ژرمینال سیزدهمین کتاب از مجموعهٔ خانوادهٔ روگن ماکار است که در سال ۱۸۸۵ منتشر شد. این کتاب از مشهورترین آثار امیل زولا نویسندهٔ فرانسوی است. موضوع کتاب به طور کلی درباره ی اعتصاب کارگران است. . ژرمینال بیان خشم ناشی از استثمار عموم توسط عده ای محدود است اما همچنین ظرفیت انسانی برای شفقت و امید را نشان می دهد. اتین لانتیه کارگر بیکار راه آهن ، جوانی باهوش اما بی سواد با خلق و خوی خطرناک است. هنگامی که او نمی تواند شغل دیگری پیدا کندمجبور به بازگشت به کار در معدن لو ووروکس می شود. او متوجه می شود که همکارانش گرسنه بیمار و بدهکارند و توانایی تهیه غذا و لباس برای خانواده شان را ندارند.زمانی که شرایط در معدن رو به وخامت می رود لانتیه خود را رهبر جنبشی می بیند که می تواند گرسنگی یا سعادت را برای همه به ارمغان بیاورد.
[ژرمینال] به من فهماند که وقتی کتاب ها "کلاسیک" محسوب می شوند ، بیشتر اوقات آنها واقعا بسیار خواندنی و هیجان انگیز هستند.
شمع را خاموش کنید نیازی ندارم که ببینم افکارم چگونه اند.
اگر مردم بتوانند تنها کمی یکدیگر را دوست بدارند، می توانند بسیار خوشحال باشند.
تنها یک چیز به من دلگرمی می دهد و آن این اندیشه است که روزی این بورژوا ها را کنار خواهیم زد.
در این مطلب قصد داریم به تعدادی از کتاب های کلاسیک کوتاه بپردازیم که انتخاب هایی عالی برای ورود به جهان آثار کلاسیک به شمار می آیند.
«ادبیات فرانسه» از اشعار قرون وسطایی گرفته تا رمان های مدرن، برخی از تأثیرگذارترین و جسورانه ترین آثار را در ادبیات اروپا و جهان به وجود آورده
کاش بجای این همه بحث و جدل یک نفر این پایین مینوشت ترجمه سروش حبیبی رو نگیرم.لعنت
خیلی لذت بردم از خوندنش با اینکه پر از درد و رنج و سختی بود
در کل کتاب زیبایی بود اما چند مورد من رو اذیت کرد که شاید بیشتر مربوط به ترجمش باشه. نصف اول کتاب به توصیف شخصیتها و زندگیشون میپرداخت منتها با جزئیات خیلی زیاد که شاید برای برخی افراد حوصله سر بر باشه. اسامی افراد و مکانها خیلی زیاد بودن که شاید خواننده رو گیج کنه. پس برای تجربهی بهتر پیشنهاد میکنم اسامی رو بنویسین که قاطی نکنین یا اینکه کتاب رو سریعتر بخونین که وقفه ای نیفته و اسامی فراموش نشن. اما در کل شاید این توضیحات چندین فصل اول کتاب برای درک رفتار و خشم کارگران لازم بود. اگه اون بخش هارو بخونین تو نیمهی دوم کتاب به خصوص بخش 6 و 7 با یک شاهکار طرف خواهید بود.
پیشنهاد میکنم حتما بعدش ترزراکن شاهکار تکرار نشدنی زولا با ترجمه آقای نجابتی بخونید که رو دستش نیست با فتح پلاسان که داستان جذاب و عجیبی داره.کلا زولا نویسنده بسیار بزرگی بود اما تو ایران ترجمه درست درمونی از آثارش نیست.
لطفا و خواهشاً دوباره در ایران کتاب موجودش کنید خواستم بخرم پولشو جم کردم اومدم ک بخرم اتمام موجودی شد
درباره این اثر ناتورالیستی افاضات و تحلیل و نقدهای زیادی منتشر شده و از خوب بودن اون همین بس که حتی افراد علاقه مند به ادبیات و فاقد تحصیلات آکادمیک ادبی،توانایی تحلیل لایههای ادبی و نشانه شناسی آن را دارند. البته ساختار بیان زندگی و رنج کارگران در معدن و گرسنگی آنها چیزی بوده که مورد اهمیت زیادی قرار گرفته ( و البته موضوع اصلی داستان و هدف از خواندن آن همین است). اما بنده میخواستم مطرح کننده موضوعی باشم که بیشتر به سبک نگارش و نوشتار نویسنده برمیگردد نه به مکتب و نگرش واقع گرایی و طبیعت گرایی وی. با خواندن ژرمینال میتوان متوجه این شد که نویسنده هر چند بخش یکبار به سراغ شیوه زندگی جامعه بورژوازی میرود و با بیان عیاشی و لودگی آنها و ظلم در برابر کارگران نقد بورژوازی را با دقت همراه با قلم چکشء تراش دهنده خود شکل میدهد که در ادبیت فرانسه موضوع مهمی از مبانی نقد آثار است .حال آنکه خواندن آثار رئالیستی و خاصه ناتوراستی سخت و طاقت فرسا است، زولا متکی برسبک خود با بیان سر خطها یا به اصطلاح subtopicها و بیان و ساپورت کردن آنها با supporting sentenceها بدون بیان اضافی،خواندن را برای ما راحتتر میکند و این دانش و تکنیک زبانشناسانه فضا را برای ما آشکار میکند و با توجه به اینکه امیل زولا این تکنیک را هم در بیان فضا پیرامون کارگران و هم در بیان فضا پیرامون مدیران معادن و سرمایه داران حفظ میکند. در آخر،درس و آموزه ای برای ما باشد که چگونه ظلم حاکم را کنار بزنیم و عدالت را کسترش بدهیم
شما میتوانید با خواندن این رمان جذاب و گیرا با شرایط غیر انسانی نظام سرمایه داری در اروپای قرن نوزدهم و دلایل فراگیر شدن مارکسیسم آشنا بشوید. ترجمهی آقای سروش حبیبی خوب است اما مثل همهی ترجمهها تاریخ انقضا دارد و نیاز است ترجمه ای ویرایش شده منطبق با ادبیات جدید فارسی در چاپهای جدید ارائه شود. از مشخصات ترجمههای قدیمی میتوان به جمله بندیهای طولانی و پیچیده و به کار بردن واژگان ادبی غیر متداول اشاره کرد که خواننده را برای فهم مطالب به زحمت میاندازد.
یک شاهکار به تمام عیار با توصیفات کم نظیر قصه رنج و فلاکت بشر و حضور امید حتی در تاریکترین لحظهها و ایمان به رسیدن روز اجرای عدالت.
امیدوارم روزی یکی از مترجمهای چیره دست فرانسه، رمانهای امیل زولا رو به فارسی ترجمه کنند. مجموعه بیست جلدی خانواده روگن ماکار که شامل رمانهای ژرمینال، پول و زندگی، غول درون، شاهکار، فتح پلاسان و.... است یا به فارسی ترجمه نشده اند و یا ترجمه به درد بخوری از آنها در بازار کتاب ایران نیست! این در حالی است که مثلا نزدیک به ده ترجمه مختلف از رمان «قمارباز» داستایفسکی در بازار کتاب ایران موجود است که پنج تای آن مستقیما از متن روسی ترجمه شده...
درود بر شما واقعا جای این مجموعه با ترجمهی جدید و سطح بالا در ایران خالیه .
بهترین ترجمه ممکن از زولا از آقای نجابتی رمان ترزراکن که از ژرمینال هم بهتر بود برای من هم خود کتاب هم ترجمه ابر شاهکار و عجیب غریبش تو تاریخ ادبیات ایران موندگار شد! کاش باقی آثارش هم ایشون ترجمه میکردن.حیف و صد حیف که تو ایران مظلومترین نویسنده همین زولاست
درسته که خیلی از رمانهای مجموعه روگن ماکار ترجمه فارسی خوبی ندارند ویا حتی خیلی هاشون اصلا ترجمه نشدند. اما باید گفت که ترجمه سروش حبیبی فوقالعاده است. مستقیم از فرانسه ترجمه شده و شاید بشه گفت یک نمونه بی نقص ترجمه است. اما متاسفانه فعلا در بازار نایاب شده. ترجمه علی اکبر معصوم بیگی از شاهکار رو خوندم اون هم ترجمه خوبی بود.
من ترجمه نونا هجری رو دارم از پدرم گرفتم ترجمه خوبیه ؟
ترجمه بدی نیست بخونید
شاهکااااارى که سراسر تاریکى، فلاکت، شرارت، ظلم، گرسنگی، سردى، خونریزى و پژمردگیست وسعى در تغییر آنها به روشنایى، عدالت، انسانیت، برابرى، سیرى، گرمی، زندگی و روییدنست
تسلط نویسنده روی جزییات روزمرگیهای کاری کارگران، تصویرسازی عالی موقعیتها و شخصیتپردازی بینقص و همچنین انتخاب موضوعی همهگیر، با شروع و پایانی بسیار فکرشده، رمز ماندگاری و در اوج بودن ژرمینال بوده.. ترجمه بسیار خوب استاد حبیبی و وسواس ایشون در انتخاب واژهها ستودنیست
حتی یک لحظه هم در خواندن این اثر فاخر درنگ نکنید، به شدت متن زیبا و توصیفاتی بس محشر دارد و لذت وصف ناپذیر برای شما ایجاد میکند. در مورد ترجمه هم که ترجمه آقای سروش حبیبی فوق العاده هست. در عین روان بودن به متن اصلی هم متعهد بوده است.
بسیار زیباست و بقدری بیانش عالیه که همهی صحنهها پیش چشمت جون میگیره و انگار تو هم با شخصیتها تو صحنه حاضری
عالی و تاثیر گذار با ترجمه بی نظیر سروش حبیبی
ترجمه آقای ابوالفتح امام به نسبت ترجمه آقای حبیبی ، چگونه است؟
ترجمه سروش حبیبی که خوبه، بنده با ترجمه ابوالفتح امام خوندم، ترجمه خوبیه
ژرمینال در ایران معروفترین اثر امیل زولاست اما اوج کار امیل زولا و تاریکترین و غمگینترین اثر این نویسنده به عقیده بسیاری از خوانندگان آثارش رمان آسوموار هستش پیشنهاد میکنم حتما در کنار ژرمینال بخونیدش هرچند چاپ نمیشه و فقط یکبار در سال 61 نشر نیلوفر چاپش کرده مگر اینکه دست دومش بشه تهیه کرد امیدوارم تجدید چاپ بشه چون شخصیت اصلی ژرمینال فرزند ژروز شخصیت اصلی رمان آسوموار هستش و جالبه بدونید نانا هم در واقع برادر همین اتین در ژرمینال هستش که نانا هم چاپ نمیشه متأسفانه،ژرمینال و نانا روایت فرزندان ژروز تیره بخت هستش در کتاب بسیار غمگین و فوقالعاده زیبای آسوموار
البته ناگفته نماند شاید بعضی از عزیزان ندونن که امیل زولا در سال 1901 نامزد جایزه اولین دوره نوبل ادبیات شد بخاطر کتاب شهر آفتاب با نام اصلی (کار) که خوشبختانه ترجمه شده در سال 1367 توسط علی اصغر خبره زاده فقط یکبار در همون سال نشر جامی در دو جلد چاپش کرد اگه گیر آوردید دست دومش حتما بخونید چون تجدید چاپ نشده داستانش مثل ژرمینال رنج کارگران و فقر اما خیلی سطحش از لحاظ علمی بالاتره دیگ تقریبا اوج داستان نویسی زولاس که یکسال قبل مرگش نوشت
ممنون از نظر خوبت. ازش اسکرین شات گرفتم که نگهش دارم!
سلام دوستان لطفا هرکس کتاب روخونده و یادشه جواب بده من نمیدونم چه اتفاقی برای آلزیر افتاد و هرچقدر کتاب رو میگردم پاسخ رو پیدا نمیکنم ممنون میشم اگر میدونید بگید🙏🏻
از گرسنگی و تب مرد
عزیز من چرا موضوع کتاب را افشا میکنی؟ شما اشتباه کردید و عزیزی که پاسخ شما را داده اشتباهی بزرگتر
واقعا که... فرهنگ کتابخونی ندارید؟!
ایران کتاب باید واقعا یه ساز و کاری برای این کامنت هایی که اسپویل میکنند در نظر بگیره. متاسفانه این اوج بی فرهنگیه. اومدم نظر دوستان رو بخونم ترجمه مناسب رو پیدا کنم، که این کامنت رو دیدم. مقدار زیادی از اشتیاق خوندن کتاب از بین میره.
بهترین ترجمه و ناشر کدوم هست؟سروش حبیبی برای امیرکبیر هم ترجمه کرده کدوم کاملتر و نزدیکتر به قلم نویسنده ترجمه شده؟
نشر نیلوفر ترجمه سروش حبیبی
نوشت این کتاب فقط از فقط زولا بر میاید و ترجمهی به این دلنشینی از حبیبی.