«ماهیت و جوهره ی تئاتر روبر لپاژ» اثر الکساندر دونجروویچ، کتابی در حوزه مطالعات تئاتر، نقد اجرا و زندگینامه هنری است که به بررسی زیباییشناسی و روش خلاقانه یکی از مهمترین کارگردانان تئاتر معاصر، روبر لپاژ، میپردازد. این اثر که نخستینبار در سال ۲۰۰۳ منتشر شد، فقط معرفی کارنامه یک هنرمند نیست، بلکه کوششی نظری برای فهم نوعی تئاتر است که در آن حافظه، فناوری، بدن بازیگر، تصویر، شیء و فرآیند جمعی خلق به شکلی ارگانیک در هم تنیده میشوند. ایده مرکزی کتاب این است که تئاتریالیته در آثار لپاژ از ترکیب تئاتر گروهپرداز، بینارسانهای بودن، استعارههای بصری و بازسازی حافظه فردی و جمعی پدید میآید؛ یعنی صحنه برای او نه محل اجرای متنی از پیش تثبیتشده، بلکه آزمایشگاهی زنده برای کشف فرم، معنا و تجربه است. دونجروویچ در بخش مهمی از کتاب به شیوه خلق گروهی آثار لپاژ و کمپانی او، اکس ماکینا، میپردازد. در این روش، نمایش معمولا از متن آماده آغاز نمیشود، بلکه از تمرینهای کارگاهی، بداههپردازی، بازی با اشیاء، تصاویر، ایدههای پراکنده و خاطرات شخصی شکل میگیرد. نویسنده برای توضیح این فرآیند از چارچوب «چرخههای آر.اس.وی.پی» بهره میگیرد؛ الگویی که بر منابع، امتیازگذاری یا نشانهگذاری، ارزیابی و اجرا تأکید دارد. بر اساس این نگاه، اثر نمایشی در طول تمرین ساخته میشود و متن تنها یکی از نتایج فرآیند است، نه نقطه آغاز مطلق آن. این ویژگی سبب میشود تئاتر لپاژ سیال، چندلایه و دائما در حال بازنویسی باشد. یکی از محورهای اصلی کتاب، تحلیل بینارسانهای بودن آثار لپاژ است. دونجروویچ نشان میدهد که فناوری در تئاتر او نقش تزئینی یا صرفا چشمگیر ندارد، بلکه به عنصری روایی و شاعرانه تبدیل میشود. ویدئو پروجکشن، نورپردازی پیچیده، سازههای متحرک، ماشینآلات صحنه و تصاویر دیجیتال در آثار لپاژ همانقدر در تولید معنا نقش دارند که بازیگر و دیالوگ. صحنه او کیفیتی سینمایی پیدا میکند، اما بیآنکه به سینما تبدیل شود. تکنیکهایی مانند تغییر زاویه دید، کلوزآپ، محوشدن تصویر، پرش زمانی و جابهجایی سریع مکان، از راه نور، حرکت صحنه و بدن بازیگران بازآفرینی میشوند. به این ترتیب، لپاژ مرز میان تئاتر و سینما را محو میکند، اما «زنده بودن» اجرا را از میان نمیبرد. مضمون حافظه و هویت نیز در مرکز تحلیل دونجروویچ قرار دارد. او نشان میدهد که آثاری مانند «سهگانه اژدها» و «سمت پنهان ماه» فقط تجربههایی فرمی نیستند، بلکه کاوشهایی درباره گذشته، مهاجرت، تاریخ، خانواده، تنهایی و جستجوی خویشتناند. در جهان لپاژ، حافظه امری خطی و ثابت نیست؛ بلکه مجموعهای از تصویرها، اشیاء، صداها و زخمهای ناتمام است که روی صحنه دوباره ترکیب میشوند. بدن بازیگر، یک چمدان، یک صفحه ویدئویی یا سازهای مکانیکی میتواند به دریچهای برای ورود به خاطره تبدیل شود. از این منظر، فناوری در آثار او نه دشمن انسانیت، بلکه ابزاری برای تجسم فضای درونی ذهن و تاریخ پنهان انسانهاست. نقطه قوت مهم کتاب، دسترسی تحلیلی آن به پشت صحنه فرآیندهای خلاقانه لپاژ است. دونجروویچ بهخوبی نشان میدهد که چگونه ایدههای انتزاعی از مسیر تمرین، خطا، تکرار و کشف جمعی به استعارههای بصری و مکانیکی تبدیل میشوند. همچنین کتاب در پیوند دادن نظریههای اجرای معاصر با تحلیل نمونههای مشخص موفق عمل میکند و برای فهم تئاتر پستدراماتیک منبعی مهم به شمار میآید. با این حال، زبان تخصصی و آکادمیک آن ممکن است برای خواننده ناآشنا با نظریه تئاتر دشوار باشد. افزون بر این، از آنجا که آثار لپاژ حتی پس از اجراهای اولیه نیز تغییر میکنند، هر تحلیل ثابتی ناگزیر فقط بخشی از حیات متغیر آنها را ثبت میکند. در مجموع، «ماهیت و جوهره ی تئاتر روبر لپاژ» کتابی کلیدی برای فهم هنرمندی است که جادوی کهن تئاتر را با ابزارهای فوقمدرن احیا میکند. دونجروویچ لپاژ را کارگردانی نشان میدهد که همزمان شبیه شمن، معمار، تدوینگر و تکنسین عمل میکند؛ هنرمندی که ثابت میکند ماشین، تصویر و پیکسل نیز میتوانند در کنار بدن زنده بازیگر، حامل احساس، خاطره و شاعرانگی باشند.
درباره الکساندر ساشا دونجروویچ
الکساندر ساشا دونژروویچ، استاد تمام هنرهای نمایشی، کارگردان تئاتر، نویسنده و دستیار مدیر تحقیقات در کنسرواتوار سلطنتی بیرمنگام است.
دسته بندی های کتاب ماهیت و جوهره ی تئاتر روبر لپاژ