کتاب در ستایش شعر سکوت

In praise of silent poetry
کد کتاب : 13496
شابک : 978-9644481437
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 116
سال انتشار شمسی : 1395
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 10 خرداد

معرفی کتاب در ستایش شعر سکوت اثر هوشنگ گلشیری


شاید کمتر کسی باشد که داستان ایرانی خوانده باشد و نام هوشنگ گلشیری را نشنیده باشد.نویسنده ای ارزنده که در اوج قله تکنیک و ساختار داستان کوتاه و بلند فارسی قرار گرفته و با تکیه به زبان و فرم و کشف چشم اندازهای تازه همواره جایگاه خود را در نهایت بدعت و استواری در ادبیات داستانی ایرانی حفظ کرده است .اما داستان نهایت ذوق و قریحه گلشیری نیست.گلشیری فعالیت ادبی خود را از شعر آغاز کرد و در دهه چهل چند شعر در نشریات معتبر ادبی زمان خود به چاپ رسانید.میزان آگاهی او به ادبیات کلاسیک ایرانی مثال زدنی است و در همین راستا تسلط بالای او در نقد ادبی و همچنین در مورد زبان شعر کلاسیک را میتوان در دو مقاله بلند در باره شعر در کتاب در ستایش شعر سکوت دید.
در کتاب در ستایش شعر سکوت گلشیری در دو مقاله مندرج ،به تحلیل شعر منصور اوجی میپردازد و این موضوع را بستری میکند تا نظریات خود را در مورد اسلوب و نقد شعر مطرح کند.نظریاتی که وارد همه ابعاد فنی و محتوایی شعر شده و در جای جای کتاب میتوان رویکرد وی را نسبت به هنر شعر مشاهده کرد.
کتاب در کتاب در ستایش شعر سکوت تنها کتاب گلشیری است که در مورد نقد ادبی و شعر به صورت نظری سخن گفته است.

کتاب در ستایش شعر سکوت

هوشنگ گلشیری
هوشنگ گلشیری (زادهٔ ۲۵ اسفند ۱۳۱۶ در اصفهان – درگذشتهٔ ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ در تهران) نویسندهٔ معاصر ایرانی و سردبیر مجلهٔ کارنامه بود. مورّخان ادبی وی را از تأثیرگذارترین داستان‌نویسان معاصر زبان فارسی دانسته‌اند.او با نگارش رمان کوتاه شازده احتجاب در اواخر دههٔ چهل خورشیدی به شهرت فراوانی رسید. این کتاب را یکی از قوی‌ترین داستان‌های ایرانی خوانده‌اند.گلشیری کارش را با آموزگاری در روستاها و سپس‌تر در اصفهان آغاز کرد. از سال ۱۳۵۳ تا ۱۳۵۷ به دعوتِ بهرام بیضایی در د...
قسمت هایی از کتاب در ستایش شعر سکوت (لذت متن)
با فریادی به دنیا می آییم و آخرین دم را گویا به سکوت می گذرانیم. این به راستی تمثیلی است از شاعر شعر سکوت: ابتدا همه شغب است و، سرانجام، اگر در میانه قطع نشود، یا تمام نشود با تکرار خود و یا ماندن در دایرۀ مشتی مریدان چشم و گوش بسته، که همان سروده های پیشین را پیش چشم دارند، می رسد به همان قله ای که نیما در شعر های آخرش رسید… نه چون بسیاری از معاصران که از پس تجربه ها و شعرهایی ماندگار برمی گردند تا، شاید برای اینکه نامشان لقلقۀزبانها باشد، بر درگاه شعر کلاسیک، غزل و قصیده و مثنوی بیاویزند.