1. خانه
  2. /
  3. کتاب حکمة الاشراق

کتاب حکمة الاشراق

3.1 از 1 رأی

کتاب حکمة الاشراق

نص مشکل
Hekmat Eshragh
ناموجود
535000
معرفی کتاب حکمة الاشراق
«حکمه‌یالاشراق» کتابی نیست که بتوان فلسفهٔ سهروردی را بدون آن شناخت. رساله‌های رمزی او جهان اشراق را در قالب سفر، پرنده، نور و تمثیل نشان می‌دهند و آثاری چون «تلویحات» و «مشارع و مطارحات» مسیر شکل‌گیری اندیشه‌اش را آشکار می‌کنند، اما اینجا سهروردی می‌خواهد دستگاه فلسفی خودش را بنا کند. چاپ کتاب طه با ترجمه، تحقیق و شرح محمد (جلال‌الدین) ملکی نیز دقیقا با دشواری همین متن روبه‌رو می‌شود: «حکمه‌یالاشراق» اثری فشرده و اصطلاحی است که پشت بسیاری از جمله‌های کوتاهش منازعه‌ای طولانی با منطق و مابعدالطبیعهٔ مشائی قرار دارد. ملکی ترجمه را با شرح و تعلیقات همراه کرده و از نوشته‌های حکمایی چون ملاصدرا، رفیعی قزوینی، علامه طباطبائی و عابدی شاهرودی نیز برای روشن کردن نقاط دشوار متن بهره گرفته است. ساختار خود «حکمه‌یالاشراق» نکته‌ای اساسی دربارهٔ پروژهٔ سهروردی می‌گوید. کتاب پیش از آنکه به نورالانوار و سلسلهٔ انوار برسد، با منطق آغاز می‌شود. این ترتیب تصادفی نیست. سهروردی نمی‌خواهد شهود را جایگزین فکر منظم کند. نخست باید روشن شود عقل چگونه مفهوم می‌سازد، تعریف می‌کند و استدلال می‌آورد؛ سپس می‌توان پرسید آیا همین ابزارها برای شناخت همهٔ مراتب واقعیت کافی‌اند. بخش نخست کتاب، «ضوابط فکر»، میدان همین بازنگری است و چاپ ملکی نیز جلد نخست خود را به این بخش منطقی اختصاص داده است. یکی از نقاط اختلاف سهروردی با سنت مشائی به مسئلهٔ تعریف بازمی‌گردد. در منطق ارسطویی و ابن‌سینایی، دستیابی به ماهیت اشیا از طریق جنس و فصل آرمانی اساسی است. سهروردی نسبت به امکان چنین شناخت کاملی بدگمان‌تر است. اگر نمی‌توان مطمئن بود که تمام مقومات ذات یک شیء را شناخته‌ایم، تعریف چگونه می‌تواند تضمین کند که حقیقت آن را در اختیار ما گذاشته است؟ این بحث ظاهرا فنی، راه را به سوی مسئله‌ای بزرگ‌تر باز می‌کند: شاید شناخت همیشه با ساختن مفهوم آغاز نشود. اینجاست که بخش دوم «حکمه‌یالاشراق» معنای خود را پیدا می‌کند. سهروردی جهان را با زبان نور بازسازی می‌کند. نور برای او چیزی نیست که بتوان مانند اشیای دیگر با مفهومی روشن‌تر تعریفش کرد؛ ذات نور ظهور است. از نورالانوار تا انوار قاهره، انوار مدبره و موجودات وابسته به آنها، واقعیت در مراتبی از شدت و ضعف ظهور سازمان می‌یابد. تاریکی نیز اصلی مستقل در برابر نور نیست؛ با فقر، وابستگی و فقدان ظهور نسبت دارد. سهروردی به جای دستگاهی که «وجود» را محور اصلی تحلیل قرار دهد، زبانی از نور، ظهور، اشراق، قهر و محبت می‌سازد. اما اهمیت این تغییر فقط در مابعدالطبیعه نیست. نظریهٔ شناخت نیز دگرگون می‌شود. انسان برای آگاهی از خود نیاز ندارد نخست صورتی ذهنی از خودش بسازد. خود نزد خود حاضر است. همین تجربهٔ بنیادی به سهروردی امکان می‌دهد صورتی از معرفت را توضیح دهد که بعدها با عنوان «علم حضوری» شناخته شد. معرفت در این سطح بازنمایی چیزی غایب نیست؛ حضور معلوم نزد عالم است. اشراق از همین‌جا دیگر واژه‌ای شاعرانه نیست و وارد قلب معرفت‌شناسی می‌شود. «حکمه‌یالاشراق» با این حال کتابی علیه عقل یا علیه ابن‌سینا نیست. سهروردی بسیار بیش از آنکه از مشائیان فاصله بگیرد، از درون سنت آنان با آنها بحث می‌کند. بخش عمدهٔ قدرت فلسفی کتاب دقیقا از همین تسلط می‌آید. او منطق را کنار نمی‌گذارد، بلکه در حدود آن پرسش ایجاد می‌کند؛ برهان را نفی نمی‌کند، اما معتقد است حکیم کامل نمی‌تواند به برهان بسنده کند. معرفت اشراقی در بالاترین صورت خود از پیوند «بحث» و «تألّه» حاصل می‌شود: توان استدلال و تجربهٔ مستقیم حقیقت. همین نقطه است که کار محمد ملکی در ترجمه و شرح این متن اهمیت پیدا می‌کند. «حکمه‌یالاشراق» بدون سنت تفسیری‌اش به‌آسانی گشوده نمی‌شود. شهرزوری و قطب‌الدین شیرازی آن را شرح کردند، ملاصدرا بر شرح آن حاشیه نوشت و فیلسوفان بعدی بارها با مفاهیمش درگیر شدند. افزودن تعلیقات حکمای متأخر در چاپ کتاب طه، خواننده را با همین تاریخ زندهٔ تفسیر روبه‌رو می‌کند. بنابراین این نسخه صرفا برگردان فارسی متن عربی نیست؛ می‌کوشد بخشی از گفت‌وگویی را که قرن‌ها پیرامون کتاب شکل گرفته به متن اصلی بازگرداند. برای خوانندهٔ تازه‌وارد به فلسفهٔ اسلامی، این همچنان کتاب دشواری است. ترجمه و شرح می‌توانند عبارت را روشن کنند، اما نمی‌توانند فاصلهٔ تاریخی و مفهومی ما را با منطق ابن‌سینایی، مابعدالطبیعهٔ مشائی و اصطلاحات اشراقی حذف کنند. امتیاز این چاپ آن است که این دشواری را پنهان نمی‌کند و به جای ساده‌سازی بیش از اندازه، ابزار بیشتری برای عبور از آن در اختیار خواننده می‌گذارد. «حکمه‌یالاشراق» سرانجام ما را با سهروردی‌ای روبه‌رو می‌کند که میان عقل و شهود یکی را انتخاب نمی‌کند. پرسش او سخت‌تر است: عقل تا کجا می‌توان
درباره شهاب الدین یحیی سهروردی
درباره شهاب الدین یحیی سهروردی
شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شهاب‌الدین، شیخ اشراق، شیخ مقتول و شیخ شهید (۵۴۹–۵۸۷ ق / ۱۱۵۴–۱۱۹۱ م) فیلسوف نامدار ایرانی اهل شهر سهرورد شهرستان خدابنده استان زنجان است.
دسته بندی های کتاب حکمة الاشراق
نظر کاربران در مورد "کتاب حکمة الاشراق"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

نثر کتاب چگونه است ؟ آیا فرد عادی هم میتواند بخواند یا ثقیل است و نیاز به دانش پیشینی دارد؟

1404/12/07 | توسطمحمد
0
| |