- من به هرگز اعتقاد ندارم، و تو هم نباید اعتقاد داشته باشی! + چه جوری می تونی به هرگز اعتقاد نداشته باشی؟ اون فقط یه کلمه هست. میسی خیلی جدی گفت: «نه. فقط یه کلمه نیست. اون تمام درهایی هست که ما بسته نگه می داریم. اون جاهایی هست که ما به خودمون اجازه ی رفتن بهش رو نمی دیم. چیزهایی که به خودمون اجازه ی داشتن یا بودنش رو نمی دیم، چون فکر می کنیم که برای بیشتر از این به اندازه ی کافی خوب یا قوی نیستیم. می فهمم چون من هم اینجوری بودم. و بعد سرپرست خانواده شدم، و فهمیدم که برای هرگزها وقت ندارم.» میسی مکث کرد، لبخندش مصنوعی و هراس انگیز بود. «تموم حرف من اینه، جوری زندگی کن که استحقاقش رو داری.»
یک ماه پیش کتاب «پژواک کتابهای قدیمی» را از همین نویسنده خواندم و بسیار از آن لذت بردم. کتاب «وقتی هرگز از راه میرسد» خیلی غلط دیکته ای دارد🫣و برخی فصل هایش خسته کننده و کشدار میشود و مشخص است سانسور باعث شده بعضی جاهایش نامفهوم باشد. ولی در کل موضوع جالبی دارد و حتی بعضی جاهایش اشک خواننده را در میآورد. کتاب، تم عاطفی دارد و درباره کنار آمدن با گذشته دردناکی است که سالهاست دست از سر کریستی، شخصیت اصلی داستان بر نداشته است. بنده در مجموع آن یکی کتابش را خیلی خیلی بیشتر دوست داشتم. ♥️ولی خواندن این هم خالی از لطف نیست.😊
سلام اگه میشه مبلغ دریافتی روبعدتحویل کتاب قراردهید