بیلی

Billie

مشخصات کتاب بیلی
مترجم :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-8392-05-7
تعداد صفحه :192
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2013
سری چاپ :14
زودترین زمان ارسال :5 فروردین

از پرفروش ترین رمان های فرانسه

معرفی کتاب بیلی اثر آنا گاوالدا | ایران کتاب

کتاب بیلی، رمانی نوشته ی آنا گاوالدا است که اولین بار در سال 2013 انتشار یافت. این رمان که در فرانسه به فروش فوق العاده بالایی دست یافته و به بیش از بیست و پنج زبان ترجمه شده، در زمره ی محبوب ترین رمان های فرانسوی در سال های اخیر قرار می گیرد. این اثر جذاب از گاوالدا، تصویری درخشان از زندگی در پاریس است و داستان دو شخصیت جوان به نام های بیلی و فرانک را روایت می کند که در دره ای در کوهستان سونس گیر افتاده اند. بیلی و فرانک با رسیدن تاریکی شب، به منظور کاستن از ترس و اضطراب یکدیگر، شروع به تعریف کردن قصه هایی از زندگی خود می کنند. این رمان در بخش های متناوب، خاطرات دوران کودکی دو شخصیت اصلی و وضعیت بسیار سخت کنونی شان را به شکلی موازی روایت می کند. هم فرانک و هم بیلی، جوانانی باهوش و بااستعداد هستند که شرایط بد پیرامون آن ها در دوران کودکی، باعث به وجود آمدن زخم هایی بر روح و روانشان شده است.

کتاب بیلی

نکوداشت های کتاب بیلی
Gavalda's moving story.
داستان تکان دهنده ی گاوالدا.
Google Books

A beautifully crafted novel for readers of all ages.
رمانی خوش ساخت برای مخاطبین در همه ی سنین.
Europa Editions

A sensitive, delicate, funny, immensley readable story.
داستانی پراحساس، پرظرافت، بامزه و فوق العاده خواندنی.
France 2

قسمت هایی از کتاب بیلی (لذت متن)
آن ها مثل سگ می دویدند؛ به یکدیگر غذا می دادند؛ با هم مست می شدند، باهم هشیار می شدند، باهم دعوا می کردند، یکدیگر را تنها می گذاشتند، از همدیگر خسته می شدند، یکدیگر را لوس می کردند، خودشان را برای هم لوس می کردند، از هم متنفر می شدند، از هم فاصله می گرفتند، از نو شروع می کردند، یکدیگر را ناامید می کردند، تحسین می کردند، هم را از نو می شناختند، تمام راه به هم کمک می کردند و به ویژه یاد گرفتند که در همه حال سرشان را بالا نگه دارند. آن ها زندگی می کردند.

ما همیشه با عشق فریب می خوریم، زخمی می شویم و گاهی غم بر وجودمان چیره می شود، اما باز هم عشق می ورزیم؛ و زمانی که با مرگ دست و پنجه نرم می کنیم، به گذشته نگاه می کنیم و به خودمان می گوییم: من بارها زجر کشیدم؛ گاهی اشتباه کردم، اما همیشه عشق ورزیدم.

با کینه به هم نگاه می کردیم. او ، حتما به خاطر این که همه چیز تقصیر من بود و من، به خاطر این که هیچ دلیلی نمی دیدم که این طور نگاهم می کند.