1. خانه
  2. /
  3. کتاب تبهکار

کتاب تبهکار

نویسنده: ژرژ سیمنون
4 از 1 رأی

کتاب تبهکار

Pedigree
انتشارات: نگاه
٪10
415000
373500
معرفی کتاب تبهکار
«تبهکار» ژرژ سیمنون از آن دست رمان‌هایی است که زندگی‌نامه را بهانه می‌کند تا چیزی عمیق‌تر از خاطره را آشکار سازد: چگونگی ساخته شدن یک انسان در دل نیروهایی که پیش از او وجود داشته‌اند. این اثر که در ۱۹۴۸ منتشر شد، از دل هراس شخصی سیمنون از مرگ بیرون آمد؛ هراسی که او را واداشت برای پسرش روایتی از ریشه‌ها بنویسد. اما آنچه شکل گرفت فقط یادداشت‌هایی خانوادگی نبود. «تبهکار» به رمانی گسترده و دقیق بدل شد که کودکی و نوجوانی روژه ماملن، همزاد روایی نویسنده، را در شهر لیژ و در فضای بسته و فرساینده‌ی یک پانسیون خانوادگی بازسازی می‌کند. در پس این بازگشت به سال‌های آغازین، سیمنون در حال تشریح سازوکاری است که فرد را پیش از هر انتخابی، درون طبقه، خانواده، خلق‌وخو و ترس‌های موروثی جای می‌دهد. مرکز جهان رمان، خانه‌ای است که بیش از آنکه محل آسایش باشد، میدان تنش‌های خاموش و اضطراب‌های مداوم است. مادر، زنی سخت‌گیر، مضطرب و شیفته حفظ آبروست؛ کسی که زندگی را از پشت عینک کمیابی، ترس و کنترل می‌بیند. پدر، در سوی دیگر، شخصیتی ملایم، آرام و تا حدی تسلیم‌پذیر دارد؛ مردی که از درگیری می‌گریزد و بیشتر به تحمل کردن خو گرفته تا دگرگون کردن. روژه در میانه این دو قطب رشد می‌کند؛ نه آن‌قدر آزاد که خود را مستقل بسازد و نه آن‌قدر ناآگاه که فشار محیط را حس نکند. پانسیون نیز با رفت‌وآمد مستأجران، دانشجویان، کارگران و آدم‌های گذری، به یک جهان کوچک اما فشرده بدل می‌شود؛ جایی که کودک خیلی زودتر از موعد، با ریاکاری، حسادت، فقر پنهان، میل به آبروداری و شکنندگی نظم خانوادگی آشنا می‌شود. سیمنون داستان را با شتاب یا حادثه‌پردازی اغراق‌آمیز پیش نمی‌برد. نیروی رمان در انباشت جزئیات است؛ جزئیاتی که به تدریج فضای خفه‌کننده زندگی را می‌سازند. روایت با فاصله‌ای سرد و دقیق پیش می‌رود، گویی نویسنده نه در حال اعتراف، بلکه مشغول کالبدشکافی یک وضعیت انسانی است. همین لحن نسبتا بی‌قضاوت، اثر را از احساساتی شدن نجات می‌دهد و به آن قدرت می‌بخشد. ما با کودکی روبه‌رو نیستیم که فقط رنج کشیده، بلکه با ذهنی مواجهیم که آرام‌آرام یاد می‌گیرد پشت رفتارهای به ظاهر عادی، ترس‌ها و شکست‌های پنهان بزرگ‌ترها را ببیند. اینجاست که «تبهکار» از یک خاطره‌نگاری صرف فاصله می‌گیرد و به رمانی درباره تکوین آگاهی بدل می‌شود. از نظر ساختاری، خانه و اتاق‌هایش فقط پس‌زمینه نیستند؛ آن‌ها شکل مادی همان نظمی هستند که شخصیت‌ها را در خود حبس کرده است. راهروها، درها، اتاق‌های تنگ و فضای کنترل‌شده خانه، استعاره‌ای از مرزهای طبقاتی و روانی‌اند. خانواده در این رمان پناهگاه نیست، بلکه نهادی است که فرد را با معیارهای خود قالب‌گیری می‌کند. مادر می‌خواهد فرزندش درون الگوی مطلوب او شکل بگیرد و پدر، با انفعال خود، عملا به تداوم همین فشار کمک می‌کند. به این معنا، روژه بیش از آنکه کنشگر باشد، محصول نیروهایی است که بر او عمل می‌کنند. عنوان کتاب نیز دقیقا به همین حقیقت اشاره دارد: انسان پیش از آنکه «خود» باشد، ادامه چیزی است که از پیش نوشته شده؛ نسب، محیط، طبقه، ترس، زبان و عادت. با این همه، سیمنون راه خروج را به طور کامل نمی‌بندد. روژه نمی‌تواند جهان اطرافش را دگرگون کند، اما می‌تواند آن را ببیند؛ و این دیدن، شکل مهمی از فاصله گرفتن است. او کم‌کم درمی‌یابد که اقتدار بزرگ‌ترها مطلق نیست، ارزش‌های خانواده طبیعی و بدیهی نیستند و نظمی که این همه جدی گرفته می‌شود، بر پایه اضطراب و تظاهر بنا شده است. همین نگاه بیگانه، نخستین هسته عاملیت اوست. اگر راهی برای رهایی وجود داشته باشد، از دل قهرمانی پر سر و صدا نمی‌گذرد، بلکه از لحظه‌ای آغاز می‌شود که فرد دیگر افسون محیط خود را باور نمی‌کند. «تبهکار» کتابی است درباره تولد این بی‌افسونی؛ لحظه‌ای که کودک از شجره جدا نمی‌شود، اما برای نخستین بار سایه شاخه‌ها را روی صورت خود می‌بیند و می‌فهمد برای پیدا کردن آسمان، باید از زیر آن‌ها کنار بکشد.
درباره ژرژ سیمنون
درباره ژرژ سیمنون
ژرژ سیمنون، زاده ی فوریه ۱۹۰۳ و درگذشته ی ۴ سپتامبر ۱۹۸۹، نویسنده ی بلژیکی بود. از وی که به خاطر نوشتن رمان های پلیسی شهرت داشت نزدیک به ۵۰۰ رمان و تعداد بسیاری آثار کوتاه منتشر شده است. سیمنون خالق شخصیت کمیسر مگره یکی از سرشناس ترین کارآگاه های ادبیات پلیسی جهان است.ژرژ ژوزف کریستین سیمنون در ۱۳ فوریه سال ۱۹۰۳ در شهر لیژ بلژیک به دنیا آمد. پدرش دزیره در یک شرکت بیمه حسابدار بود.ژرژ در سال های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۴ در مدرسه ی سن آندره به تحصیل پرداخت و با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ به کالج سن لویی رفت که دبیرستانی تحت نظارت ژزوئیت ها بود. تا پیش از ۱۹۱۸ به مشاغل مختلفی از جمله شاگردی در کتابفروشی پرداخت، اما در ژانویه آن سال در پی بیماری پدرش ترک تحصیل کرد و در نشریه ی گازت دو لیژ به عنوان خبرنگار مشغول کار شد.این شغل به او امکان داد با گروه های و طبقات مختلف مردم از جمله افرادی که در هتل های ارزان قیمت اقامت داشتند، وقتشان در نوشگاه ها سپری می شد و گهگاه گذارشان به ادره پلیس می افتاد سر و کار پیدا کند و با منش و رفتار آن ها به خوبی آشنا شود. این آشنایی زمانی که بعدها نویسندگی حرفه اصلی اش شد بسیار به کار آمد. کار در گازت که روزنامه ای پرتیراژ و عامه پسند بود باعث شد تا مهارت های تندنویسی و ویرایش سریع متون نوشتاری را به خوبی فرا بگیرد. عادت تندنویسی تا پایان کار حرفی اش با او ماند به نحوی که می توانست یک رمان کامل را تنها در سه ساعت بنویسد و آماده ی چاپ کند!سیمنون در خلال جنگ جهانی دوم در وانده می زیست و در همین دوران بود که با آندره ژید نویسنده ی نامدار فرانسوی آشنایی یافت. در ۱۹۴۵ پس از آن که گشتاپو به یهودی بودن وی شک برد، از فرانسه اشغال شده گریخت و به آمریکا رفت. دوران اقامت در آمریکا از خلاقانه ترین ایام زندگی زندگانی پربار سیمنون بود. در ۱۹۵۵ بار دیگر به اروپا بازگشت و نخست در فرانسه و سپس در سوئیس اقامت گزید. در ۱۹۷۲ عملا داستان نویسی را کنار گذاشت و به نگارش زندگینامه ی خود پرداخت.خودکشی دخترش ماری ژو در ۱۹۷۸ باعث شد تا سال های پایانی عمر را در اندوه و تنهایی سپری کند. در ۱۹۸۴ به علت تومور مغزی مورد عمل جراحی قرار گرفت و ظاهرا بهبود یافت اما طی چند سال بعد وضع جسمانی اش به وخامت گرایید و در شب چهارم سپتامبر ۱۹۸۹ در شهر لوزان سوئیس، هنگامی که درخواب بود، از دنیا رفت.
مقالات مرتبط با کتاب تبهکار
داستان های معمایی و تریلر، قلمرو هیجان و تعلیق
داستان های معمایی و تریلر، قلمرو هیجان و تعلیق
ادامه مقاله
نظر کاربران در مورد "کتاب تبهکار"
1 نظر تا این لحظه ثبت شده است

داستانی جنایی که به خوبی ذهن را درگیر میکند

1403/09/09 | توسطف. ایرانمنش
0
| |