از من نخواهید لبخند بزنم

don't make me smile

  • قیمت : ۶,۵۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۵,۲۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: ماهیماهی

معرفی کتاب از من نخواهید لبخند بزنم اثر باربارا پارک

کتاب از من نخواهید لبخند بزنم، اثری نوشته ی باربارا پارک است که نخستین بار در سال 1981 به انتشار رسید. چارلی هکل به پدر و مادر خود هشدار می دهد که به هیچ وجه در مورد این موضوع خاص با کسی شوخی ندارد. موضوع از این قرار است که آن ها به تازگی به چارلی گفته اند که می خواهند از یکدیگر جدا شوند و از او هم توقع دارند که برایشان خوشحال باشد! اما چارلی خبرهای بزرگی برای مامان و بابا دارد: او قرار نیست به آن ها اجازه دهد که راحت از کنار این مسئله رد شوند. چارلی به جای خوشحال بودن، مأموریتی را شروع می کند تا به آن ها نشان دهد واقعا درباره ی این موضوع چه احساسی دارد. او دیگر دستپخت مادرش را نمی خورد، در مدرسه خرابکاری به بار می آورد و حرف های آزرده کننده ای درباره ی آپارتمان جدید پدرش می زند. در واقع، چارلی فکر می کند که زندگی اش خراب شده است. اما آیا این پایان ماجراست؟ چارلی چطور می خواهد خود را با زندگی جدیدش وفق دهد؟

کتاب از من نخواهید لبخند بزنم


ویژگی ها کتاب از من نخواهید لبخند بزنم

جزو پرفروش ترین کتاب ها و رمان های ایران

مشخصات کتاب از من نخواهید لبخند بزنم
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-209-076-1
تعداد صفحه :110
سال انتشار شمسی :1393
سال انتشار میلادی :1981
سری چاپ :1
نکوداشت های کتاب از من نخواهید لبخند بزنم
A lesson for others in the same boat.
درسی برای افرادی که شرایطی مشابه دارند.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

With a strong will and a sense of humor.
با عزمی راسخ و شوخ طبعی.
FictionDB

Thought-provoking.
تفکربرانگیز.
Teachers Pay Teachers

بخش هایی از کتاب از من نخواهید لبخند بزنم (لذت متن)
طلاق. من هیچ وقت این کلمه را درست نفهمیده بودم. فکر می کردم مثل مرگ، از آن کلمه هایی است که می دانی برای خیلی از آدم ها پیش می آید، اما تا وقتی دور و بر خودت پیش نیامده توجهی به آن نمی کنی. اصلا راستش تا قبل از این، دیکته ی کلمه ی «طلاق» را بلد نبودم. مطمئنم تا حالا توی لیست کلمه های دیکته ی مدرسه نبوده. حالا که فکر می کنم «مرگ» هم توی لیست نبوده. لابد دیکته ی کلمه های ناراحت کننده را آدم بایم خودش یاد بگیرد.

به خودم گفتم مرسی! حتما از آن که فکرش را می کردم هم بهتر خوانده ام. مادرم انگار می خواهد امضایی چیزی ازم بگیرد! به محض این که من را پیدا کرد، دوید به سمتم و کنارم خم شد. چشم هایم را بستم و خودم را برای یکی از آن ماچ های آبدار مادرم آماده کردم. اما درعوض سرش را آورد جلو و در گوشم گفت: «چارلز، زیپ شلوارت باز بود.

حساس بودن یعنی شما از بعضی چیزهایی که بیشتر مردم را اصلا ناراحت نمی کند، خیلی ناراحت شوید. مثلا هر وقت من و مامان و بابا فیلم غصه داری در تلویزیون تماشا می کنیم، من اولین کسی هستم که به هق هق می افتد. خیلی سعی می کنم جلوی خودم را بگیرم اما همیشه درست موقعی که فکر می کردم کاملا به خودم مسلط شده ام، یک نفر توی فیلم می میرد و این جاست که هق هق من هم شروع می شود.