کتاب راز رخشید برملا شد

The Rokhshid secret was released

  • 10 % تخفیف
    قیمت : 30,000 | 27,000 تومان
  • موجود
  • انتشارات: نیماژ نیماژ
    نویسنده:

مشخصات کتاب راز رخشید برملا شد
شابک : 978-6003675339
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 192
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2019
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 15
زودترین زمان ارسال : 28 مهر

معرفی کتاب راز رخشید برملا شد اثر علی سلطانی

ابهامات و آنچه در دل و ذهن و چشمان رخشید نهفته بود، باعث شده بود که این گونه توی سرم جولان دهد. من داشتم به او فکر می کردم چون می خواستم کشفش کنم نه تصاحب ! از طرفی هم ته دلم نمی خواستم تمام زوایای ذهنی و رفتاری اش برایم روشن شود. احساس می کردم رخشید مانند کتابی ست که هر بار بخوانمش چیز جدیدی دستگیرم می شود. مانند فیلمی که هر بار ببینمش نکته ی تازه ای از آن خواهم یافت. مانند یک موسیقی عمیق که هر بار گوش کنم یک نت بکر از آن کشف خواهم کرد. دلم می خواست مدام ببینمش، بخوانمش، به اصوات آهنگینی که توی وجودش جریان داشت گوش کنم تا هر بار چیزی از درونش بیابم که خودش هم از آن بی خبر است

کتاب راز رخشید برملا شد

علی سلطانی
علی سلطانی، نویسنده، داستان نویس و فیلمنامه نویس جوان کشورمان متولد دهه هفتاد است. علی سلطانی مهندس مکانیک است و مهارت زیادی در نویسندگی دارد.علی سلطانی نویسنده کتاب "راز رخشید برملا شد" است. کتاب رازِ رُخشید برملا شد در اولین روز فروش در نمایشگاه کتاب سال 98 با استقبال فراوان و چشم گیری رو به رو شد و چاپ اول این کتاب در روز اول نمایشگاه به پایان رسید !کتاب این نویسنده جوان با فروش بی سابقه اش همه را حیرت زده کرد و این نشانه هوش نویسنده جوان بود
دسته بندی های کتاب راز رخشید برملا شد
قسمت هایی از کتاب راز رخشید برملا شد (لذت متن)
موهاشو کوتاه کرده بود، انقدر کوتاه که اگه دست میبردی لای موهاش از بین انگشت های دستت هیچ تار مویی بیرون نمیزد.

قبل از این که حرفی بزنم خندید گفت چیه ؟ توام مثه بقیه میخوای بگی موی بلند خیلی بیشتر بهت میومد ؟ میخوای بگی اونجوری خیلی جذاب تر بودی ؟هیچی نگفتم و فقط نگاهش کردم، ادامه داد از صبح که اومدم دانشگاه هر کدوم از بچه ها که منو میبینن همینو بهم میگن گفتم خب راست میگن دیگه موی بلند خیلی بیشتر بهت میومد، یکم اومد نزدیک تر زل زد تو چشمام گفت یه سوال دارم سرمو تکون دادم که سوالت چیه ؟ گفت چرا قبل از این که کوتاه کنم یبار بهم نگفتی موهات قشنگه ؟ چرا حتی یبار به زبون نیاوردی که فلانی موی بلند بهت میاد ؟ راست میگفت، تا حالا بهش نگفته بودم، پا شد و از کلاس رفت بیرون، فردای اونروز ندیدمش توی دانشگاه، بچه ها گفتن دیروز کارای انصرافش انجام شد و رفت واسه همیشه. کتاب راز رخشید بر ملا شد | معرفی و قیمت کتاب

یکم ناراحت شدم اما بعد یادم رفت، یه هفته از رفتنش گذشت، من کلاسهای روز دوشنبه رو بخاطر این که تا ظهر سرکار بودم دیر میرسیدم دانشگاه، اون دوشنبه وقتی رفتم سر کلاس دیگه اون صندلی ردیف آخر کنار پنجره برام خالی نبود! وقتی با بچه ها نشسته بودیم به حرف زدن، دیگه کسی نبود با یه لیوان نسکافه بیاد کنارم بشینه و وقتی داشتم الکی مخالفت میکردم و حرفای غیر منطقی میزدم با حرفام موافق باشه، دیگه کسی نبود یک ساعت توی سلف منتظر بشینه و از کلاسش بزنه که تنها ناهار نخورم، دیگه هیچ خبری از این اهمیت دادن ها نبود، اما من اینارو وقتی فهمیدم که رفته بود، واسه همیشه رفته بود، انقدر ندیدمش که رفت! میدونی ما بعضی وقتا اون کسی که باید ببینیم رو نمیبینیم، حسش نمیکنیم، انقدر بهش اهمیت نمیدیم که سرد میشه، ذوقش کور میشه ! مگه آدم چقدر تحمل داره ؟ وقتی یه نفر بهت اهمیت میده نیاز داره که گاهی به روش بیاری، بهش بفهمونی فلانی حواسم هستا، حتی بعضی وقتا آدم جلوی آینه که می ایسته، خودش رو از چشم اون کسی میبینه که بخاطر اون توی ظاهرش تغییر ایجاد کرده، نیاز داره یه جور دیگه نگاهش کنی، یه کلمه بگی فلانی امروز فرق کردی، آدم نیاز داره، میفهمی ؟ این نیاز اگه برطرف نشه برای همیشه میره، اول رفتنش رو باور نمیکنی، چون انقدر حضور داشته، انقدر پر رنگ بوده که هیچ وقت فکر نمیکردی بذاره بره ! اما ببین....آدمای اینجوری وقتی رفتن، وقتی نبودن جای خالی شون بدجوری حس میشه، با توام...حواست هست ؟ کتاب راز رخشید بر ملا شد | معرفی و قیمت کتاب