ما به عشق ها و نفرت ها، و لذت ها و دردهای دیگران علاقه مندیم چون کاملا متقاعد شده ایم آن ها نیز مثل ما «واقعی» هستند.