کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی Half of a Yellow Sun


  • قیمت : ۱۱,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی اثر چیما ماندا گزی ادیشی

رمان نیمه ی یک خورشید طلایی، لحظه ای سرنوشت ساز در تاریخ مدرن آفریقا را روایت می کند: تقلای دولت خودخوانده ی بیافرا برای برپایی یک جمهوری مستقل در نیجریه در دهه ی 1960، و خشونت خون باری که از پس آن اتفاق افتاد. چیما ماندا گزی ادیشی، با همزاد پنداری درخشان و استعداد ذاتی خود در داستان سرایی، زندگی سه شخصیت درگیر در حواشی این دهه ی پرتلاطم را در هم می آمیزد. اوگوو که سیزده سال سن دارد، به عنوان خدمتکار خانه ی یک استاد دانشگاه با فکر و شور انقلابی، استخدام می شود. اولانا، معشوقه ی زیبای پروفسور است که زندگی آسوده ی خود در لاگوس را رها کرده تا در شهری دانشگاهی و غبارگرفته در کنار او زندگی کند. و در نهایت، ریچارد، مردی انگلیسی و کم رو است که شیفته ی خواهر اسرارآمیز و مرموز اولانا شده است. با پیشروی ارتش نیجریه، این سه شخصیت برای نجات جان شان مجبور به فرار می شوند و آرمان ها و وفاداری شان نسبت به یکدیگر در بوته ی آزمایش قرار می گیرد. رمان نیمه ی یک خورشید طلایی، حماسی، بلند پروازانه و رمانی تأثیرگذار درباره ی مسئولیت های اخلاقی، پایان دوره ی استعمار، همبستگی های قومی، طبقه ی اجتماعی، نژاد و پیچیده تر شدن همه ی این عوامل در حضور عشق است. ادیشی به شکلی درخشان، امیدها و ناامیدی های زندگی در این مکان و زمان خاص را به مخاطب نمایش داده و تصویری قدرتمند، تکان دهنده و بسیار احساسی از آفریقای مدرن ارائه می کند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی نیمه ی یک خورشید طلایی


ویژگی ها کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی

برنده ی جایزه ی اورنج برای داستان سال 2007

مشخصات کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-362-564-1
تعداد صفحه :628
سال انتشار شمسی :1388
سال انتشار میلادی :2006
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی
It’s a measure of Adichie’s mastery of small things.
این رمان، معیاری برای سنجش مهارت و چیره دستی ادیشی در جزئیات است.
New York Times New York Times

Intensely evocative and immensely absorbing.
بسیار تأثیرگذار و جذاب.
Publishers Weekly Publishers Weekly

A gorgeous, pitiless account of love, violence and betrayal during the Biafran war.
شرحی زیبا و واقعی از عشق، خشونت و خیانت در خلال جنگ بیافرا.
Time Time

بخش هایی از کتاب نیمه ی یک خورشید طلایی (لذت متن)
اولانا برای شان در مورد پرچم بیافرا صحبت کرد. آن ها روی قطعات چوب زیر نور آفتاب ضعیف صبحگاهی که از حفره ای که قبلا سقف کلاس بود به درون می تابید نشسته بودند. او پرچم پارچه ای اودنیگبو را باز کرد و برای شان توضیح داد که هر یک از علامات روی آن چه چیزی را بیان می کنند. رنگ قرمز، نماد خون خواهران و برادران آن ها بود که در شمال، قتل عام شده بودند. سیاه، نماد سوگواری برای آن ها بود و سبز، نماد شکوفایی ای که بالاخره نصیب بیافرا خواهد شد، و بالاخره نیمه ی یک خورشید طلایی نماد آینده ی پرشکوه شان بود.

ارباب کمی خل بود. او سال های درازی را به خواندن کتاب در آن سوی دریاها گذرانده بود، در اتاق کارش با خودش حرف می زد، جواب سلام کسی را نمی داد، و خیلی هم پشمالو بود. این ها را عمه ی اوگوو، در باریکه راه منتهی به دانشگاه، با صدایی آهسته به او گفت: "اما مرد خوبیه." و بعد اضافه کرد: "تا وقتی کارت رو خوب انجام بدی، خوراک خوبی هم می خوری، هر روز خوراک گوشت گیرت می آد." حرفش را قطع کرد تا تف کند، بزاق با صدایی مکنده از دهانش خارج شد و روی چمن ها افتاد.

اوگوو باورش نمی شد که کسی، حتی این اربابی که قرار بود برای خدمت در خانه اش زندگی کند، هر روز گوشت بخورد. اما از آن جا که وجودش لبریز از امید و آرزو بود و فکرش مشغول تجسم زندگی ای تازه دور از دهکده اش، با حرف های عمه اش مخالفتی نشان نداد. آن دو از وقتی در ترمینال از کامیون پیاده شده بودند، داشتند پیاده می رفتند.